سقوط جمهوری اسلامی ایران بدست چه کسانی ممکن است؟!

سقوط و تغییر هر حکومتی ناممکن نیست. در کشورهای دموکراتیک تغییر حکومت ها از طریق انتخابات و توسط مشارکت سیاسی مردم به وقوع می پیوندد. ولی در حکومت های دیکتاتوری مانند ایران تغییرات دموکراتیک ممکن نبوده و این مسئله تنها از طریق تغییرات بنیادین از پایین به بالا و شورش مردم مناطق مختلف امکان پذیر است که به آن انقلاب می گویند.

حالا سئوال اینجاست که جمهوری اسلامی ایران با این همه نابسامانی ها، فساد، تبعیض و بی عدالتی چرا سقوط نمی کند؟ پاسخ به این سئوال چندان هم سخت نیست. مذهبیون افراطی بعد از بدست گرفتن قدرت که مصادف شد با جنگ ایران و عراق، با استفاده از نیروهای نظامی و امنیتی اکثریت مخالفان خود را قلع و قمح نمودند و در حقیقت یک حکومت ترس و وحشت ایجاد کردند که هیچ احدی یارای انتقاد از آن را نداشت.

هشت سال جنگ ایران و عراق یکی دیگر از عوامل اصلی تداوم حکومت جمهوری اسلامی در ایران بود. عوامل جمهوری اسلامی ایران دوست داشتند که جنگ ادامه پیدا کند و تعداد کشته ها افزایش یابد. زیرا با افزایش تعداد کشته های جنگ تعداد وفاداران به این حکومت هم افزایش می یافت. حکومت ایران با تطمیع خانواده کشته شدگان و دادن امتیازات هنگفت به بستگان آنان در امور استخدامی در ادارات و نهادهای دولتی، سهمیه در پذیرش دانشگاه و غیره روز به روز پیوند خود را با آنان محکم تر کرد.

مسئله دیگر اقتصاد رانتی دولتی است که بیشتر به فروش نفت خام وابسته است. حکومت جمهوری اسلامی ایران بیشتر در آمد حاصل از فروش نفت خام را صرف نگهداری خود می کند. سعی می کند که نهادهای قضایی، نظامی و امنیتی بویژه وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران را راضی نگه دارد که در صورت لزوم بتواند از آنها علیه شهروندان استفاده کند. همانطوری که به نقش این نهادها در سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز اتنیک های غیرفارس و کشتن تعداد کثیری از فعالین مدنی آنان و همچنین سرکوب تظاهرات مردم علیه نتیجه انتخابات 88 می توان اشاره کرد. این اقتصاد رانتی باعث شده است که مردم تابع حکومت باشند و هر گونه خطری متوجه بر آن را خطری برای خود تلقی کنند.

علاوه بر این عوامل حمایت سرمایه داران سنتی از حکومت، سانسور مطبوعات، رادیو و تلویزیون دولتی هم در تنویر افکار عمومی و توجیه اقدامات حکومت در بقای جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی داشته اند.

دیکتاتوری و استبداد در هر لباسی که باشد، سرکوب کننده حقوق و آزادی های شهروندان است و نبود آزادی محدود کننده محدود کننده خلاقیت ها و استعدادهای فردی و گروهی است. با نگاه به تاریخ جمهوری اسلامی ایران چنین استنباط می شود که مشروعیت کاذب عوامل مستبد آن نه ناشی از خردورزی بلکه ناشی از توسط به قدرت و قوه قهریه بوده است.

رابطه بین صاحبان قدرت و توده مردم در جامعه کنونی ایران با حاکمیت استبدادی یک رابطه یک جانبه بوده یعنی از بالا به پایین بوده است. دستورات و فرامین حکومتی همواره بر مردم تحمیل شده و توده مجبور به اطاعت شده است. اطاعت مردم در چنین شرایطی نه بر حسب وظیفه بلکه مبتنی بر ترس است. در اثر این احساس ترس از حکومت است که مردم نمی توانند به پیشرفت هایی در بعد مادی و غیر مادی مانند اندیشه دست پیدا کنند. افراد برای بقای خود همواره به حکومت دروغ می گویند و مشروعیت آن را به دروغ تایید می کنند تا زمانی که پایه های قدرت تضعیف نشده اند. رواج دروغ، تزویر، ریا و چاپلوسی در جامعه کنونی ایران همه ثمره جو رعب و وحشتی است که حکومت ایران با توسل به قوه قهره بوجود آورده است.

حالا با وجود چنین اختناقی نقش آینده گروه های سیاسی مختلف در تغییر حکومت ایران قابل تامل است. گروه های سیاسی مرکز گرا و اپوزوسیون فارس همواره سعی کرده اند که نقش اتنیک های غیرفارس بویژه ترک ها را کم اهمیت جلوه دهند. مدیای منتقد فارسی زبان همواره مبارزه مسالمت آمیز اتنیک های غیرفارس را بایکوت و سانسور و فعالیت ناچیز گروه های مرکز گرا را بزرگ نشان داده اند. بیداری اتنیک های غیرفارس بویژه ترک ها توطئه های آنان را آشکار کرده و اکثریت افراد جامعه را هم از لحاظ فکری و عملی حول محور اهداف جنبش های قومی که یکی از آنها حق تعیین سرنوشت برای ملل غیرفارس می باشد، جمع کرده است.

اقدامات متناقض گروه های مرکزگرا تا کنون نشان داده آنان نه مشروعیت و نه قدرتی برای تغییر حکومت ایران دارند. همچنین انحصارطلبی این گروه ها راه را برای ایجاد یک دیالوگ سازنده بسته است. در حال حاضر معادله مبارزه از جنبش های مرکز گرا به سوی جنبش های قومی در حال تغییر یافتن است. به عنوان نمونه حرکت ملی آذربایجان از اوایل قرن 21 تا کنون به یک جنبش بلامنازع در داخل منطقه جغرافیایی ایران و منطقه تبدیل شده است. در صورت فراهم شدن سایر شرایط و رفع موانع موجود جنبش های مختلف قومی تنها گزینه هایی برای تغییر رژیم ایران و تحقق حق تعیین سرنوشت سایر اتنیک های غیرفارس بوده و می تواند با ایجاد جبهه های مختلف علیه جمهوری اسلامی ایران در نقاط مختلف و با بسیج مردم در راستای اهداف مشترک سرنگونی این حکومت و استقلال آنان از ایران را رقم بزند.

ایران تورک