سعیده صادق: اعتراضات عربها در تظاهرات اخیر در پیوستگی با بهار عربی بود

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا) ریزگردها و آلودگی هوا در استان عرب نشین خوزستان و یااقلیم عربستان، آنچه مردم عرب این منطقه عنوان می کنند، روزهاست که نفس مردم را بریده است. دیگر حساب اعتراضات مردم در این منطقه از ماه گذشته و با سال محاسبه می شود. در واقع اقلیم عربستان در سه ماه اخیر هرگز از اعتراض، تلاطم و جنب و جوش برای دفاع از حق خود باز ننشسته اند. اعتراض به مقابله با ریزگردها، همواره در متن این اعتراضات بوده است. دو ماه پیش نیز، مردم عرب در روستایجلیزیاز توابعدهلراندر استان ایلام در غرب ایران، در اعتراض به مصادره زمین های کشاورزی توسط سازماناتکاوابسته به ارتش ایران درگیری های شدیدی داشتند که در نتیجه آن نیز دهها نفر شامل زنان میانسال و حتی کهنسال بازداشت شدند، چیزی که اعتراض هم زبانان آنها در شهر اهواز، پایتخت عرب های ایران را نیز برانگیخت. این اعتراضات نیز با دستگیری های فله ای فعالان حقوق عربها همراه شد. ادامه این اعتراضات مصادف شد با تظاهرات ضدحکومتی سراسری اخیر ایران، و اهواز (احواز )و اقلیم خوزستان(عربستان) جایی بود که حجم بازداشت ها در آن با دیگر مناطق ایران قابل قیاس نبود

در همین زمینه، خبرگزاری میکروفون نیوز مصاحبه ای باسعیده صادقفعال حقوق زنان از سازماننبراسوـ صدای زنان عرب اهوازـ و عضوکانون مبارزه با نژادپرستی در ایرانکه ساکن بریتانیا است، ترتیب داد. خانم صادق از آنارهای وحشتناکی صحبت می کند، افزایش ۵۰۰ درصدی سرطان در اهواز و مناطق اطرافش، تاراج منابع آبی این سرزمین و تبعیض های غیرقابل انکار علیه مردم این منطقه. سعیده معتقد است که عربها به اعتراضات سراسری که بیشتر تفکرات مرکزگرا کنترل آن را در دست داشتند، نپیوستند، چون ذاتا بیش از دو ماه بود که اقلیم خوزستان (عربستان) ملتهب بود و معترض علیه حکومت ایران. مصاحبه خواندنی او سرشار از مطالب تازه و اخباری است که پوشش داده نشده اند. خواندن کامل این مصاحبه را از دست ندهید:

 

