وحشت در اردوگاه پان فارسیسم/محمد رحمانی فر

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، حمله گروهی افراطی و اعضای حزب ناسیونالیست به انتشارات آذر تورک در نمایشگاه بین المللی باعث واکنش های متعدد از طرف جامعه فرهنگی آذربایجان شده است.

محمد رحمانی فر محقق و نویسنده آذربایجانی در این رابطه یادداشتی به شرح زیر انتشار داده است که هم اینک در پیش روی شما قرار دارد:

دیشب تا دیروقت مشغول مطالعه کتابی از سید جواد طباطبایی در باب اندیشه سیاسی ایرانی‌ها بودم. البته، حتما می‌دانید که منظور وی از ایرانی‌ها، فقط و فقط فارس‌ها می‎باشند. چون به زعم وی و هم‌قطارانش، داشتن اندیشه فقط و فقط مختص فارس‌ها بوده و ترکان جز هجوم و غارت و دعوا کار دیگری بلد نبودند و حتی توان اداره فتوحات خویش را هم نداشتند! بماند که این موضوع حتی با نص صریح کتاب مقدس این قوم واپسگرا یعنی شاهنامه فردوسی هم منافات دارد…

قصد داشتم، امروز نقدی کوتاه بر افاضات این استاد بلامنازع اندیشه‌های نژادپرستانه بنویسم که خبردار شدم شاگردان معنوی وی، دیروز به یکی از غرفه‌های نمایشگاه کتاب تهران که مزین به نام تورک بوده، هجوم برده و ناشر و مشتری جوانش را مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار داده‌اند. یعنی همان موقعی که منِ تورک گرا مشغول مطالعه کتاب استاد ضد تورک آنها بودم، این فارس گرایان مثلاً متمدن! مشغول هجوم و فحاشی و ضرب و شتم فروشنده و خریدار کتاب‌های من و امثال من بودند(1).

این نوچه‌های مکتب ایرانشهریِ شاهی آرمانی(2) که آرمانشان احیای پادشاهی کوروش خونخوار و برپایی مجدد دیکتاتوری رضاخانی(3) است، با دیدن نام تورک آن چنان برآشفته می‌شوند که یادشان می‌رود سال‌هاست از تمامی امکانات رسانه‌ای خویش بهره‌می‌گیرند تا تمامی سجایای اخلاقی از جمله تحمل، مدارا، همزیستی، مسالمت آمیز اقوام و پیروان ادیان و حتی تدوین منشور حقوق بشر را به کوروش نسبت ‌دهند! غافل از اینکه درخت را با میوه‌اش می‌شناسند و آنها خود، میوه‎‌های همین شجره ناپاک هستند.

باری، به نظر می‌رسد شتاب روزافزون رنسانس هویتی در میان ترکان، این عناصر نژادپرست را آن‌چنان دچار استیصال نموده که به مصداق مثل معروف “الغریق_یتشبث_بکل_حشیش،” دیوانه‌وار به هر دری می‌زنند تا در مقابل این سیل بنیان‌کن اراده جمعی ترکان این سرزمین ایستادگی نشان دهند. هرچند که راهی جز غرق شدن در انتظارشان نباشد.

پان‌فارسیست‌ها که چهره واقعی خود را در پس نقاب پان ایرانیسم و شعارهای فریبنده‌ای همچون حفظ  وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور پنهان می‌کنند، باید بدانند که دیگر زمان این بازی‌ها به سر آمده و امروز بزرگترین خطری که وحدت ملی و تمامیت ارضی این کشور را تهدید می‌کند، خود آنها هستند که با ایجاد نفرت در بین اقوام/ملیت‌های مختلف ساکن این سرزمین به واگرایی هر چه بیشتر قومی در آن و عمیق‌تر شدن شکاف قومیتی/ملیتی دامن می‌زنند.

پان‌فارسیست‌ها باید بدانند که با هجوم وحشیانه به غرفه یک کتابفروشی و عربده‌کشیدن در نمایشگاه کتاب به جایی نمی‌رسند. بلکه اگر حرفی برای گفتن دارند، بهتر است به صورت متمدنانه  آن چنان که شایسته یک انسان قرن بیست و یکمی است به منطق گفتگو روی آورند. هرچند اقدامات این چنینی آنها و طفره رفتن استاد اعظمشان از مناظره با اینجانب، گواه آن است که آن‌ها خودشان بهتر از همه به سستی بنیان اندیشه‌هایشان واقفند.

پ ن:
(1) دو عنوان از کتاب‌های من از سوی همان ناشر منتشر شده است.
(2) جواد طباطبایی، صراحتاً “بنیادی‌ترین عنصر اندیشه سیاسی ایرانشهری” را “نظریه شاهی آرمانی” می‌داند.
(3) یکی از این مهاجمان، در پست اینستاگرامی خویش در این خصوص صراحتاً از “دولت ملی” سخن می‌گوید و با شناختی که از نزدیک با این آقایان دارم می‌دانم که مقصود اینان از دولت ملی چیزی نیست جز دیکتاتوری فارسی رضاخانی.