پیشینه تلفظ الکن واژه های فرنگی توسط دولتمردان ایرانی/مرادی مراغه ای

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، اکبر رنجبرزاده عضو هیأت رییسه مجلس ایران اخیرا  برای تلفظ درست موزه “لوور” در صحن علنی مجلس دچار لکنت زبان شده و این واژه فرنگی را به غیر از تلفظ صحیح اش به صورت های گوناگون تلفظ کرد که در فضای مجازی اسباب مضحکه و ریشخند مردم شد.

علی مرادی مراغه ای پژوهشگر آذربایجانی تاریخ معاصر ایران در یادداشتی به پیشینیه چگونگی تلفظ الفاظ فرنگی توسط دولتمردان ایرانی به شرح زیر پرداخته است:

“چندی پیش، یکی از نمایندگان مجلس هنگام سخنرانی در جلسه استیضاح وزیر جهاد کشاورزی، مطالبی را درباره موزه «لوور» پاریس خواند اما هر چقدر کوشش کرد موفق نشد نام «لوور» را به خوبی تلفظ کند و اسباب خنده شد…تاریخ معاصر ایران مشحون از این خبط هاست.
نقل است که در دوره‌ي اول مجلس شوراي ملي، در هنگام تنظيم بودجه‌ مملكتي، چون غالباً صحبت از حقوق دربار و مقام سلطنت مي‌شد اصطلاح «ليست سيويل» كه يك اصطلاح فرانسوي است دائماً از دهان وكلا خارج مي‌گرديد.ميرزامحمدعلي خان قوام الدوله تفرشي وزير ماليه، مدتها بدون آنكه به روي خود آورد كه معني اين كلمه را نمي‌داند در مباحثات شركت می جست. ولي بالاخره طاقتش طاق شده، سر به گوش وثوق الدوله، يكي از وكلاي آن دوره گذاشته و گفت: فلاني، اين ريش و سبيل چه معنايي دارد؟ من از مصطفي هم پرسيدم، او هم ندانست…! (هزار و يك حكايت تاريخي… ص275.)
مهدی بامداد در کتابش می نویسد که حاج امین السلطنه به قدری عوام و امی بود که غالب الفاظ را به غلط ادا میکرد.مثلا در سال1266ش در تهران تراموای اسبی ایجاد شده بود یکی از روزها که روضه خوانی داشت به روضه خوان گفت امروز خوب است برای من روضه تراموایی بخوانی.
روضه خوان از این حرف او خیلی تعجب کرد که روضه تراموای دیگه چه روضه است و پیش خود تصور کرد که ممکن است برای تراموای هم به تازگی روضه ای درست شده و او نمیداند.اما بعد معلوم شد که مقصود حاج امین السلطنه از روضه تراموای،روضه طرماح بن عدی از اصحاب حضرت علی و امام حسین بوده است(شرح رجال ایران…ج 3.ص416)
پر واضح است که این خبط ها تنها در مورد الفاظ انگلیسی یا فرانسوی صورت نمی گیرد بلکه در مورد الفاظی خودی و یا عربی نیز رخ می دهد اعتمادالسلطنه می نویسد:«در نهار عضدالملک، صحبت گل انداخت که سفیر عثمانی تعریف از شاه میکرده شاه فرمودند که استعجاب کرده است! امین السلطنه که سبب ترقی او زشتی صورت و خرافت سیرت است و سالی سی هزار تومان مداخل دارد دو سه بار پرسید که استعجاب چه معنی دارد؟ بالاخره من به تنگ آمدم و گفتم:حیوانی است که چهارگوش و سه چشم دارد.خیلی خفیف شد(یادداشتهای اعتمادالسلطنه…ص270.)
البته ما از شنیدن این حکایت خنده مان مییگیرد اما تاسف برانگیز و ناراحت کننده است چرا که نشان میدهند کسانی که باید در جایی قرار بگیرند که قرار نگرفته اند…در تاریخ ایران،کمتر حکومتی وجود داشته که طرفدار آموزه های غربی مانند قانون،حقوق بشر،آزادی های مدنی و کلا طرفدار ارتباط ایرانیان با غرب بوده باشد ناصرالدين شاه با آنكه شخصا شيفته مسافرت به اروپا بود اما بشدت مخالف ارتباط مردم ایران با فرنگی ها بود و اتباع كشور خود را از مسافرت به اروپا بازميداشت و حتى فرزندان خود را نيز اجازه نميداد كه در خارجه تحصيل نمايند. اين نظر شاه از موقعى كه (سال 1876 م) جنبش مشروطه‏خواهى تركيه آغاز شد قویتر شد يك بار در این مورد گفته بود «من مايلم درباريان من بیهوش و بی ‏اطلاع باشند و حتى ندانند بروكسل نام شهر است يا كلم‏.» (تاريخ ايران‏ج‏2…ص564)از کلمه قانون که محدود کننده قدرت مطلق اش بود چنان متنفر بود که وقتی اعتمادالسلطنه روزنامه های فرنگی را برایش می خواند هر موقع به واژه قانون می رسید بجای ترجمه کلمه قانون،از کلمه قایده استفاده می کرد…!
بیهوده نبوده که ميرزا ملكم خان ناظم الدوله زماني در سرمقاله شماره اول روزنامه قانون مي نويسد«ايران مملو از نعمات خدادادي است، اما چيزي كه همه اين نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است،در ايران هیچکس،مالك هيچ چيز نيست. حاكم تعيين مي كنيم بدون قانون، بندگان خدا را مي كشيم بدون قانون، … . سرتيپ معذول مي كنيم بدون قانون ، حقوق دولت را مي دزديم بدون قانون. مي بخشيم بدون قانون، شكم پاره مي كنيم…»
ميرزاابوالحسن خان ايلچي اولین سفیر ایرانی به انگلستان در دوره ي فتحعليشان قاجار است جالب است که اسم کتابی که سفرنامه اوست حیرت نامه گذاشته.خودش در توضيح علت نامگذاري سفرنامه اش مي نويسد: نظر به اينكه غرايب بسيار و بدايع بيشمار ملاحظه و در اين دفتر ثبت افتاده بود. البته سامعين و مطالعه كنندگان اين اوراق را تعجب و تحيري بي اندازه دست مي داد. لهذا اين رساله را حيرت نامة سفرا موسوم گردانيد میرزاابوالحسن خان از دیدن همه چیز در غرب دچار شگفتی و حیرت میگردد از قانونمندی،از تلگراف،تراموا،از وضعیت زنان…و بالاتر از همه از ‌آگاهي انگليسي ها نسبت به تاريخ ايران و می نویسد:« از تواريخ استحضار كامل دارد و بزبان فارسي مربوط وارد شده چون درِ صحبت گشوده شد از آگاهي مشاراليه به حال فضلاء و مشايخ ايران حيرت كردم…»(حیرت نامه …ص 133)
پس بیهوده نبوده که گفته اند آگاهی و دانش،بزرگترین قدرت است…”