چرا روز قدس داریم اما روز قره باغ نداریم؟!/ شامان

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، جمعه آخر ماه رمضان هر سال در ایران بعنوان روز قدس نامگذاری شده است در این روز مردم ایران با هدایت حکومت این کشور بال حضور در خیابان ها بر علیه اسرائیل شعار می دهند.

در این رابطه یادداشتی با عنوان “روز قدس بر تمام ملل تحت ستم مبارک باد” در شبکه های اجتماعی انتشار یافته است که از زاویه دیگر به مسئله قدس_اسرائیل پرداخته است.

هم اینک این یادداشت به شرح زیر در پیشروئی شما قرار دارد:

گرچه در سده‌های اخیر دنیای اسلام از حیل و دسایس غرب خالی نبوده است، اما از ابتدای قرن بیستم دو پروژۀ هم‌زمان توسط غرب در دنیای اسلام عملی گردید که در عین وجود تفاوت‌ها، شباهت‌های زیادی نیز با هم دارند: یکی سپردن کنترل منطقۀ فلسطین به یهودیان و دیگری سپردن کنترل منطقۀ ایران کنونی به اقلیت اتنوپولیتیک تاجیک (امروزه فارس). شباهت اصلی این دو پروژه خلع ید مردمان بومی از مدیریت مناطق خود است.

در فلسطین یک اقلیت یهودی که از خارج آمده بودند با کمک انگلیس مقدرات کشور را به دست گرفتند و سپس کم‌کم با مهاجرت بیشتر شدند. در ایران با تلاش‌های انگلیس و پارسیانی که از هند وارد شده بودند اقلیت اتنوپولیتیک تاجیک به رأس حکومت گمارده شد و تاجیک‌ها کم‌کم با آسیمیلاسیون و فارس‌زبان‌سازی دیگران بیشتر شدند.

عربی یکی از زبان‌های رسمی فلسطین است. در فلسطین، عرب‌ها در مدارس و برخی دانشگاه‌ها به زبان عربی آموزش می‌بینند و عربی در ادارات و دادگاه‌ها کاربرد دارد و تابلوی خیابان‌ها، حداقل در مناطق عرب‌نشین، علاوه بر زبان عبری به زبان عربی نیز نوشته می‌شود. اما در ایران تورکی تماماً ممنوع شد و نه در مدارس و دانشگاه‌ها و نه در ادارات و دادگاه‌ها ویا جای دیگر هیچ کاربردی ندارد. تابلوی هیچ خیابانی هم به زبان تورکی نوشته نمی‌شود.

در فلسطین اعراب با یهودیان خیلی فرق دارند. ظاهر، لباس، خوراک، دین و زبانشان فرق می‌کند. علاوه بر این‌ها، چون یهودیان بیشتر از مناطق اروپایی به فلسطین مهاجرت کرده‌اند، از لحاظ فرهنگی نیز با اعراب فرق زیادی دارند. در ایران اما تورک و فارس جز در زبان فرق ظاهری خاصی با هم ندارند. تفاوت البسه نیز با برنامۀ کشف حجاب که تنها تغییر آن در ایران تغییر لباس تورکان بود رفع گردید. همچنین، تورک‌ها و فارس‌ها به دلیل داشتن دین و مذهب مشترک و قرن‌ها زندگی در کنار هم فرهنگ مشابهی نیز دارند. لذا روند آسیمیلاسیون بدون مانع خاصی پیش رفت.

در هر دو کشور اما، بودند و هستند کسانی که شعور ملی خود را از دست ندادند، و چشم بیدار و پاسدار ملت خود شدند. نه عرب‌ها با قتل‌عام و اخراج در فلسطین از بین رفتند و نه تورک‌ها در ایران تماماً آسیمیله شدند. گرچه نه کشورهای عربی به اعراب فلسطین و نه کشورهای تورک به تورک‌های ایران کمک خاصی نکردند یا نتوانستند بکنند، ولی در هر دو منطقه، نه مشعل آزادی لحظه‌ای خاموش نشد و نه بیرق قیام علیه ستم ملی بر زمین افتاد.

شباهت دیگر این دو جغرافیا دامی‌ست که غرب برای حل مسألۀ ملی در نظر گرفته و کلاهی‌ست که بر سر مردمان صاحب این جغرافیاها می‌خواهند بگذارند. در فلسطین بخش بزرگ‌تر خاک عرب‌ها غصب شد و قسمت کوچکی را به عنوان فلسطین می‌خواهند مستقل کنند و در ایران هنوز منتظرند تا ببینند اگر توانستند دوباره تورک‌ها را تحت انقیاد فارس‌ها نگه دارند و اگر نتوانستند آخرین پلان‌شان این است که قسمت کوچکی از وطن تورکی را به نام آذربایجان جنوبی به تورک‌ها هدیه کنند.

گرچه بعید است اعراب بتوانند دوباره خاک غصب شدۀ خود را از چنگال دشمن صهیونیستی آزاد نمایند، اما در ایران، تورک‌ها هنوز در تمام کشور هستند و اگر بخواهند و بتوانند متحد شوند قادر خواهند بود تا دوباره کنترل و مدیریت میراث پدران خود را به دست گیرند.

شامان برگیتای بؤروتیگین