مصائب و دشواری های “زیست آکادمیک” در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

در اسفند ۱۳۹۶ سمیناری برای “زبان مادری در گفتمان علوم اجتماعی” می خواستیم برگزار کنیم که لغو شد ولی عین همین سمینار به فاصله یک هفته بعد در دانشگاه تهران با حضور افرادی دیگر برگزار شد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه آقای دکتر ملایی توانی در جلسه ایی داد و قال کرد که “شما پژوهشگاه را بهم ریخته اید و اینجا را محل تردد پانترکها کرده اید”. من هر چه فکر کردم دیدم کسانیکه به سمینار ما دعوت شده بودند از قضا همگی ترک نبودند (که پانترک باشند) بل ارمنی و اصفهانی و بابلی و مشهدی و اراکی و گیلانی و فیروزکوهی بودند و تعجب کردم مقصود آقای دکتر ملایی چیست.

سپس در جلسه هیئت رئیسه که آقایان قبادی و کریمی علوی و علوی و ملایی توانی حضور داشتند و پرونده سازی نمودند و به وزارت اطلاعات فرستادند مرا متهم کردند که اینجانب خلاف مصالح کشور حرکت کرده ام. من با آقای ملایی شخصا صحبت کردم و گفتم چرا چنین کاری کرده است و او در پاسخ گفت که او در این کار دخیل نبوده است ولی امضایش در پای نامه هست. پرسش من از او این بود که این درست نیست شما برای اینکه بتوانید “از حقوق میلیونی معاونت” استفاده کنید و نامه پر از تهمت و افتراء را به دستور ریاست پژوهشگاه امضاء کنید و سپس بگویید من دخلی نداشتم. آقایان علوی پور و کریمی علوی هم هر کدام قسم و آیه آوردند که مخالف این کار بوده اند و آقای کریمی علوی حتی گفتند “نامه را نخوانده امضاء کرده ام” و من به ایشان گفتم حال که نخوانده این کار را کرده اید اعلام ندامت کنید ولی ایشان هنوز بعد از ۳ ماه پاسخی ندادند. حال درخواست من از مراجع ذیربط این است که چرا باید کسی را به ریاست پژوهشگاه بگمارید که اعضای پژوهشگاه را به دلیل استقلال فکر و عدم پاچه خواری برایشان پرونده سازی کنند؟! رئیس پژوهشگاه باید نگاه پدرانه و بیغرض داشته باشد ولی دکتر قبادی پس از تثبیت در پستشان از این فضیلت بی بهره بودند. درخواست من این است که نامه ایی را که به ناحق در پرونده من گذاشته اند اصلاح کنند والا من ابعاد دیگری از این مسئله را بیان خواهم نمود.

رفتن به نوارابزار