مهدی صدرالساداتی:  تحت فشار امنیتی بوده ام و تهدید به قتل شده ام 

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا)  روح الله صدرالساداتی نامه‌ای منتشر کرده است و گفته است تحت فشار امنیتی بوده و تهدید به قتل شده است و او به همراه برادرانش برای جلوگیری از تشنج گوشی های خود را خاموش کرده و مخفی شده بودند. بخشهایی از نامه وی در زیر میاید:

اینجانب سید روح اله صدرالساداتی نماینده مجلس خبرگان رهبری بر اساس وظایفی که رهبر معظم انقلاب برای نمایندگان این مجلس تعیین فرمودند – از جمله بررسی میزان پیشرفت کشور به سوی اهداف کلان انقلاب اسلامی و رصد موانع و مشکلات راه – بارها با مسئولین گفتگو و نامه نگاری کردم و مراتب لازم را تذکر دادم لکن مع الاسف دیدم در بین ایشان افراد نفوذی بسیارند! کسانی که جز حفظ برخی اداهای ظاهری هیچ گونه شناختی از انقلاب اسلامی و اهداف آن ندارند برای مؤمنین تصمیم می گیرند «و الدین لعق علی ألسنتهم». روشن شد پروژه نفوذ که در فرمایشات مقام معظم رهبری به صراحت مطرح شده بسیار جدی و فراگیر است و مهمترین مصادیق آن در بین علمای حوزه و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی هویداست.

به تلاش خود ادامه دادم اما در این نفوذی ها هیچ اراده ای برای اصلاح امور نیافتم و دریغ از حتی یک پاسخ سربالا. بلکه روز به روز از موقعیت خودشان سوء استفاده کرده گاهی با شایعه پراکنی علیه من و گاهی با تهدید و آزار خانواده و دوستان خواستند ساکتم کنند. از طریق نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها، تولیت مسجد مقدس جمکران، بیت برخی علما و غیره در همه جای کشور شایعه کردند که این آقا ضد انقلاب و ضد رهبری است، جزء سرحلقه های عرفان کاذب است و … مسئول حفاظت اطلاعات سپاه قم بارها در جلساتی با دوستان، بنده را تهدید به دستگیری و زندان، حمله به خانه و آزار خانواده نمودند که صوت برخی از آن ها موجود است. از تدریس بنده در حوزه علمیه ممانعت کردند. با ارعاب و تهدید امنای مساجد جلسات سخنرانی بنده را کنسل می کردند. همه ی این ها را روا داشتند بدون این که حتی یک بار رو در رو با من اشکال کارم را تذکر دهند یا در دادگاهی محکوم شوم. همیشه کار خود با قایم موشک بازی پیش بردند؛ حالا همین ها می گویند صدرالساداتی قایم موشک بازی می کند تا کشور را متشنج کند!من که هیچ گاه دنبال تشنج نبودم و برای این که زمینه ای برای سوء استفاده دشمنان انقلاب فراهم نشود هیچ گاه این مطالب را به طور علنی بازگو نکردم. به قوه قضائیه، دادگاه ویژه روحانیت، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و هر کسی که احتمال تأثیر می دادم علیه این ظلم ها شکایت کردم اما این نفوذی ها آن جا هم حضور داشتند و در واقع از خودشان به خودشان شکایت می نمودم. سرانجام پناهی به جز مقام معظم رهبری پیدا نکردم و در نامه های متعدد در این خصوص تظلم خواهی نمودم که متاسفانه هیچ گونه پاسخی از بیت ایشان دریافت نکردم. حتی افراد متعدد را واسطه قرار دادم که این مطالب را به عرض ایشان برسانند اما گویا موفق نشدند. این که یک نماینده خبرگان رهبری طی چند سال نتواند مطلبی را از مردمی که نماینده ی آن هاست به مقتدای ایشان برساند بسیار ناامیدکننده است!

و اما واقعه اخیر از این قرار است که تصمیم گرفتم برای سرکشی و رسیدگی به برخی مسائلی که نفوذی ها در حوزه انتخابیه ام پدید آورده بودند سفر کنم و تهدید شدم که اگر این سفر انجام شود کشته خواهم شد. در بین راه با توجه به این که خواهان تشنج و درگیری نبودم و این را به مصالح کشور نمی دیدم تصمیم خود را عوض کردم و با همراهانم گوشی های خود را خاموش کردیم تا ردیابی نشویم و به جای خلوتی دور از انظار رفتیم. تا مدتی به همین منوال گذشت و اصلا از هیچ چیز خبر نداشتیم که در غیاب ما چه اتفاقی افتاده است. خانواده هم که قبلا به این کارها عادت داشت. البته این بار نمی دانستم همین افراد با او نیز تماس گرفته و گفته اند مرا خواهند کشت. این سبب شد بدون اطلاع من نگرانی شدیدی بین خانواده ها ایجاد شود. اگر می دانستم که چنین غلطی کرده اند هرگز او را بی خبر نمی گذاشتم. پس از مدتی که سری به فضای مجازی زدیم با بهت و حیرت دیدم چه جنجالی به پا شده و یک عالمه مطالب خلاف علیه بنده منتشر شده! رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته که ما در خانه برادر غفاری پنهان شدیم و دیگری گفته این ها در قم زندگی عادی خود را دارند. از طرف اطلاعات سپاه به خانواده ها گفته اند این ها در خانه امنی در بندرعباس هستند. «سیقولون ثلاثة رابعهم کلبهم و یقولون خمسة سادسهم کلبهم رجما بالغیب». آن قدر حرف های ضد و نقیض زدند که پدر رزمنده و جانبازم که از رئوس انقلابی استان یزد بوده و به ولایتمداری شهره است دیگر به حرف های منابع امنیتی اعتماد نکرده و حتی زمانی که با من صحبت می کند باور نمی کند که صدای من است. وقتی در مهمترین تریبون های امنیتی جمهوری اسلامی می توان به راحتی دروغ گفت و هرگز بازخواست نشد آیا این نشان دهنده نفوذ نیست؟! وقتی به راحتی و بدون ترس از عواقب، بتوان خانواده نماینده خبرگان رهبری را تهدید به مرگ کرد، آیا چنین چیزی نشان از انحراف نیست؟ آیا اگر پاسدارانی که نور چشم ما هستند و روی سینه هامان جایشان می دهیم و تا کنون اگر این ها نبودند انقلاب سرپا نمی ماند در بینشان افرادی باشد که این همه فساد کنند آیا این

نشان دهنده نفوذ نیست؟! کدام اسلام به شما اجازه داده این قدر راحت به دروغگویی و ارعاب و تهدید بپردازید؟! شما اعتبار و  تریبون های خود را از انقلاب و خون شهدا وام گرفته اید! در پشت اسم اسلام و پشتیبانی از ولایت فقیه پنهان شده اید اما از هر کافری کافرترید. 

رفتن به نوار ابزار