بیش از ۵۰۰ هزار هکتار از تالاب ها خشک و به منبع ریزگرد تبدیل شده است

میکروفون نیوز: خانم صادق چند روز است که هوای آلوده اهواز آلوده تر نیز شده است،اهواز هوا نداردوبلروح بلدم نفدیک یا کاروناینها شعاراتی است که ماههاست بر زبان مردم عرب در اهواز جاری است. از شما به عنوان کسی که همواره در این زمینه فعال بوده، می خواهیم که برای مخاطبانمان توضیح دهید که این آلودگی و گرد و غبار چگونه شروع شد.
سعیده صادق: پدیده ی گردوغبار در اقلیم از سال 1380 در برخی شهرهای جنوبی اقلیم شروع و در طی سالهای اندک به همه شهرهای اقلیم و حتی مناطق همجوار اقلیم هم کشیده شد. منشاء این پدیده داخلی است و کانون اصلی این ریزگردها تالابهای خشک شده است. پروژه های انحراف و انتقال اب رودخانه ها که بیش از 60 سال ازآغاز آنها گذشته بزرگترین ضربه را به محیط زیست اقلیم وارد کرده است. سدها و تونل های بیشماری را بر روی سرچشمه های آب رودخانه های بزرگ اقلیم چون کارون، دز، کرخه، و جراحی ساختند. فقط بر روی حوزه های آبریز رود کارون 40 سد و بر روی خود کارون 8 سد ساخته شد.
کارونی که نه تنها شریان حیاتی اقلیم را تشکیل می دهد که نمادهویتی مردم اقلیم نیزشده است به همین دلیل مردم عرب در تمامی تجمعات اعتراضی شان همواره شعاربلروح بلدم نفدیک یا کارونرا سر می دهند و نظام از یک طرف با کاهش عامدانه آب این رود بزرگ و از طرفی دیگر ریختن فاضلابهای شهری و صنعتی در آن نفس کارون و مردم رو همزمان به شماره انداخته است.
در نهایت این کاهش آورد آب رودخانه ها شریان حیاتی تالابها را نابود کرده و در نتیجه کاهش آب آورد به این تالابها، بیش از 500 هزار هکتار از
مساحت های تالابها خشک شده است و این مساحت های وسیع خشک شده به کانون اصلی منشاء این ریزگردها تبدیل شده است.
اتفاق دیگری که بزرگترین تالاب منطقه یعنی تالاب هورالعظیم رو به نابودی کشید و آن را به یکی کانون های اصلی این بحران تبدیل کرد، فعالیت های شرکت نفت برای استخراج نفت در این تالاب بود. شرکت نفت جهت فعالیتهای حفاری و استخراج نفت نیازمند جاده سازی و تاسیس دکل و …. بود. بدون در نظرگرفتن مسائل مربوط به محیط زیست وانجام هیچ گونه عمل کارشناسی اقدام به احداث انها کرد. در واقع بخش وسیعی از تالاب هورالعظیم با این اقدامات شرکت نفت تبدیل به پنج مخزن مجزا شدند و در نهایت بدلیل عدم داشتن راه ارتباطی برای آورد آب به سرعت خشک شدند. ناگفته پیداست وقتی شرکتی قادر به استخراج نفت و گاز از عمق دریاست چگونه است که نمی تواندبدون خشک کردن تاالبهای کم عمق و نابودی دهها هزار خانوارتالاب نشین عرب نفت را اخراج کند، اگر دست های پشت پرده که کمر همت به نابودی اقلیم بسته اند نباشند.
طبق اقوال آقای ناصری نژاد نماینده مردم فلاحیه ،در سال 1375 بیش از 15 هزار نفر صیاد در تالاب فلاحیه بودند که الان خبری از انها نیست“.

 

سرطان در اهواز و مناطق همجوارش ۵۰۰ درصد افزایش یافته است


میکروفون نیوز: آیادولت قادر به مقابله با این وضعیت هست یا نه؟

سعیده صادق: برکسی پوشیده نیست که با تامین حق آبه این تالابها تا حدود زیادی این معزل قابل برطرف شدن است و براساس نظر کارشناسان احیاء تالابها موثرترن راه حل مقابله با این ریزگردهاست. منتها مگر دولت و مسئولین آن تن به پذیرش این واقعیت که تالابهای خشک شده منشاء بروز این ریزگردها هستند، می دهند.
از یک طرف سازمان هواشناسی ایران با تجزیه و تحلیل و ارائه دلیل و برهان منشاء این ریزگردها را داخلی اعلام می کند، و از طرفی مسئولین امر چون خانم ابتکارکه تا چندی پیش رئیس سازمان محافظت محیط زیست کشور بوده همواره منشاء انها را خارجی اعلام می کرد و به صراحت از مردم می خواهد که با مشکل ریزگردها کنار بیایند.
شهر اهواز بارها از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان آلوده ترین شهر جهان معرفی شده است چرا که ریزگردها به مواد رادیواکتیو آلوده هستند. هرساله و طی هر بارش باران بعد از اینکه قطرات باران که آلوده به ریزگردهای حاوی رادیواکتیو هستند بر سر مردم می بارند دهها هزار نفر، به دلیل تنگی نفس، راهی بیمارستانهایی که گنجایش آنها را ندارد، می شوند. یعنی که بارش باران که یک نعمت الهی است برای این مردم تبدیل به یک بلای جان شده است.
موسسه بین المللی تحقیقات سرطان (IARC) طی گزارش خود در سال 2013 بحران الودگی هوا و ذرات معلق در ان را در گروه نخست مواد سرطان زا قرار داده بود. بحران آلودگی هوا سبب بالا رفتن آمار مبتلایان به بیماری سرطان در اقلیم شده است طبق آماری که چندسال پیش و نه حال توسط رئیس پیشین تنهابیمارستان بیماران سرطانی اقلیم، آقای دکتر جاسب اعلام شده آمار مراجعین جدید بیماران سرطانی به بیمارستان شفا در طی سالهای اخیر 500 درصد افزایش داشته و این درحالی بود که نرخ رشد جمعیتی در اقلیم فقط 25 درصد بوده است.

