ضرورت نگاه روشنفکرانه به اشعار فراغی/یحیی یاری

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، سایت اولکامیز که متعلق به ترکان عزیز ترکمن است مطلبی تحت عنوان “ضرورت نگاه روشنفکرانه به اشعار فراغی” نوشته اقای یحیی یاری منتشر کرده که تقدیم خوانندگان گرامی می شود.

✳️ یکی از عمده مشکلاتی که در پی یافتن سیرتاریخی و تحّول ذهنی شاعران ما وجود دارد اینست که ،شاعران قدیم ما،سیرتاریخی وتحول ذهنی خود را ثبت نکرده اند مثلا هیچ به یقین نمی دانیم که حافظ ،سعدی و یا مختومقلی کدام شعرها رادرجوانی وکدام شعرهارادر پیری سروده اند مگر اینکه قرینه ای خاص برای آن ها بیابیم تامل و کنکاش هرچه بیشتردرباره ی افکارواشعارشاعران فوق ماراباافکارواندیشه های آنان آشناترو آگاهترمی کند.

✳️درکتاب سنت و سکولاریسم درباره حافظ چنین آمد است: باری حافظ دوران بلندی رادرطول عمرخودطی کرده بود .کثیری ازابیاتی که دردیوان او آمده وصف الحال حیرت است،وصف الحال دوران شک و تاریکی است،دوران تجربه ای که شخص کورمال کورمال پیش می رود تا چشمش رابهتربازکندوراه را بیابدوبتواندباآنان که راه را یافته اندآشناتروهمنشین تروصمیمی ترشود.

✳️به همین سبب نیز درکلام حافظ می بینیدکه اودرپی این است که بوسیله ای راه راپیداکندلذا می بینیدکه هم تک روی می کندهم دنباله روی از دیگران ،هم به شرع روی می آوردهم به بیرون شرع،هم ملامتی گری و قلندری گری پیشه می کند و هم آداب دانی و ورد خوانی و نیاز نیمشبی و گریه سحری…همه ی این امور را می آزمایدتاراه اصلی راازمیان آنها بیابد بخش عظیم و پاره ی بلندوبزرگی ازعمرحافظ در دینداری معرفت اندیش گذشته است.

✳️دراین شب سیاهم گم گشت راه مقصود
ازگوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
ازهرطرف که رفتم جزوحشتم نیفزود
زنهارازاین بیابان وین راه بی نهایت
ویا:
✳️چوهرخبرکه شنیدم رهی به حیرت داشت
ازین سپس من ورندی ووضع بی خبری
توخودچه لعبتی ای شهسوارشیرین کار
که دربرابرچشمی وغایب ازنظری

✳️نویسنده کتاب سنت و سکولاریسم درباره حافظ می نویسد:به گمان من حافظ شخصیتی بود که درمورد وی می توان گفت که درطول عمرش سه نوع دین ورزی رایکی پس از دیگری تجربه کرد.یعنی بالاخره دنبال چیزی است که آن ندارد.پرده ای بین او وحقیقت است که دائما می خواهدآن را بشکافدولی تا آخرعمرش موفق نمی شود.حافظ دراشعارش تقریباهمواره از فراق دم می زند .تقریباهمه ی شعرای ما اهل فراق بوده اند :
برنیامداز تمنای لبت کامم هنوز
برهوای جام وصلت دردی آشامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام دل
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز

✳️باری،مختومقلی فراغی نیزچنان دوران بلندی رادرطول عمرخویش طی نموده است.بااندکی مطالعه و کنکاش دراشعاروی می توان مختومقلی فراغی رانیز درردیف شاعرانی چون حافظ،سعدی ومولانا قرار دادمورخ شهیرپروفسوربرتلس،مختومقلی رابه جام جم تشبیه کرده است براستی که اشعاروی علاوه برنصیحت های پندآموز واخلاقیات ،تفکرات خاص روشنفکری درآن دیده می شود و به راستی که مختومقلی نیزروشنفکر زمانه ی خویش بوده است :
گیجه سی ماغتئم غولئ،آغتارئپ بیرراهبر
غویما بی یولداش غادام،منزیل اوزاقدئریول
خاطارگئوزلرینگدن یاش اورنونا،غان دؤکوپ خون جیگر
ماغنی قئل آلغئل باهار_وپایئزی حاقدان ثمر
باغ رحلتدن ناهالئنگ برگی سولمازدان بورون.
غاپئل غالدئم یارانلار،اوئز_اؤزومدن رشتیم یوق
حاقدان غایرئ هیچ یرده،پناهئم یوق پئشتئم یوق
پیکربحرینه گیردیم،یلکنیم یوق کشتیم یوق
ماغتئم غولئ،من موندان چئقار یانگلاق دشتیم یوق
الیم برسم توتان یوق ،دوشدوم دویپسوزعوممانا

✳️محقق وپژوهشگرارجمنداستادآنادردی عنصری نیزدرتحقیقات جدیدشان،درمجموعه ای تحت عنوان(مختومقلی به روایت مختومقلی)درباره ی مراحل تحول شعرمختومقلی می نویسد: بررسی اشعار مختومقلی ازجهت:
1.نوع رویکرد وی به جهان پیرامون-جامعه،سیاست وتحولات اجتماعی ،سرنوشت تاریخی مردم ترکمن ،باورهای دینی و اخلاقی
2.نوع تغییرات نگرشی ایجادشده درخودآگاه وی ،نشان می دهد که مختومقلی سه دوره تحول ذهنی راتجربه کرده است که مارابه ازای شعری آن را در دیوان وی می توان شناسایی واحصاء کرد.

✳️مرحله اول_اشعارعرفی زمینی
شاعردراین مرحله از آفرینش شعری به وقایع نظامی واجتمای پیرامون خودبیشترین توجه رادارد .به همین دلیل نیزاشعار وی مرتبط با وقایع تاریخی عصرخود وشخصیت های تاریخی مربوط به جغرافیای تاریخی سرزمین ایران است.به طور خلاصه دراین دوره اشعاروی حاصل(سیردرافاق)است ودارای دو خصلت تجییجی_تحریضی وتعلیمی است.از جهت زمانی این دوره به تقریب از۲۱سالگی شاعروبه احتمال باشعراوغلوم_آزادیم شروع شده وبا گذار شعرهای (عرش اعلایه) (سیزینگدور )ظاهرا درسن۳۰سالگی باشعرشماره۴۸(چیقیب دور)خاتمه می یابد.

✳مرحله دوم_اشعاردوره گذار
اشعارشاعردراین دوره غالبا (حدیث نفس)است.بیشتربه واگویه های شاعرانه ناشی ازتفکرات درونی شاعرشباهت دارد.همانگونه که از عنوان این مرحله برمی آیدشاعردراین دوره درحال گذار ذهنی بوده دگردیسی نگرشی را سرمیگذرانیده است.این فرایند از ناامیدی و یأس وگله اوضاع زمانه آغاز میشودو درنهایت به شکل گیری نگرش الهی_عرفانی درذهن شاعرمنجر میشود

رفتن به نوار ابزار