من از گاو می ترسم/ عیسی نظری

باید چند روزی می گذشت ، تا بتوانیم بگوییم این نیز بگذرد .
یک ملت با کشتن و زدن و مخالفت با آن
تمام نمی شود ،
پس بی خود ( ممه هایتان را ) به تنور نچسبانید !
بگذارید یکی یکی جوابتان را بدهم
طبیعی است ، ترس برای انسان است
از فیلسوفی پرسیدند :
چرا از گاو می ترسی ؟
جواب داد : برای اینکه دو تا شاخ دارد ولی عقل ندارد .بنابر این از گاو های شهری و مدرن می ترسم ترسیدن ، امری نرمال و انسانی است !
:آری برادر عزیز !
من می ترسم و ننگ شما که من در سرزمین پدری و مادری خود می ترسم !
وقتی آقایان, هم نیروی خود سر دارند و هم نیروی شکایت کننده و هم اگر از دادگاه و هیئت منصفه نتوانند از سایه
قضات مستقل خواسته خود را به دست
بیاورند ، حاضرند حتا امنیت مملکت و کشور را هم ملعبه دست خود سازند !
آری برادر !
من می ترسم
من از حاکمی که دم مرز هم پول پخش کن دارد و هم در اطراف خود ( یانداش )
و هم در مرز که چه عرض کنم در شهر های خود ، به قول رئیس جمهور کشور ، هم روزنامه دارد و هم روزنامه نویس دارد و هم مداح و بله قربان گو دارد و هم اسلحه دارد و هم یانداش و تایید کننده در نقش منتقد دارد و هم پول نفت را دارد و هم سله تعریف و تمجید از خود را نقد می دهد و هر لحظه
اراده کند می تواند فرمان بگیرید ،نابودشان کنید ، سر بدهد ، من می ترسم . من از کسی که لحظه به لحظه بر سینه خود می کوبد و فریاد می زند که من حاکم ابد الآباد شهر پاریس ایران هستم لخت هم باشم به خود م مربوط است
من سزار هستم ، من بخشی از وجود
مبارک و مقدس کوروش و داریوس هستم هنوز هیچ جنبنده ای از مادر نزاده است که بتواند از من ، من حاکم نقد کند و انتقاد کند و باز در خیابان های شهر من
راه برود .من نماینده عظمت نسل شاهان و سزار ها و تزارها هستم ، من شاه شاهان ، هیچ جنبنده ای نمی تواند مرا نقد کند .از من انتقاد کند
آری برادران !
من می ترسم !
من پسر صورت قرمز و چاق سرزمین پدری ، با سادگی و صداقت اورمیه ،
هستم .من از السابقون هستم ، من زانو به زانوی امام خمینی نشسته ام و پیش دهها شاهد زنده از فرمایشات وی نقد کرده ام .شاید در باطن خود ناراحت شده است اما خدا شاهد است به روی مبارک خود نیاورده است
من یار غار ملتی شهید هستم که صفحه اول پرونده کارگزینی من در ناف تهران
شاهد است من همواره نوشته ام و نقد
کرده ام و هرگز هم نترسیده ام
چون تا کنون ندیده ام که اراذل و اوباش
شهری در دولت این چنین برو و بیا داشته باشند.
سران عشیرت همانند لویی جرگه با سران ترور سر در یک آخور کرده اند
و من بسیار می ترسم ، از خودی و نماینده دولت قدر قدرت و سهمناک
آی کجایی خاتمی تو اول گولمان زدی و
اراجیف تو بود که ایران برای همه ایرانیان است !
حال سرت را بالا کن ، این ترور است
که دولت برگزیده تو در مرز و شهر
جان انسان ایرانی را می گیرد
این امنیت استاندار پروازی است که در این استان برقرار نموده است
جالب است اگر تورک ها مخل امنیت
منطقه هستند در طول پس از انقلاب
چند نفر را ترور نموده اند
و یاران حامی حاکمان، تا کنون چند نفر را ترور نموده اند
جالب است حاکمان می پرسند ما مزدور
ترامپ هستیم ؟
آیا نیستید ؟
امنیت ملی را با گزارشات خود گول می زنید و آنها را به طرف روزنامه ها و روزنامه نگاران سوق می دهید تا همپالگی های تروریست های منطقه در مرز و شهر آسوده بکشند و بدرند
شما دقیقا آنچه ترامپ می خواهد انجام
نمی دهید ؟
شما چون بهمنی سهمگین ، بر سر چند خبرنگار و روزنامه نگار فرو می بارید
و اگر خودتان هم توانی در این کار نداشته باشید ، وزرا و وکلا و حتا هیئت دولت را ملعبه این بازی می کنید
آن روز که عدالتخانه را ملعبه دست خود برای کوبیدن روزنامه و روزنامه نگاری می کنید بلا فاصله ترور در مرزها و شهر ها اوج می گیرد
این نمی تواند یک تصادف باشد
:small_blue_diamond:اورمیه زخم خورده است ، اگر گروهی خود را برای کشتار هموطنان خود اماده می کنند این نمی تواند بدون ماشه های دست ترامپ عملی شود
ماشه هایی که در داخل این ساختمان
حاکمان نفوذ کرده اند ، آقای یانداش
به کارمندان بیچاره ربط ندهید
همه کاره های بیکاره ، همه گیر های همه فن حریف ، در یک لحظه نمایشی
می توانند توسعه بیاورند
اما اگر مردم کشتار جیلولوق و یا کشتار
پهلوی و یا تروریست ها یاد شان باشد
دیگر توسعه را فراموش کنید !!
:small_blue_diamond:ملتی که کشته شدن پدران و مادران خود را فراموش نکند ، لیاقت بر خورداری از توسعه و رفاه را ندارد !
در ننگ شما همین بس که من پس از عمری گذران جوانی در این شهر و پس از سی سال خدمت آنهم فقط در این شهر و پس از پنجاه سال نوشتن در تمامی روزنامه های سراسری و محلی
به وقت پیری و به هنگام مرگ از تو
ای قدر قدرت ، می ترسم !
🖌عیسی نظری روز نامه نگار
رفتن به نوارابزار