Sunday , 22 April, 2018
آخرین اخبار

فاشيسم: يك اخطار/ مادلین آلبرایت

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا)٬”فاشيسم: يك اخطار” اين عنوان كتابى است كه اخيرا توسط خانم ماديين آلبرايت تاليف شده و بوسيله مجله اكونوميست اين هفته (١٤ آوريل ٢٠١٨)معرفى شده است.

خانم آلبرايت از سال ١٩٩٣ سفير آمريكا در سازمان ملل بود و پس از آن اولين زنى بود كه به عنوان وزير خارجه آمريكا در دولت كلينتون منصوب شد (١٩٩٧-٢٠٠١). از آن پس هم به عنوان استاد علوم سياسى مشغول بوده است. كتاب اخير شايد از آن نظر مهم است كه در مورد پديده اى تدوين شده كه خود از نزديك ديده است.

او متولد ١٩٣٧ در چكوسلوواكى بود، در زمان به قدرت رسيدن نازى ها در آلمان و گسترش انديشه هاى فاشيستى در اروپا، اكثر كشور هاى اروپا در زير رژه سربازان و پليس تفتيش هيتلر لرزيد. كودك يك ساله اى بود كه به ناچار همراه خانواده در سال ١٩٣٨ به انگلستان پناهنده شد، و به عنوان آواره جنگى زندگى كرد. دوران جنگ را در انگلستان گذارند و پس از خاتمه جنگ با خانواده به چكسلواكى باز گشتند.

اما اين بار نوبت رژه كمونيست ها بود و چكسلواكى در سال ١٩٤٨ با كمك نيرو هاى شوروى تحت حكومت حزب كمونيست قرار گرفت. اين هم دوران سركوب و استبداد جديدى بود از جانب طرف چپ طيف سياسى. در اين شرايط خانواده او مجدد به عنوان پناهنده راهى آمريكا شد. از اين نظر كه زندگى او تحت تاثير شرايط و فلاكت هاى هر دو طرف طيف يعنى راست گرايى افراطى فاشيست ها و چپ گرايى افراطى كمونيست ها بوده، كتاب او كتابى خواندنى و عبرت آموز است.
توجه عمده او به مسئله فاشيسم است و اين پرسش كه چگونه ملت ها خود را به زير يوق فاشيسم قرار مى دهند و اين كه اصولاً ويژگى هاى متمايز كننده فاشيسم از ساير انواع استبداد كدام است. او به شرايط موجود آمريكا و اروپا نظر مى كند و اين پرسش را مطرح مى كند كه آيا نيرو هاى مدنى در اين كشور ها توان مقابله با شعله هاى جديداً بر افروخته فاشيسم را دارند؟ او استدلال مى كند كه جوامعى دچار فاشيسم مى شوند كه به دلائلى دچار ترس نا اميدى بحران اقتصادى و شرايط سردرگمى جمعى شده باشند.

در اين شرايط اگر كسانى براى آنان جهت تعيين كنند ايده مشترك بدهند ترس و نا اميدى آنان را به خشم و تهاجم تبديل كنند ديگر كار برد عقل را ضرورى نمى دانند،وحاضرند آزادى خود و ديگران را فدا كنند. قرار گرفتن در جمع راه پيمايى و رژه هاى گسترده ،وفرياد خشمگيانه زدن ابراز نفرت از هر چه پيش كسوتان براى نفرت پيشنهاد كنند … چارچوب رضايت بخشى خواهد بود.

مردم در اين شرايط آزادى هاى خود و ديگران را به راحتى تسليم مى كنند تا رهبران در مقابل مشكلات اوليه اى كه قبلا آنان را به نا اميدى و ياس و بحران اقتصادى دچار كرده بود را حل كنند. او استدلال مى كند كه گرچه همه رژيم هاى فاشيستى استبدادى بوده اند اما همه حكومت هاى استبداى فاشيست نبوده اند. بسيارى حكومت هاى سلطنتى از اين دست بوده اند.

از نظر او ويژگى مهم حكومت هاى فاشيستى اين است كه با اجامر و اوباش بهتر كنار مى آيند تا دانايان و فرهيختگان، و تفنگ را بدست آنان مى سپارند. از نظر او نمونه حكومت فاشيست دنياى امروز كره شمالى است، گرچه ايدئولوژى رسمى آنان كمونيسم است.

او حكومت پوتين را هنوز فاشيستى نمى داند زيرا هنوز پوتين ضرورت آن را احساس نكرده. در مورد آمريكا مى گويد زمانى كه در سال ١٩٤٨ وارد آمريكا شدند پدرش باور نمى كرد كه همه چيز در اين كشور تا اين حد آزاد است. به نظر مى رسيد جهانى فاصله بين فاشيسم اروپا و آنچه در آمريكا مى ديد وجود داشت. اما اكنو در اين انديشه است كه ديگر آن احساس وجود ندارد.