 

کلانتری میگوید خوزستان ۱ هزار میلیارد متر مکعب آب اضافه برای انتقال دارد

میکروفون نیوز: آیا حکومت از این آمارها مطلع است؟ واکنش حکومت چیست؟

سعیده صادق: مسئولین با عدم ارائه و در نظرنگرفتن این آمارها در کارگروه های مقابله با ریزگردها بصراحت منکر ارتباط بحران آلودگی هوا با افزایش بیماری سرطان در منطقه هستند. هدف نهایی این نظام تبدیل این اقلیم به منطقه خالی از سکنه می باشد. طرحهای چون انتقال آب، سدسازی، ساختن دکل حفاری، استخراج نفت و جاده سازی نیازمند داشتن مجوز از سازمان محیط زیست می باشند، سازمانی که حفاظت از محیط زیست می بایست در اولویت تصمیم گیری برای صدور مجوزهایش باشد تا به حال حتی یک شکایت در این رابطه از متخلفین چون وزارت نفت و یا نیرو انجام نداده است برعکس خیلی راحت مجوز طرح های انتقال اب رو نیز صادر می کند. وزارت نفت هم به سهولت از پرداخت حق آلایندگی محیط زیست سرباز می زند.
شما تصورکنید این همه پروژه های سرقت آب اقلیم و تبعات آن که محیط زیست و به تبع آن زندگی مردم رو به نابودی کشیده، اخیرا آقای کلانتری، رئیس سازمان محیط زیست طی نامه ی محرمانه به جهانگیری معاون اول رئیس جمهور اظهار داشت که خوزستان 3 هزار میلیارد مترمکعب آب اضافه دارد که می تواند یک هزار میلیارد آن را به مناطق مرکزی منتقل نمود.
فکر می کنم بهتراست که سوال شود آیا نظام خواهان مبارزه و مقابله با این پدیده ریزگردها در اقلیم عربستان ایران است یا خیر؟ که جواب قطعا خیر می باشد چرا که این نظام برای مردم غیرفارس اعم ار عرب و ترک و بلوچ و کورد و …. اصلا حق انسانی و شهروندی قائل نیست.

 

زمینهای عربها را در اختیار کارخانه داران غیر بومی قرار داده و دست به تغییر جمعیتی اقلیم عربستان زدند

