چرا والدین موظف به آموزش زبان مادری به فرزندان خود هستند؟

والدین موظف به آموزش زبان مادری به فرزندان خود هستند. می پرسید چرا؟ زیرا:

۱- از لحاظ اخلاقی و اصل امانتداری والدین وظیفه دارند امانتی بس ارزشمند و گرانبها به نام زبان مادری را که از اجداد و نیاکان سینه به سینه و نسل به نسل به آنها رسیده را بدون اینکه خللی به امانت وارد شده باشد و بدون انقطاع به فرزندان خود منتقل کنند.

۲ – والدین یک فرصت استثنایی و ویژه‌ی زبان آموزی را از کوکان خود نگیرند – همانطور که مستحضرید آموزش یک زبان، پروسه‌ای طولانی و پر زحمت می‌باشد یک دانش آموز مدرسه‌ای سالها ، عمر ،استعداد و هزینه خود را صرف آموزش زبانهایی مثل عربی و انگلیسی می‌کند ولی در پایان تحصیلات و اخذ دیپلم از مکالمه حتی چند جمله به این زبانها عاجز است ولی زبان مادری اتوماتیک وار در عرض سالهای اولیه زندگی کودک آموخته میشود و هیچ گاه فراموش نمی‌شود. پس دریغ کردن این فرصت برای آموزش مجانی زبان قدرتمند و پرارزش ترکی از کودکان کم لطفی در حق آنان و حتی خیانتی در حق کودکان هست.

۳ – آموزش زبانی به غیر از زبان مادری در بدو تولد و سالهای اولیه زندگی کودک، ارتباط او را با جامعه دچار اختلال خواهد کرد ، جامعه پیرامونی کودک (پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، عمو، دایی ، عمه و خاله و همسایگان و …) که به زبان مادری صحبت می ‌کنند برای کودکی که بغیر از زبان مادری با وی صحبت میشود جامعه‌ای غریبه تلقی شده و او را از تعامل صحیح با آنها باز می‌دارد و از همان سالهای اولیه کودکی ، او را به گوشه‌گیری و انزوا می‌کشاند و بذر ناهنجاریهای اجتماعی، مثل پرخاش‌گری ، اعتیاد و … را در دل او می‌کارد.

۴ – زبان دوم که بعضی از والدین نگران آموزش آن برای فرزندانشان هستند بدون هیچ مشکلی از طریق تماشای تلویزیون ، ارتباط با همسالان و مدرسه قابل آموزش هست ، کودکان دهه‌های قدیمی مثل : دهه‌های چهل ، پنجاه و …. بدون آنکه از امکانات امروزی و رسانه‌هایی مثل تلویزیون و … بهره ببرند با تاخیر بسیار زیاد در سن مدرسه، زبان دوم را آموختند و همین کودکان بودند که به مدارج بسیار عالی در کشور دست یافتند و گواه این مطلب ، مشاهیر،نخبگان و مسئولان رده اول مملکت هستند که همگی با زبان مادری خود در خانواده با آنها صحبت شده است.

۴- کودکانی که در خانواده با زبان غیر مادری با آنها صحبت میشود از درک و دریافت ارزشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه مادری خود بی‌نصیب هستند. هر زبان همانند مسافریست که پس از طی قرنها و دهه ها ، از زبان اباء و اجداد و پدران و مادران جاری گشته و عبارتهای ساخته شده و در حال تکامل به نسلهای بعد انتقال یافته ، قطع به یک باره این روند، ارتباط معنوی فرد را از این زنجیره فوق‌العاده قطع کرده و به واسطه آموزش زبان دوم او را به دنیایی و فرهنگی دیگر پرتاب کرده و عمیقا او را فردی بیگانه از همه داشته‌های فرهنگی خود بار می‌آورد اگر اندکی به اطرافیان خود توجه کنیم شاید نمونه‌هایی از این نوع اشخاص را بیابیم.

رفتن به نوارابزار