مولوی رومی و فارسگرایان افراطی/حسن راشدی

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، ایران کشوری 80 میلیونی و سرزمینی کثیرالمله٬ کثیرالمذهب و کثیرالدینی است که از اقوام٬ مذاهب و ادیان متعددی برخوردار می باشد. در ایران بترتیب ترکها (آذربایجانیها٬ ترکمنها٬ قشقائیها٬ افشارهای خراسان٬ خلجها٬ قزاقها…)٬ فارسها٬ عربها٬ لورها (بختیاریها٬ لکها…) کردها( کرمانجی،گورانی٬ مکري، سنندجی، سورانی…)٬ مازنیها٬ گیلها٬تاتها٫ تالشها٬ گالشها٬ ارامنه٬ آسوریها٬… و مذاهب شیعه٬ سنی (شافعی٬ حنفی٬ حنبلی)٬ دراویش و اهل حق٬ بهائیان و ادیان مسیحی (کاتولیک رومی، پروتستان، ارتدکس٬ انگلیکان…)٬ زرتشتی٬ یهودی٬ صابئی … و همچنین ناخداباوران زندگی می کنند.

با این همه اقلیتی نژادپرست و  افراطی، ایرانی بودن را تنها با فارس بودن معنی می کنند بعبارتی در تبلیغات این عده، ایرانی بودن مترادف فارس بودن است و از همین زاویه می باشد که مولوی شاعر معروف قرن هفتم را سعی در فارس معرفی کردن دارند.

حسن راشدی نویسنده و پژوهشگر آذربایجانی ساکن تهران یادداشتی در کانال تلگرامی خود با عنوان “مولوی رومی و فارسگرایان افراطی” در این رابطه به شرح زیر انتشار داده است:

متاسفانه افراط گریان فارس هنوز تعریف دقیقی از محدوده ایران ، تاریخ ایران ، شخصیتهای تاریخی و ادبی ایران ندارند ، آنها نه تنها تعریف دقیقی از عنوانهایی که برده شد ندارند حتی تعریف درست و جامع هم از ” ایرانی ” ندارند !
ایران کشوری کثیرالمله و کثیرالقوم است که فقط یکی از ملّیتهای آن فارسها هستند. ترکها ، ترکمنها ، بلوچها ، عربها، کردها و دیگر اقوام ترکیب جمعیتی ایران را تشکیل می دهند .در حالی که این افراط گریان ایران را مساوی فارس تعریف می کنند و به تصور آنها همه آنهایی که در ایران زندگی می کنند فارس هستند!
مثلا این افراط گرایان مولوی را شاعر ایرانی میدانند ولی هر کس بگوید مولوی ترک بوده بر آن اعتراض می کنند . در حالی که مولوی ترک هم می تواند ایرانی محسوب شود چرا که حداقل 32 میلیون نفر ترک در ایران زندگی می کنند ( بنا به گفته دکتر علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه سابق در 28 دی ماه 1390 در آنکارا در دیدار با احمد داود اوغلو همتای ترکیه ای ، 40% مردم ایران به ترکی تکلم می کنند).
این در حالی است که مولوی از خانواده منسوب به پادشاهان ترک خوارزمشاهی بوده و در بلخ شمال افغانستان و منطقه ترک نشین متولد شده و در کودکی همراه پدر چند روزی هم در مسیر سفرش به مکه و قونیه ( شهری در ترکیه )، در ایران توقف داشته است و غیر از این هم پایش به ایران و یا یکی از شهرهای فارس نشین ایران نخورده است، اما افراط گرایان،وی را ایرانی یعنی فارس میدانند، چرا ؟ چون بیشتر اشعارش را به زبان دری ( فارسی ) که زبان شعر مرسوم آن زمان بوده سروده هر چند اشعاری هم به ترکی دارد. مولوی ترک بودن خودرا در دیوان شمس به کرات یاد آوری می کند، گرچه مولانا از کلمه ترک در صنعت شعری بیشتر به معنای روشن ضمیری، پاک سرشتی،درست کاری و مثل بسیار دیگر شاعران فارسی گوی در معنای زیبارویی استفاده می کند اما در ابیاتی به روشنی خودرا ترک می شناساند :
” ترکی همه ترکی کند / تاجیک تاجیکی کند
من ساعتی ترکی شوم/یک لحظه تاجیکی شوم ”
در این بیت مولوی می گوید ” من ساعتی ترکی شوم ،فقط یک لحظه تاجیکی می شوم ” یعنی اگر یک ساعت و یا 3600ثانیه ( لحظه ) من ترک باشم فقط یک ثانیه ( لحظه ) تاجیک و یا فارس هستم که این تاجیک و یا فارس شدن هم اشاره به زمان سرودن اشعارش به زبان فارسی که در ادبیات ایران همان تاجیکی و یا دری نامیده می شود می باشد. وی در جای دیگر می گوید:
رها کن حرف هندو را ببین ترکان معنی را
من آن تُرکم که هندو را نمی‌دانم نمی‌دانم

مولانا نه تنها زندگی با هویت ترکی را از افتخارات خود می داند حتی اسلحه بستن به شکل ترکان را هم از هویت بارز خود می شمارد :
من تُرکم و سرمستم تُرکانه سلح بستم
در ده شدم و گفتم سالار سلام علیک
اصرار به ایرانی نامیده شدن مولوی ، اصرار به فارس بودنش هست نه متولد و یا زندگی کردن مولوی در محدوده جغرافیایی ایران . در حالی که این فارس گرایان می توانستند ادعا بر فارس بودن مولوی داشته باشند نه ایرانی بودنش ، چرا که ایرانی می تواند ترک ، فارس، عرب ، بلوچ و غیره هم باشد و مولوی ، اگر ترک هم باشد می تواند ایرانی خطاب شود، چرا که اکثریت قریب به اتفاق ساکنین ایران امروزی ترکها هستند و نیازی نبود روی این مسئله اینقدر بحث شود !
در زمان مولوی نه شهر بلخ در حاکمیت پادشاه فارس بود که این شهر جزء شهرهای فارس ایران امروزی حساب شود نه قونیه . در این زمان امپراتوران و پادشاهان ترک بودند که حاکمیت این مناطق را در دست داشتند ، از طرفی در حال حاضر نه شهر بلخ محل تولد مولوی از شهرهای ایران امروزی است نه شهر قونیه محل زندگی و فوت مولای روم .پس اینهمه اصرار بر ایرانی نامیدن مولوی جز اصرار بر فارس بودن بر چیز دیگری نیست ولی چرا بجای فارس نامیدن مولوی، وی ایرانی خوانده می شود چون افراط گریان، ایران را فقط متعلق به فارسها می دانند و چیزی به نام ایرانی غیر فارس نمی شناسند!

رفتن به نوار ابزار