میکروفون نیوز: می گویید که اینها ریشه در تبعیض علیه شهروندان عرب در ایران دارد. این تبعیض و نژاد پرستی که را چگونه توضیح می دهید؟
سعیده صادق: اگر از سابقه دیگرستیزی فارسها نسبت به دیگر خلق های غیر فارس در جغرافیای ایران نگاهی بیندازیم برکسی پوشیده نیست که ترک و عرب ستیزی در ایران بیش از هر دیگر ستیزی دیگری است و حتی مسئله ترک و عرب ستیزی با حمایت و همراهی پشتبانی و در واقع فراهم آوردن بستری مناسب برای ترویج آن از سوی نظام در جغرافیای ایران از نظر تاریخی همزمان آغاز شد.
بنا به شواهد و اسناد تاریخی با روی کار آمدن رضا شاه و تاسیس نظام پهلوی که اساس آن مبتنی بر تک زبانه کردن مردم و با هدف تک هویت کردن انان (تحمیل زبان و هویت فارسی به دیگر هویت های غیر فارس) بنا نهاده بود و بر اساس خط مشی که از سوی برخی به اصطلاح روشنفکران از جمله افشار زاده و کاظم زاده به او دیکته می شد و آنها عدم یکپارچگی این کشور را به وجود امپریالیسم ترک و عرب می دانستند، راهکارهایی که به رضا پهلوی ارائه می دادند این بود که تلاش برای محو دیگر هویتها شود و بیشترین ترکیز باید بر روی زبانها شود. در مقاله ی از اقای افشار زاده با عنوانمطلوب ما _وحدت ملی ایرانمی گوید: “همه باید یکدل و یکصدا بخواهیم و کوشش کنیم که زبان فارسی در تمام نقاط ایران عمومیت پیدا کند و به تدریج جای زبانهای بیگانه را بگیرددر بخش دیگری از همان مقاله افشار زاده می گویید: ” باید همه جا مدارس به زبان فارسی تاسیس کنیم و هزاران رساله و کتاب کم بها به زبان فارسی در تمام مملکت و بالاخص آذربایجان و عربستان” (تا آن زمان هنوز نام اقلیم عربستان بوده و نه خوزستان) پخش کنیم. در واقع بیشترین ترکیز بر روی زبان و هویت مردمان ترک و عرب بود.
با بیگانه نامیدن زبانهای غیر فارس آنهم از اشخاص تاثیرگذاری چون افشار زاده در واقع موج جدیدی از عرب، ترک، کورد و دیگرستیزی شروع شد چرا که مهمترین عنصر هویتی مردمان غیرفارس زبان آنهاست. لازمه عمومیت بخشیدن به زبان فارسی تحقیر دیگر زبانها بود تلاش شد و کما اینکه می شود دیگر زبانها فرودست و متکلمین به آنها انسانهایی کم مایه به چشم آیند و تکلم به زبان فارسی را نشان فرهنگ و پیشرفت جلوه دهند.
سیاست تغییر بافت جمعیتی برای یکسان سازی هویتی و زبانی در جغرافیای ایران که اقلیم عربستان (خوزستان) رو به نابودی کشانده از زمان رضاشاه و به فضل وجود دگرستیزانی چون افشار زاده پایه گذاری شد. سیاست تهجیر [مهاجرت اجباری] مردمان فارس به اقالیم غیرفارس نیز از جمله راهکارهایی بود که همین اشخاص به رضاشاه ارائه دادند. افشار زاده به صراحت در همین مقاله پیشنهاد می دهد که : ”می توان بعضی ایالت فارس زبان را به نواحی بیگانه فرستاد و درانجا ده نشین کرد و در عوض ایالت بیگانه زبان ان نقاط را
به جای انها به نواحی فارس زبان کوچ داد و ساکن نمود”.
اولین اقدامات رضاشاهی برای تسهیل عملیات کوچاندن/ گسیل کردن مردمان فارس به مناطق فارس نشین ساختن راه آهن بود. گفته میشود که رضا شاه اقدامات شایسته چون ساختن راه آهن و تاسیس مدارس در جای جای ایران، جاده سازی و غیره انجام داد ولی واقعیت این است که تمام این اقدامات با هدف پیشبرد سیاست تغییر بافت جمعیتی صورت گرفت.
اقدام مهم واساسی دیگر غصب زمین های کشاورزی مردم عرب با شیوه ها و ترفندهای متفاوت بوده و است. با تاسیس شرکتهای خصوصی و دولتی به بهانه اقداماتی چونعمران و توسعهتوسط غیربومیانی که از مناطق مرکزی به اقلیم سرازیر شده بودند که با حمایتهای دولتی زمین های کشاورزی مردم عرب را غصب می کردند

به عنوان مثال اوایل دهه سی شمسی شرکتی باناممزدیسنانبا عضویت 300 نفر که اغلب آنان زرتشتی اهل یزد بودند تاسیس
شد با انگیزه کار کشاورزی که با حمایت های نظام وقت از بهترین و مرغوبترین زمین های کشاورزی مردم عرب رو تصاحب کردند و بعد از مدتی اقدام به تغییر کاربری زمین ها از کشاورزی به مسکونی نمودند که الان آن زمین ها معروف به نام کیانپارس (گرانترین منطقه شهر اهواز) می باشند.

