وقتی دهان شفیعی کدکنی با «….»باز می شود !

حسن راشدی مطلبی تحت عنوان «وقتی دهان شفیعی کدکنی با «شاش»(1)باز می شود ! » تقریر کرده اند که از طرف خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، تقدیم خوانندگان گرامی می شود:
وقتی دهان فردی مثل محمدرضا شفیعی کدکنی که بسیاری از طبقه تحصیل‌کرده و بالادست جامعه فارس زبان و ایرانی، وی را روشنفکری باشخصیت ممتاز و ستودنی پنداشته و گفتار و رفتار وی را الگوی گفتاری و رفتاری خود قرار می دهند با «شاش» باز می شود، دیگر چه انتظاری از مردم قشر متوسط و پایین دست آن جامعه می توان داشت ؟!
قباحت کلمه شاش به حدّی است که لمپن‌ترین، فحّاش‌ترین و نازل‌ترین افراد جامعه هم از بکار گیری آن دوری کرده و آنرا با واژه دیگر جایگزین می کنند، اما الگوی ادب، اخلاق و شاعر شناخته شده و معروف، استاد زبان و ادب فارسی چنان نفرت نژادپرستانه و سیاه‌مغزانه نسبت به زبان،فرهنگ و ادبیات غیر فارسی اکثریت مردم ایران دارد که از بکارگیری چنین کلمه‌ای نه تنها ابا ندارد بلکه آنرا میان جمعی که الگوبرداران کنونی و آینده سازان آتی کشور خواهند بود مثل نقل و نبات می پراکند!
به سادگی می توان دریافت در درون روشنفکرترین و به ظاهر دموکرات‌ترین افرادی از این دست که خیلی‌ها از آنها در حدّ قدیسین یاد می کنند چه آتش نفرت و کینه و دشمنی نسبت به زبانها و فرهنگهای غیر فارسی مردم ایران نهفته است و چه آینده وحشتناک و تاریک نژادپرستانه جامعه چند زبانی و چند فرهنگی کشور را تهدید می کند؟!
از تاثیر چنین تفکرات تاریک و نفرت انگیز است که پان ایرانیستها در روز روشن دسته قداره‌بند راه انداخته و به بدیهی‌ترین آثار تمدن بشری یعنی به غرفه های کتابفروشی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه امسال در محل نمایشگاه حمله می کنند و خواستار عدم نمایش و فروش کتابهای ترکی که با مجوّز اداره ارشاد چاپ و منتشر شده، می‌شوند و تعجب آورتر از آن، عملی شدن خواسته‌های پان ایرانیست‌های قداره بند است که پرچم رسمی شان پرچم شیر و خورشید دوران پهلوی هاست و پرچم جمهوری اسلامی را قبول ندارند و بدون مانع و با نام و آرم « حزب پان ایرانیسم» به تجمع و سخنرانی و نفرت پراکنی علیه جوامع غیر فارس ایران می پردازند!

(1) با عرض معذرت از خوانندگان گرامی که مجبور شدیم این کلمه را در سر تیتر مقاله بکار گیریم