۱۷ دیماه/ سالروز شهادت بابک خرمدین

در روز  (۱۷ دیماه برابر با) هفتم ژانویه سال۸۳۱ میلادی بابک خرمدین قهرمان ملی آذربایجان و ایران، در شهر سامراء به امر خلیفه عباسی به طرز بی حمانه ای کشته شد.

بابك فرزند مرداس در منطقه آذربایجان و در دوره ای كه در پی حکومت ظالمانه خلفای عباسی، توده‌های مردم در سختی و فشار كمرشكنی قرار داشتند به دنیا امد. در شرایطی که ناامیدی، بدبختی و ستم تمام اقوام فلات ایران را در برگرفته بود مردم نواحی آذربایجان كه بیش از پیش در معرض ظلم و تعدی مأمون و معتصم عباسی قرار داشتند به اطراف آتشی گرد آمدند كه جاویدان فرزند شهرك، آن را بر فراز كوهستان‌های اردبیل (اورتابئل) برافروخته بود. این امر سبب شد كه بابك خرمدین نیز به حلقه این مبارزان بپیوندد.

نام اصلی بابک از طرف بعضی تاریخ نگاران”حسن” نوشته شده است و نام برادر وی هم”عبدالله”بوده است.
نام و عنوان”بابک” در تاریخ باستان ترکان به قهرمانان و سرداران بزرگ از طرف بزرگان و ریشسفیدان اعطا می شده است.
براساس تحقیقات دکتر حسین فیض اللهی وحید که از نویسندگان بزرگ آذربایجان می باشد دین  بابک دین اسلام بوده است و براساس این تحقیقات لقبهای زندیق و خرمی دینان از طرف دربار عباسی و روحانیون درباری به بابک و یارانش داده میشد تا بهانه ی برای سرکوب آنان داشته باشند و لشکریان خود را تحریک به جنگ با آنان کنند.
بابک که در راستای آزادی آذربایجان از اشغال خلیفه عباسی مبارزه می کرده است در طول 20 سال فرماندهی اش نزدیک به 42 حمله عرب ها درهم شکست.

قلعه بذ و یا جمهوریت واقع در کلیبر ارسباران”قاراداغ”مقر فرماندهی بابک در جنگ با نیروهای اشغالگر خلیفه عباسی بوده است.

بابك پس از مرگ جاویدان در سال ۲۰۰هجری قمری جانشین وی شد و این نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه است. عظمت اندیشه، مردانگی بی بدیل، صداقت بیان و قدرت اراده او سبب شد تا بیشتر اقوام منطقه به این جنبش آزادیخواهی پیوستند و اتحاد این گروهها باعث شد تا به مدت چند دهه مقاومت گسترده ای در برابر عباسیان در منطقه آذربایجان پدید اید.

متاسفانه حماسه بابک به دنبال خیانت یک فرمانده ایرانی به نام افشین با شکست مواجه شد و وی به وعده تسلط بر خراسان؛ با خدعه و نیرنگ بابك را اسیر كرد و او را از اوج كوهستان‌های پر افتخار بذ و قصر جمهور به بغداد روانه كرد

. به دستور معتصم، در حضور درباریان و خود خلیفه، به ترتیب دست‌ها و پاهای بابك را از تن جدا كردند و او را مثله كردند تا جان سپرد.

می گویند که بابك پس از قطع دست راستش با دست چپ خون دست راست را بر چهره خود مالید و تمام صورتش را گلگون از خون كرد……چون معتصم را چشم بر بابك افتاد ، گفت : ای سگ ! چرا در جهان چنین فتنه انگیختی ؟ هیچ جواب نداد . تا هر چهار دست و پایش را بریدند و چون یك دستش بریدند . دست دیگر در خون زد و و روی خود مالید و همه روی خود از خون خود سر خ كرد. معتصم گفت : ای سگ ! این چه عملیست گفت : در این حكمتی است ، شما هر دو دست و پای مرا خواهید برید و گونه روی مردم از خون سرخ باشد . چون خون از روی رود رو زرد شود ، من روی خویش از خون خود سرخ كردم تا چون خون از تنم بیرون شود، نگویند كه رویش از بیم زرد شد .

همه ساله در روز دهم تیرماه٬ مردم‌ اذربایجان که به صورت سمبلیک این روز را به عنوان روز میلاد بابک خرمدین می دانند در شهر کلیبر اهر آذربایجان در قلعه بابک گردهم می آیند و یاد این بزرگمرد تاریخ را گرامی میدارند.

این تجمع که از سال ۱۳۷۸ در آذربایجان اغاز شده بود و تا سال ۱۳۸۴ همه ساله با حضور دهها هزار نفر برگزار میگردید به تدریج با سرکوب شدید نیروهای امنیتی روبرو گردید.