فراخوان روزنامه قانون برای حذف زبان ترکی و نسل کشی ترکها

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا) روزنامه قانون در مطلبی تحت عنوانسخنان ضد ملی در صدا و سیمای به ظاهر ملیدیدگاهی مطرح کرده است که کاملا نمایانگر بازگشت تفکرات نژادپرستانه و فاشیستی صد سال پیش رضاشاه پهلوی و تلاشی مجدد برای استمرار نسل کشی علیه ترکها و غیرفارس زبانها است.

مهرشاد ایمانی، نویسنده این مطلب با اشاره به مصاحبه تلویزیونی اخیر استاندار آذربایجان شرقی، گویا از دو جمله رد و بدل شده در این مصاحبه، احساسات نژادپرستانه اش به شدت مشتعل گشته است. تا جایی که صحبتهایش تماما بوی روزهایی را گرفته است که رژیم نژادپرست سابق ایران، به زور اسلحه هزاران نفر از آزادیخواهان را در آذربایجان، کردستان، عربستان لرستان، ترکمن صحرا، بلوچستان وبرای به ظاهر حفظتمامیت ارضی کشورقتلعام می کرد

به نوشته او مجری این مصاحبه تلویزیونی گفته است که در کل شهر تبریز، تنها در یک مدرسه به زبانترکیتدریس می شود و در ادامه ضمن انتقاد از عملکرد استاندار در این زمینه،خود را ناراحت از فارسی سخن گفتن کودکان اورمیه دانسته است”.

در ادامه او با انکار نسل کشی محمدرضاشاه پهلوی در آذربایجان در سال ۱۳۲۵ شمسی، و با نهادن انگتجزیه طلبیبر سید جعفر پیشه وری، رهبر جاویدان حزب دموکرات آذربایجان، با جعل تاریخ و دروغهای همیشگی مدعی شده است کهپیش از آنکه قوای نظامی وارد تبریز شوند، مردم مهیندوست این منطقه کار طرفداران پیشهوری را یکسره کردند”. این در حالی است که خدمات حکومت یک ساله مرحوم سید جعفر پیشه وری به مردم آذربایجان به رغم عمر کوتاهش، آنچنان درخشان است که هنوز هم بازماندگان آن حکومت یکساله به نیکی از آن یاد می کنند.

این نویسنده در ادامه پس از چند سطر ادعاهای دیگر، بار دیگر رای بر نژاد مردم ترک ایران صادر کرده و آنها را آذری می نامد و استفاده از واژهزبان ترکیرا صحیح نمی داند. این ادعای پوسیده که بارها از طرف محققان و اندیشمندان به طور علمی جوابش را گرفته است، دیگر هیچ جایگاهی نه در بین ترک ها و نه حتی اغلب جامعه فارس ایران دارد و تنها در کنج ذهن بیمار عده ای نژادپرست جا گرفته و روز به روز نیز از عرصه جامعه بیشتر عقب رانده می شود.

اما اوج این مطلب آنجاست که این نویسنده می گوید که خوانش مجری و استاندار از اصل ۱۵ قانون اساسی ایران غلط است و آنها نمی توانند از این اصل چنین برداشت کنند که باید به زبان ترکی تدریس کرد. متن دقیق این اصل چنین است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است». این نویسنده که ظاهرا باید در فارسی خبره باشد، از این متن چنین برداشت می کند که در این بند قانون اصل بر این است که باید کتب فارسی چاپ شود، و از نظر ایشان اگر کتاب فارسی باشد دیگر نمی توان آن را به ترکی تدریس کرد. گویا این بند قانون تاکید کرده است که نباید هیچ کتابی به زبان غیر فارسی تدریس شود. نژادپرستی نویسنده را آنچنان کور کرده است که قسمت دوم را که صریحا بر آزادی تدریس زبان های دیگر در مدارس تاکید دارد را اصلا نمی بیند.

