نفت می‌جوشید و ما می‌خروشیدیم/ رضا بابایی

بیش از صد سال است که ایران در چاه نفت افتاده است. بیش از صد سال است که بودجه‌های سالانه را قیمت نفت می‌نویسد، نه نظریه‌های جهان‌شمول در اقتصاد و سیاست.

🌿 نفت شاه را مستبد کرد و گفت حزب فقط حزب رستاخیر. نفت باد غرور در آستین ژندۀ ما افکنده است که به هیچ یک از پیامدهای عمل و سخن خویش نمی‌اندیشیم و چنان شعارهایی می‌دهیم که لرزه بر اندام هر اقتصاد و سرنوشتی می‌اندازد.

🌿 سرمست از جام‌ نفت، به ریش همه تجربه‌های بشری و نظریه‌های علمی در اقتصاد و سیاست می‌خندیم. به پشتوانۀ نفت می‌غرّیم و می‌تازیم و چنگ به روی این و آن می‌اندازیم.

🌿 این هیاهو که اکنون در جهان افکنده‌ایم به مدد نفت است، نه به معجزۀ منطق و تدبیر و آرمان. نفت‌، سیاست و اقتصاد و فرهنگ و حتی سنت و شیوۀ دینداری ما را جیره‌خوار خود کرده است.

🌿 تا وقتی که حوزه‌های علمیه دست در جیب نفت دارند، عصر جدید را به چیزی نمی‌گیرند. نفت، جای تولید و مالیات و پیوندهای ملی و همکاری دولت و ملت را گرفته است.

🌿 نفت به دولت‌ها می‌گوید من مردم را به شما نیازمند می‌کنم و شما را از مردم بی‌نیاز. هیچ سیاستی نیست که به رأی و نظر مردم، بیش ازخ دلارهایی که من به خزانه وارد می‌کنم، نیازمند باشد. مبادا به هزینه‌ها و زیان‌ها بیندیشید؛ همه بر گردن من است. من از دل زمین می‌جوشم تا آرزوهای شما را برآورم. جوشیدن از من و خروشیدن از شما.

🌿 راستی چه خبر از «تمدن نوین اسلامی»؟ چرا در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد همه‌جا سخن از تمدن‌سازی بود و اکنون کمتر از آن سخن می‌گویند؟ جز این است که در آن سال‌ها ایران بیشترین درآمدهای نفتی را در ۱۱۰ سال گذشته داشت و بلکه آن مقدار پول نقد که در آن چند سال به خزانۀ دولت وارد شد بیش از همۀ درآمدهای نفتی ایران از روز نخست تا سال ۱۳۹۰ بود؟

🌿چاه نفت، همان خم رنگ‌رزی است که شغالی در آن افتاد و چون برآمد، خویش را طاووس علّیین دید.

آن شغالی رفت اندر خم رنگ
اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ

پس بر آمد پوستش رنگین شده
که منم طاووس علّیین شده

دید خود را سبز و سرخ و فور و زرد
خویشتن را بر شغالان عرضه کرد

جمله گفتند ای شغالک حال چیست
که ترا در سر نشاطی ملتوی است

از نشاط از ما کرانه کرده‌ای
این تکبر از کجا آورده‌ای؟

t.me/EsfandiarKhodaee

رفتن به نوار ابزار