پادشاهی رضا شاه/ محسن رسولی

سلطنت رضا شاه شاهد ایجاد نظم نوین بود، او برای تضمین قدرت مطلق خود، روزنامه‌های مستقل را تعطیل کرد، مصونیت پارلمانی را از نمایندگان سلب کرد، و باز مهمتر از آن، احزاب سیاسی را از بین برد. او با کسب قدرت بلامنازع، اصلاحاتی اجتماعی را آغاز کرد. رضاشاه هرگز طرح قاعده مندی برای مدرنیزاسیون کشور ارائه نداد و اصلاحاتی انجام داد که هرگز قاعده مند نبود، ولی نشان می‌دهد که وی خواهان ایرانی بود که از یکسو رها از نفوذ روحانیون، دسیسه بیگانگان، شورش عشایر، و اختلافات قومی، و از سوی دیگر دارای موسسات آموزشی به سبک اروپا، زنان متجدد و شاغل در خارج از خانه، ساختار اقتصادی نوین با کارخانجات دولتی، شبکه‌های ارتباطی، بانکهای سرمایه‌گذار، و فروشگاه‌های زنجیره‌ای باشد.

در سال ۱۳۰۷، مجلس لباس قدیم اقوام ایرانی را غیرقانونی و همه مردان را به استثنای روحانیون ثبت نام شده، مجبور به پوشیدن لباس غربی و گذاشتن «کلاه پهلوی» کرد. هشت سال بعد این کلاه جای خود را به کلاه شاپوی اروپایی داد.

رضا شاه، برای دست یافتن به یکسان‌سازی ملی وسیعتر، در ژانویه ۱۹۳۸، دستور تأسیس یک اداره دولتی به نام سازمان پرورش افکار را صادر کرد. رئیس این اداره جدید، وزیر دادگستری بود که حالا موظف به هدایت نسل جوانتر به سوی خدمت به میهن بود.

رژیم انجمن پرورش افکار را به سرمشق از ماشینهای تبلیغاتی ایتالیای فاشیست و آلمان نازی برای تفهیم آگاهی ملی به مردم از طریق مجله، جزوه، روزنامه، کتاب درسی، و برنامه‌های رادیویی، تشکیل داد.

او علاوه بر این نام بسیاری از شهرها را تغییر داد. از این گذشته، شاه در سال ۱۳۱۳ به ترغیب سفارت خود در برلین فرمان داد که از این پس نام ایران جایگزین پارس (Persia) شود. بخشنامه دولتی توضیح می‌داد که نام پیشین یادآور انحطاط دوران قاجار بود و فقط به استان فارس اشاره داشت؛ در حالی که نام فعلی یادآور شکوه و عظمت باستان است و به زادگاه نژاد آریایی دلالت دارد

در نتیجه اصلاحات آموزشی رضاشاه، مکتبخانه‌های سنتی مذهبی، با مدارس ابتدایی نوین جایگزین شدند. کتابهای مدارس جدید، همه به فارسی، بوده و در تهران چاپ می‌شدند. این کتابها، جایگزین متون کلاسیک و قرآنی شدند که سابقاً تدریس می‌شدند. ضمناً، آموزش دیگر زبانهای مورد استفاده در ایران، ممنوع شد. تا سال ۱۹۳۰، حتی عربی از برنامه مدارس ابتدایی حذف شده بود و فقط در مقاطع بالاتر تدریس می‌شد. فارسی نه تنها حالا دیگر زبان ملی ایران بود، بلکه همه زبانهای اقلیت دیگر در کشور ممنوع شدند. چاپ کتاب و روزنامه به زبانی جز فارسی، ممنوع بود. در سال ۱۹۳۵، محمد علی فروغی کابینه اش را به مجلس معرفی کرد و فرصت یافت تا تأسیس یک فرهنگستان جدید را اعلام کند. وظیفه آن پالایش زبان فارسی با معرفی لغات فارسی جدید برای جایگزینی لغات عربی و خارجی بود. مطبوعات تحت نظارت شدید از سوی بخش ویژه‌ای در اداره پلیس بود، که سانسور را نه تنها روی محتوا اعمال می‌کرد، بلکه روی خالص بودن زبان حساس بود.

از صفحه فیس بوک محسن رسولی