اما نویسنده در پایان نوشته دیگر کنترل را کاملا از دست داده و همپای رضا پهلویِ صدسال پیش شده و نیتش را رو می کند. او می نویسد: «این در حالی است که حاکمیت سیاسی طی سالهای متمادی تلاش ویژهای برای ایجاد پیوند عمیقي ميان اقوام ایرانی تحت یکپرچم و یک زبان واحد کرده است. بنابراین بر مبنای اصل15 قانون اساسی بههیچوجه نباید از فارسزبان بودن کودکان ارومیه یا هر شهر دیگری ناراحت بود. از قضا اگر فرزندان این خاک به زبان فارسی سخن میگویند، نشاندهنده توفیق سیاستهای ملی بوده است». 

او ازتوفیق سیاست های ملیدر فارس ساختن غیر فارس ها و نابودی ترکی و دیگر زبان ها خوشحال است. براساس معیارهای جهانی زنده نگه داشتن هر زبان و لهجه ای در جهان، حتی اگر تنها صد نفر بدان سخن می گویند، برابر است با زنده نگه داشتن آن ملت. در مقابل این برداشت جهان شمول، باید گفت که تلاش برای نابودی دیگر زبان ها در واقع تلاش برای نابودی گویشوران آنها  است و مسلما تلاش برای نسل کشی. مسلم است کسی که این چنین مدهوش سیاست های پوسیده و ننگین رضا پهلویست، مانند این رهبرش، هیچ ابایی از نسل کشی نداشته و از حذف زبان و فرهنگ دیگران این چنین شادمان باشد.

 

نوشته کامل روزنامه قانون به شرح زیر است:

«مهرشاد ایمانی در روزنامه قانون نوشت: چند روز پیش در یکی از برنامههای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، یکی از مجریان این نهاد، گفته است که در کل شهر تبریز تنها در یکمدرسه تدریس دروس، به زبان ترکی صورت میگیرد. او اظهار تجب کرده است که چگونه چنین سخنان ضد ملی از رسانه ملی پخش می شود.

او در ادامه ضمن انتقاد از عملکرد استاندار آذربایجان شرقی، خود را ناراحت از فارسی سخنگفتن کودکان ارومیه دانسته و گفته است: «هنگامی که زبان فوقالعادهشیرین و درجه یکی در این شهر وجود دارد، چرا جوانترها باید به فارسی سخن بگویند؟» احتمالا اگر این سخنان از شبکههای ضدایرانی کشور آذربایجان پخش میشد تمام مسئولان از جمله مدیران صداوسیما علیه آن موضع میگرفتند اما عجیب است که چنین سخنانی از رسانه ملی پخش میشود.

میدانیم که کشور ایران در برهههايی از تاریخ معاصر درگیر بحث جداییطلبی بوده است، از اینرو حکومتهای وقت و نیز مردم خطههای مورد مناقشه در تمام ادوار سعی کردهاند که تمام زمینههای استقلالطلبی معاندان را خنثی کنند؛ چنانکه هنگامی که پیشهوری با رهبري شوروی مترصد جدایی آذربایجان از ایران بود، پیش از آنکه قوای نظامی وارد تبریز شوند، مردم مهیندوست این منطقه کار طرفداران پیشهوری را یکسره کردند.

از سوی دیگر در تاریخ معاصر، مبارزات مردم کُرد ایران علیه نیروهای جداییطلب بر هیچکس پوشیده نیست. علاوه بر مردم، سیاستهای حاکمیت سیاسیِ پیش و پس از انقلاب سال57 بر اساس حفظ تمامیت ارضی ایران بوده است. شاید بههمین دلیل باشد که حکام در طول تاریخ معاصر گسترش زبان فارسی را بهعنوان یکی از اولویتهای خود مطرح کردهاند. هنگامی که دشمنان خارجی از ورود فیزیکی نیروهای خود ناامید شدند، دل به تحرکات ایدئولوژیک بستند؛ چنانکه در قالب کتب، برنامههای رسانهای، همایشها و نشستها با تحریف تاریخ، ملیت مردم آذربایجان و کردستان را نشانه رفتند.

