فاجعه پارک اتابک/109 مین سالگرد تیرباران نماد مبارزه و آزادی جوانمردی

روز ۱۴ مرداد امسال صدو نهمین سالگرد فاجعه دهشتناک قتلعام مجاهدان تورک و آذربایجانی در پارک اتابک تهران و مجروحیت ستار خان قهرمان و سردار بی همتای انقلاب مشروطیت است.

در سال ۱۹۱۰ ستارخان سردار ملی در پارک اتابک تهران مجروح شد. در واقع از این روز می توان به عنوان روز خدشه دار شدن تنها انقلاب کاملا آزادیخواهانه تاریخ ایران نیز نام برد. 

حکومت تازه کار تهران پس از آمدن ستارخان، باقرخان و دیگر مجاهدان آذربایجانی مشروطه از تبریز به تهران، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و همرزمانش اختصاص دادند. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محل‌های تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او می‌بایست سلاح‌های خود را تحویل دهند.

به این ترتیب دولت طی جلسه ای در مجلس شورای ملی از عموم مجاهدین خواست که اسلحه های خود را ظرف ۴۸ ساعت پس از انتشار آگهی دولت به مأمورین نظمیه یا لشکر تحویل دهند. این بیانیه تهدید می کرد که افراد خاطی در صورت امتناع تنبیه خواهند شد. ستارخان و باقرخان در وهله اول و سایر سران مجاهدین در وهله دوم با این امر موافقت کردند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود. اما چون مسئله خلع اسلحه پیشنهاد دولت روس و انگلیس بود عده ای از سران مجاهد وابسته به دولت از تحویل اسلحه خودداری کردند.

بنابراین یاران ستارخان که می دیدند دیگران به راحتی اسلحه در دست دارند و کسی از آنان نمی خواهد که سلاحشان را تحویل دهند از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد که وابسته به انگلستان بود به ستارخان پیغام داد که “به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید”، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند. روز ۲۷ رجب ۱۳۲۸ یعنی یک روز پس از اعلام دولت در خلع اسلحه، دولت ستارخان را از پارک اتابک (محل سکونت ستارخان و باقرخان) به مهرآباد دعوت کرد و مأمورین دولت از دربانان پارک خواستند که موضوع دعوت ستارخان به گوش مجاهدین نرسد. اما مجاهدین از این امر مطلع شده، دسته دسته به پارک اتابک هجوم آورده و شور و غوغا در پارک برپا کردند. مجاهدین اجتماع کننده در پارک اتابک نسبت به اعمال تبعیض دولت در اجرای قانون منع اسلحه اعتراض نمودند.

ستارخان و باقرخان نیز که از پیمان شکنی سردار اسعد و یپرم ارمنی و رفتار دولت ناراضی بودند اعتراض کردند. ایستادگی مجاهدین در پارک اتابک مأمورین دولتی را به مبارزه کشانده و پس از گفتگوی بسیار قرار شد مجاهدین اسلحه خود را تحویل دولت دهند، مشروط بر اینکه نیمی از حقوق پس افتاده مجاهدین را دولت بپردازد و نیم دیگر را ستارخان تضمین کرد که پس از چندی بپردازد. اما بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم ارمنی، رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این موقع بختیاریهای هوادار سردار اسعد از بیرون به پارک حمله بردند.

در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ قتل عام، صدها تن مجروح و صدها تن دیگر بازداشت شدند. ستارخان که از این حمله ناباوارنه به شدت شوکه شده بود و مدام می گفت “به خاطر چند اسلحه مجاهد کشی و برادر کشی راه انداختند”راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نگردید. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و تحت فشار دوستان ستارخان و افکار عمومی، به منزل صمصام‌السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند.

بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و با یاری دوستانش، پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و سردار ملی، فاتح مشروطیت و جانفشان راه آزادی، در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) به دلیل قانقاریای ناحیه پا و در تهران و در حسرت تبریز درگذشت. قتل ستارخان صرفا به معنی کشته شدن یک قهرمان نبود بلکه در واقع مرگ جوانمردی، آزادیخواهی و حکومت قانون در ایران ان روز بود. مزار شریف وی بصورتی غریبانه در باغ طوطی حرم عبدالعظیم در شهر ری واقع است. نوادگان او چندین مرتبه سعی نمودند با کسب فتاوی شرعی و مجوزهای قانونی لازم، پیکر وی را به تبریز منتقل کنند که تاکنون موفق به اینکار نشده اند.

رفتن به نوار ابزار