۸ نفر دارند۸۰ میلیون نفر را زنده بگور می کنند

روزهای سختی است.

شاید سخت ترین روزهای تاریخ معاصر.

آنهایی که وسعشان تنگ است این سختی را در مغز استخوان خود حس می کنند.

بیکاری و فقر و فساد٬ وقتی در کنار بی عدالتی، قرار گیرد مانند گاز خردل می شود و تا اعماق روح و وجود را می سوزاند.

انسان همانند اب٬ نیازمند معیشت، عدالت، دانایی، احترام، امید، صداقت و حریت است.

ایران امروز از تمامی این مفاهیم بتدریج دارد تهی می شود.

بی ابی به دلیل بی کفایتی و کوته بینی حاکمان بر سراسر کشور حاکم شده و رودخانه و دریاچه های بزرگی چون دریاچه اورمیه که در حکم دریا بودند خشک شدند.

آب و خاک و هوا به خاطر فزونی آلاینده ها و فضا نیز به دلیل وجود پارازیت آلوده شده است. از زمین و زمان بیماری می جوشد. درصد بالایی از ایرانیان گرفتار انواع مهلکی از بیماریهای صعب العلاج شده اند.

۳۰ درصد مردم به دلیل دزدی و اختلاس در موسسات مالی مالباخته شده اند. در اکثر شهرها از کارگر  و برزگر گرفته تا معلم و دانشجو از بازنشسته . خانم خانه دار گرفته تا راننده تاکسی و کارمند در مشقت و عذاب و اعتراض هستند.

مواد مخدر هم که امان خانواده ها را بریده است.

جاه طلبی حکومت تهران دارد موج می زند و جوانان کشور به عنوان مدافع حرمی که وجود ندارد در راه دفاع از حرامیان در سوریه کشته می شوند.

عدالت در زندانها و شکنجه گاهها ذبح شده و کرکسها بر اشیانه عقابها نشسته اند.

خرافه جای دانایی و آگاهی را گرفته و مرتجعان واماندگان، دین و دنیا و افکار انسانها را به قهقرا برده اند.

احترام  به انسانها و آزادیهای معقول اجتماعی یه بدترین وجه ممکن٬ هدف کینه و عقده قرار گرفته و نادانان کریه المنظر بر دانایان چیره شده اند و پستها و فرومایگان بر همه جا و همه کس مسلط گشته اند.

امید و صداقت و حریت هم در چنبره یاس٬ دروغ٬ ظلم و اسارت گرفتار آمده است.

جای تردید نیست که زورمندان و زرداران و مزوران در ایران امروز٬ پایه های مقبولیت و مشروعیتشان را بر پندارهای افراطی و داعش وار از دین و مذهب٬ ولایت مطلقه ای مستبدتر از سلطنت مشروطه و هویت قومی و زبانی اقلیتی تندرو، تخیل نگر  و بریده از توده ها استوار کرده اند.

یکی دین اسلام و مذهب تشیع را تنها منبع دانایی و توانایی معرفی می کتد٬ آن دیگری اطاعت از رهبر را در امتداد اطاعت از خداوند می داند و نهایتا هم گروهی دیگر ایران کثیرالمله را صرفا سرزمین آریایی ها می پندارد و دیگر اقوام فلات ایران که اتفاقا اکثریت مطلق نیز هستند را بیگانه و مهاجم قلمداد می نماید.

فاناتیزم مذهبی، دگماتیزم سیاسی و فاشیزم قومی اضلاع این مثلث تباهی هستند.

تمامی ایران٬ یکصد سال است که کمابیش گرفتار این شیطان سه سر است.

یکصد سال است که ایران و ایرانی به بهانه هایی چون ایرانیت و اسلامیت دارند شلاق می خورد.

امروز جهانبخش محبی‌نیا از نمایندگان غرب آذربایجان در مجلس ایران گفته است مردم دیگر از حکومت ناراضی اند و کشور دارد از هم می پاشد.

اما نه فقط کشور دارد از هم می پاشد که ایران دارد با ۸۰ میلیون جمعیتش زنده بگور کشته می شود.

قاتل این همه انسان کیست؟

نیازی به بیان نیست٬ جوابش اظهر من الشمس است.

منجی کیست؟

منجی ملت از باتلاق عمیق بدبختیهای بی پایان امروز عبارت است از:

تلاش، عدالت، آزادی، قانون، حکومت اکثریت، احترام به اقلیت، انتخابات آزاد، توجه به علم و تعلیم و نیز احترام به اصول جهانی.

فراموش نکنیم که با بازگشت به گذشته اوضاع بدتر٬ سیاهتر و تباهتر خواهد شد و از وضعیت صفر هم خواهد گذشت و به زیر صفر تنزل خواهد کرد.

انسانی که چشم به عقب دارد قابلیت پیشرفت ندارد. او خواه ناخواه عقبگرد خواهد کرد.

بهروزی ملی در پیشروی آگاهانه و در پندپذیری از تاریخ میسر است.

شیفته گذشته ماندن و گرفتار احساس خودبرتربینی شدن از ویروس هیو نیز خطرناکتر است.

حکومت کنونی گرفتار نارسیزم و سادیسم شده است.

۸ خانواده به جان ۸۰ میلیون نفر افتاده اند.

چاره ای نمانده است.

این عبای کهنه و پاره پوره را باید عوض کرد!