این مهم به دلیل استقرار دولت مرکزی آذربایجان بیش از کردستان مورد توجه است زیرا برخی جریانهای موجود در این کشور برای تبیین چنین تحریفاتی بودجه‌‌های كلان اختصاص میدهند. چنین تهدیدهایی درحالی است که شخصي در صداوسیمای نظام ایران،از فارسی زبانبودن کودکان ارومیه ابراز ناراحتی میکند. در خوانش علل چنین موضوعی، اصل بر ناآگاهی مجری است زیرا بعید است که در مجالی ملی، شخصی سخنی مبتنی بر خیانتبزند. از این رو برای آگاه شدن و تنویر افکار مسئولان صداوسیما و مجریان این نهاد ذکر چندنکته لازم است.

یکم، استفاده از واژه زبان «ترکی» صحیح نیست زیرا مردم آذربایجان آذریزبان و نه ترک زبان هستند. هنگامی که از واژه زبان ترکی استفاده میکنیم، به صورت ضمنی نژاد مردم آذربایجان را ترک قلمداد کردهایم. این دقیقا همان تحریفی است که نیروهای جداییطلب و معاندان میکنند. در حقیقت مردم آذربایجان به‌‍‌‌دلیل منطقه زندگیشان که استانهای آذربایجان باشد، آذری هستند. همانطور که مردمی که در تهران، مشهد یا گیلان زندگی میکنند، به ترتیب تهرانی، مشهدی و گیلانی محسوب میشوند. از پس این موضوع میتوان به نکتهای مهم دست یافت. مردم ایران، ایرانیهایی هستند که تحت اقوام مختلف در مناطق گوناگونی از ایران زندگی میکنند. واژه ترک ریشه در نژاد غیرایرانی دارد که متاسفانه مجری شبکه یک سیما، با سخنان خود به ترویج چنین دیدگاهی دامن زده است.

دوم، مجری برنامه با استناد به قانون اساسی خواستار تدریس دروس، به زبان «ترکی» است و متاسفانه استاندار استان آذربایجان شرقی نیز با حالتی مغموم میگوید که اکنون کتب درسی ترکی نداریم. مجری و استاندار، بهطور کامل در خوانش قانون اساسی دچار خطا هستند و شاید یکبار نیز متن اصل15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را نخوانده باشند. این اصل مقرر میدارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است». در وهله نخست، اصل15 قانون مذکور نگارش تمام کتب درسی را مقید به زبان فارسی کرده است.

از اینرو بهطور کلی امکان تدریس کتب درسی به زبان آذری وجود ندارد. دیگر آنکه قانونگذار اساسی استفاده و تدریس «ادبیات» زبانهای قومی را آزاد دانسته و در صدر اصل بر استفاده از زبان فارسی تاکید کرده است و روا نیست که در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تحریف قانون اساسی رخ دهد. این در حالی است که حاکمیت سیاسی طی سالهای متمادی تلاش ویژهای برای ایجاد پیوند عمیقي ميان اقوام ایرانی تحت یکپرچم و یک زبان واحد کرده است. بنابراین بر مبنای اصل15 قانون اساسی بههیچوجه نباید از فارسزبان بودن کودکان ارومیه یا هر شهر دیگری ناراحت بود. از قضا اگر فرزندان این خاک به زبان فارسی سخن میگویند، نشاندهنده توفیق سیاستهای ملی بوده است.

در نهایت از پس دیدن و شنیدن چنین سخنانی از صدا و سیما میتوان گفت که یا مسئولان صداوسیما در خوابی سنگین به سر میبرند یا آنکه در پی اقتدار سیاسی و ارضی ایران نیستند که بدون هیچ نگرش ملی، برنامههایی بیمحتوا و کاملا غیرتخصصی را میسازند. علاوه بر آن، ایشان نمیدانند که به دلیل رعایت نكردن اصول حرفهای، آنقدر مخاطبانشان کم شده است که گویی در اتاقی دربسته سخن میگویند. صداوسیما بهجای آنکه از افراد متخصص استفاده کند،از نیروهایی که شاید تحصیل مرتبط با بحث تخصصی برنامه مورد نظر را نداشته باشند ،استفاده می کند.از این رو شایسته است که صداوسیما در موضوعات حساس از افرادی مسلط و آگاه استفاده کند تا با ریزش مخاطب کمتری مواجه باشد و از سوی دیگر منافع ملی را به خطر نیندازد».