نماد دریاچه اورمیه هم به موزه رفت/آی ملت٬ آذربایجان دارد می میرد!

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا)، مدیر بنادر و دریانوردی دریاچه ارومیه از انتقال کشتی «امین» قدیمی‌ترین کشتی موجود در دریاچه ارومیه به موزه دریایی بندرشرفخانه خبر داد.

شرفخانه ای که البته دیگر بندر نیست!

عیسی بشارتی در رابطه با موزه دریایی و حمل کشتی امین جهت استقرار در موزه دریایی اداره بنادر ودریانودی دریاچه ارومیه افزود: کشتی امین که قدیمی ترین کشتی موجود در دریاچه ارومیه است و در ابتدای شروع جنگ جهانی دوم توسط روس ها در بندر شرفخانه ساخته شده بالای 50 تن وزن،  20 متر طول و 4/30 سانت عرض و بالای ۵ متر ارتفاع دارد و در حال انتقال به محوطه موزه شرفخانه است.

این کشتی زنگ زده نماد دریاچه اورمیه بود!

دریاچه اورمیه در شرایطی خشک شد که از 20 سال پیش کارشناسان در قبال احتمال خشکیدن ان هشدار می دادند. در واقع بعد از خشک شدن دریاچه بزرگ آرال در ترکستان در دوران شوروی سابق، احتمال خشکیدن دریاچه اورمیه که تابع همان شرایط مدیریتی دریاچه آرال شده بود واقعه ای دور از اننتظار نبود.

 

اما چرا به رغم همه این هشدارها، دریاچه اورمیه که از آن با تعابیری چون «عروس آذربایجان» و «چشم ایران» نام برده می شود در برابر چشمان وحشت زده مردم آذربایجان و چشمان بی اعتنای حکومت ایران خشک شد و به رغم همه وعده هایی که از سوی حسن روحانی داده شده بود هیچ کاری برای ان صورت نگرفت و حتی پولهای ظاهرا تخصیص داده شده برای احیای آن، به گفته مدیر ستاد احیای دریاچه اورمیه، صرف عیش و عشرت گروهی از دست اندرکان و هزینه انجام سفرهای خانگی آنان شد؟!

مردم آذربایجان که اکنون با بدبختیهای وسیع این دریاچه بیابان شده دست به گریبان هستند به حدی خشمگین می باشند که این خشم می تواند سبب بروز تلاطم اجتماعی در این ایالت  شود.

اگرچه حکومت به شدت در تلاش است تا خشکیدن این دریاچه را به شرایط اب و هوایی و تغییرات اقلیمی مربوط کند اما همه می دانند که دریاچه های سیوان در ارمنستان و وان در ترکیه که از نظر حوزه جغرافیایی مشابه هستند به هیچ وجه خشک نشده اند.

عموم مردم تاکنون بر این باورند که این مصیبت عظمی ناشی از سهل انگاری ها و اشتباهات مسئولین است. اما گروهی می گویند که این نه یک “حماقت” و “سهو” بلکه یک “خیانت” و “عمد” است.

 

 

وای به روزی که قاطبه ملت به این نتیجه برسند.

آنموقع کار “خیانتکاران” تمام است.

اما چرا می گوییم “کار خیانت کاران تمام است “زیرا،

مردم آذربایجان چه آنهایی که در اراضی تاریخی آذربایجان ساکنند و چه آنهایی که در سراسر ایران پراکنده هستند از خود می پرسند که اگر برای اب رسانی به استانهای سمنان و یزد و أصفهان که حضور جدی ای در حکومت دارند، تهران در تلاش اتصال دریای خزر به خلیج است و یا همین دولتمردان در پایتخت به رغم وجود مشکل جدی اب در بخش مرکزی فلات ایران اقدام به تاسیس دریاچه های مصنوعی و یا صنایع اب بر می کنند، چرا ده درصد از این تلاشها و فعالیتها را برای آذربایجان انجام نمی دهند؟ مگر آذربایجان بخشی از ایران نیست؟ مگر رهبر ایران نمی گوید که آذربایجان سر ایران است؟

اما همه می دانند که دوصد گفته چون نیم کردار نیست!

سرنوشت منطقه چه خواهد شد؟

دهها میلیارد تن نمک در طی مدتی کوتاه در سراسر آذربایجان از طریق باد و اب منتشر خواهد شد. تمامی پوشش گیاهی منطقه خشک خواهد شد. حشرات و جانوران خواهند مرد و یا منطقه را ترک خواهند کرد. باغها و مزارع نابود خواهند شد و شهرهای پرجمعیتی چون تبریز، زنجان و اورمیه به دلیل رویارویی با نمک، یا خالی از سکنه و یا مملو از بیماران مبتلا به انواعی از سرطانها خواهند شد.

مردم آذربایجان هم بیمار خواهند شد، هم فقیر و هم آواره!

انچه که اکنون می بینیم خشکیدن دریا، خشکیدن باغها، شور شدن ابهای منطقه، مهاجرت تدریجی روستائیان، رشد أنواع سرطانها و بیماری های پوستی، تنفسی و چشمی در منطقه و همچنین بی ارزش شدن املاک در پیرامون دریاچه اورمیه است.

نهایت اینکه مرگی دردناک در انتظار آذربایجان است.

این عبارت، جمله ای کوتاه اما به شدت وحشتناک است.

باید چاره ای اندیشید.

هر چاره ای که بتواند مفید واقع شود.

چراکه زمان، زمان حیات و یا ممات است.

آی ملت آذربایجان دارد می میرد!

رفتن به نوار ابزار