منشور مبارزه با نژادپرستی لازمه ریشه کنی گلادیاتورهای ضد ترک

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا) فرهنگِ ضد فرهنگ توهینٍ رسانه ای، در غیاب صد ساله قوانین مبارزه با نژاپرستی، بار دیگر ترکها را نشانه گرفت.

محسن مهرعلیزاده کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ ایران، در مناظره زنده تلویزیونی در آخرین روز و ساعت تبلیغات، به نکته جالبی اشاره کرد. او گفت که قانون ماهواره را ممنوع اعلام میکند و مامور نیروی انتظامی مامور اجرای قانون است. وقتی این مامور بالای بامش می رود و به رغم ممنوعیت ماهواره، میبیند صدها دیش ماهواره بر روی بامهاست با خود به این نتیجه میرسد که: ”قانون را می توان نوشت ولی اجرا نکرد.”

مصیبت دقیقا از اینجا بر می خیزد که در ایران اغلب یا قانون وجود ندارد، یا ضعیف است و یا اگر وجود دارد تمکینی به قانون وجود ندارد. از بارزترین نمونه های عدم تمکین به قانون، اصول مغفول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی است که عدم اجرایش نه تنها ذات وجودی تمامی ملل غیر فارس در ایران را تهدید میکند، بلکه به زبان و ملت حاکم، جسارت تجاوز بیشتر به فرهنگ دیگر ملت ها را فراهم میکند. روزنامه ها و رسانه های رسمی، با تغذیه از این شکاف بارها اقدام به توهین به دیگر ملت ها در ایران کرده اند و نه تنها آنها هیچ مانعی در برابر خود ندیده، بلکه در غیاب قانون وقیح تر نیز گشته و به یک فرهنگِ ضد فرهنگ در فضای رسانه ای ـ مطبوعاتی ایران تبدیل شده اند.

دیروز حسن روحانی، رییس جمهور ایران که در مراسم تنفیذ سخنرانی میکرد، به دلیل اهمیت مسئله اقوام، اشاره به احترام به اقوام را در بین سخنرانی خود گنجاند، ولی هنوز جوهر این سخنان خشک نشده بود که فضای رسانه ای مسموم ایران با انتساب نام ”الوحشی تبریز” و نیز استفاده معنادار از عبارات ” ـ کباب ترکی ـ و ـ خر داغ میکنند ـ ” به طور مستقیم اقدام به توهین به ترکها کرد. از سخنان جهانگیری در باب اقوام نیز، چند روز بیشتر نمی گذشت.

آنچه که عیان است این است که در غیاب قوانین بازدارنده، چنین رفتارهایی نه اول و نه آخرشان خواهد بود. وقتی ”فتیله ای ها” توهین کردند و برخوردی نشد که گاها تشویق هم شدند، وقتی روزنامه ارگان دولت، ”ایران” توهین کرد و آب از آب تکان نخورد، وقتی ”شرق” توهین کرد و اصلاح طلبان تئوری تطهیرش را نوشتند، وقتی ”طرح نو” توهین کرد آنرا هم به نوعی شستند و از کنارش گدشتند… معلوم است که در چنین شرایطی چراغ سبز توهین به غیر فارس در ایران به زردی نخواهد گرایید.

تنها قانون موجود در این زمینه با تعارفی دلنشین می گوید: ”هر کس به وسیله مطبوعات به اقلیتهای مذهبی مصرح در قانون اساسی یا نژادی ساکن ایران برای تولید نفاق و اختلاف و یا بغض و کینه‌ میان سکنه مملکت اهانت نماید و یا آنان را به ایجاد دشمنی و نفاق نژادی و یا مذهبی تحریص کند علاوه بر لغو امتياز نشريه به یک ماه تا شش ماه حبس تأدیبی و پرداخت‌ غرامت محکوم خواهد شد.”(ماده ۲۳ قانون مطبوعات)

این قانون ضعیف نیز به ندرت به اجرا در آمده و در صورت اجرا نیز، بعدها به نوعی، خود را از شرمندگی فرد یا گروه خاطی خلاص می کند.

”گلادیوتور”ی که امروز توهین می کند، در غیاب به رسمیت شناخته شدن اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران و در نبود قوانین مبارزه با نژادپرستی گلادیاتور شده است.

بیش از صد سال است که این روند به طور مشروع جریان دارد و نه تنها کمتر نمی شود که با پیشرفت رسانه، روز به روز قدرتمندتر می شود. تمام اینها در حالیست که قریب به اکثریت مطلق فعالان موافق و مخالف حکومت ایران، در برخورد با چنین مسائلی سعی در انکار وجود نژادپرستی میکنند. بنابراین نباید هم انتظار داشت که تا زمانی که وجود چنین بیماری ای به رسمیت شناخته نشده است، تدوین قانونی دقیق برای آن التزام یابد. در چنین شرایطی است که اندک قوانین موجود نیز از ضمانت اجرایی و پشتوانه لازمه برای اعمال برخوردار نخواهد بود.

این اتفاق مذموم در اولین روز تنفیذ حکم حسن روحانی اتفاق افتاد و شاید همین مسئله تلنگری باشد برای دولت او، تا بلکه با تنظیم ”منشور مبارزه با نژادپرستی” راه را برای ریشه کن کردن این بیماری بگشاید.

 

 

 

رفتن به نوار ابزار