پدران ترک ما ده‌ها سلسلۀ حکومتی در اکثر قاره‌ها تشکیل داده اند

باستان‌گرایان عظمت‌طلب پدیده‌های سیاسی، اجتماعی، تاریخی و … را نه آن‌گونه که هستند بلکه آن‌گونه که دوست دارند و به دلخواه خود تبیین و تفسیر می‌کنند و در این راه نیز اِبایی از دروغ‌گویی، جعل اسناد و … ندارند و به راحتی وجدان علمی را زیر می‌گذارند. به عنوان مثال:

۱. جمهوری آذربایجان به پایتختی شهر زیبای باکو کشوری مستقل است که عضو سازمان ملل متحد بوده و از طرف تمام کشورهای جهان، از جمله ایران، به رسمیت شناخته شده و نیز دارای روابط دیپلماتیک، تجاری و … با بیشتر کشورهای جهان، از جمله ایران، می‌باشد. اما باستان‌گرایان عظمت‌طلب (پان‌ایرانیست‌ها) کشور مذکور را «جمهوری باکو» می‌نامند!

۲. تورک‌های ایران را «آذری‌ها»ی تورک شده توسط مغول‌ها و سلجوقیان می‌نامند! اما در برابر ده‌ها سوال منطقی از جمله در بارۀ نحوۀ این دگرگونی زبانی، و گرامر، ادبیات مکتوب و فولکلور زبان آذری هیچ جواب، سند و مدرکی ارائه نمی‌کنند.

۳. در بارۀ هوش، درایت، کاردانی و توانایی پدران ما همین بس که ده‌ها سلسلۀ حکومتی در اکثر قاره‌ها تشکیل داده و فرمانروایی کرده‌اند. همچنین خطۀ زرخیز آذربایجان را همراه با ثروت عظیم مادی و معنوی آن، از جمله زبان شگفت‌انگیز تورکی، برای ما به ارث گذاشته‌اند. سرزمینی که در آن نه تنها کویر لوت به عرض ۳۰۰ کیلومتر و به طول ۹۰۰ کیلومتر نداریم بلکه حتی یک وجب هم کویر نداریم. همان‌گونه که فعل بی‌قاعده در زبان‌مان تورکی نداریم. اما علی‌رغم همۀ این واقعیت‌های مسلم بدون خدشه، طباطبائی پدران ما را «غلامان ترک شکم‌باره» می‌نامد!

۴. واقعیت این‌ست که در راستای ایجاد «یک دولت و یک ملت»، اقوام غیر فارس از جمله تورک‌های ایران نه تنها از حقوق اولیه و طبیعی خویش محروم هستند بلکه هستی مادی و معنوی و نیز شرف ملی آنان از سوی باستان‌گرایان عظمت‌طلب زیر ضربات سهمگین و کشنده قرار گرفته است.

مردان و زنانی که به ملتچی یا تورکچو مشهور هستند برای مقابله با پان‌ایرانیست‌ها که قصد نابودی هویت و شرف ملی تورک‌های ایران را دارند و برای تأمین حقوق برابر برای همۀ اقوام ایران به پا خواسته‌اند و تلاش می‌کنند تا حق اولیه‌شان مبنی بر اظهار، حفظ و گسترش هویت ملی خویش را به دست آورند که به حق کاری است انسانی و دموکراتیک و قابل تحسین و تشویق.

اما علی‌رغم این واقعیت، طباطبائی آنان را پان‌تورکیست نامیده و می‌گوید «پان‌تورکیزم ملغمه‌ای است از بی‌شعوری و…»!

سوال: آیا فحاشی‌های طباطبائی توانایی ایجاد لحظه‌ای درنگ در تلاش ملتچی‌ها به منظور تأمین حقوق برابر برای همۀ اقوام ایران را خواهد داشت؟

جواب منفی است. چون مرجع تیزبینان تورک ایران نه امثال آخوندف، تقی‌زاده، کسروی، طباطبائی و … بلکه الگوهایی نظیر علی تبریزلی، حمید نطقی و … می‌باشد.

طباطبائی احتمالاً بتواند در سالروز صدور فرمان مشروطه و در خانۀ مشروطه برای عده‌ای معدود همفکرانش تبریزِ صد سال قبلِ فاقد شعور ملی و سیمای «پخمه مشروطه‌چی‌لر» را که باعث سرنگونی حکومت ترکان قاجار شدند تصویر و تصور کند و بسان باده‌ای از نشئۀ آن مست گردد اما تا گامی از حلقۀ یاران معدود دور شود خواهد فهمید شاید هم فهمیده است که تبریز همان تبریز صد سال قبل نیست. «پخمه مشروطه‌چی‌لر مرده‌اند» و نیز احتمالاً خواهد فهمید «آبِ رفته به جوی باز نمی‌گردد».

قادر کیانی، دانش‌آموخته علوم سیاسی

رفتن به نوار ابزار