 

گفتند که عربها از کشاورزی مکانیزه استفاده نمی کنند و زمین هایشان را غصب کردند


همچنین در دوره اصلاحات ارضی، دولت وقت به بهانه عدم استفاده کشاورزان عرب از سیستم کشاورزی مکانیزه و مدرنیزه، اراضی وسیعی را در اختیار شرکتهای تازه تاسیس قرار داد آن هم بعد از غصب زمین ها از کشاورزان عرب که مجلس با تصویب قوانینی، دولت را مکلف به مصادره زمین های مرغوب مردم عرب کرد. مسئولین وقت اقلیم هم با تهدید و ارعاب و رشوه دادن به شیوخ عرب برای جلب رضایت کشاورزان آنها را مجبور به واگذاری زمین هایشان با قیمتی بسیار پایین به دولت کردند. آنها برای جلب رضایت کشاورزان عرب برای واگذاری زمین ها به آنان وعده های دروغین چونشما و فرزندانتان را به استخدام شرکتهایی که بر روی زمین هایتان تاسیس خواهیم کردداده بودند منتها بعد ازتصاحب زمین ها و تاسیس شرکتها، سیل عظیمی از نیروی های غیربومی از مناطق مرکزی را جهت کار در این شرکتها به اقلیم گسیل کردند. در واقع اعطای فرصت های شغلی به غیربومیان تازه وارد به هدف پیشبرد سیاست تغییر بافت جمعیتی نیز ازدوره پهلوی رقم خورد
نظام جمهوری اسلامی که میراث دار نظام ماقبل خود در سیاست تغییر بافت جمعیتی در مناطق غیرفارس نشین است شیوه های جدید و به مراتب غیرانسانی تری رو برای تصاحب زمین های کشاورزی از مردم عرب درپیش گرفت.

سیاستهای که منجر به نابودی محیط زیست در اقلیم شد. اجرای طرح های با هزینه های چند صد هزار میلیاردی برای انتقال آب سرچشمه رودخانه های اقلیم به مناطق مرکزی به بهانه تامین آب شرب آن مناطق، ولی درواقع امر، هدف احیای کار کشاورزی در مناطق مرکزی و کویری کشور است که این امر منجر به خشکاندن آب رودخانه ها ی اقلیم و در نهایت عدم وجود آب کافی برای کار کشاورزی در اقلیم گردید و بیکاری و نداری و فقر و گرسنگی را برای کشاورزان عرب به ارمغان اورد .
در نهایت وقتی که طبق امارهایی که از سوی مرکز مطالعات تبریزاز ترکیب قومی_ ملی مسئولین ارشد ایران منتشر شد، 88 درصد مسئولین ارشد نظام و 85 درصد اعضای کابینه دولت روحانی را فارس ها تشکیل دهند، جای تعجبی نیست که هیچگاه ما شاهد مخالفت دولت با تصویب این طرح ها نبوده ایم چرا که خشکاندن آب رودخانه ها که منجر به کساد کار کشاورزی، کشاورزان عرب و در نتیجه اجبار آنها به واگذاری زمین هایشان می شود گامی مهم برای نظام جهت پیشبرد سیاست تغییر بافت جمعیتی محسوب می شود.

 

اعتراضات عربها در تظاهرات اخیر در پیوستگی با بهار عربی بود نه تفکرات مرکزگرایانه ایران

میکروفون نیوز: در تظاهرات ضدحکومتی اخیر در ایران عده ای شعارهای نژادپرستانه ای علیه عربها داده اند، از یک طرف هم همانطور که شما فرمودید ستم ملی بسیار شدیدی علیه عربها وجود دارد. با این وجود عربها به این تظاهرات پیوستند، طبق روال رایج در رسانه های فارسی انها این حرکات را به نفع حرکات مرکزگرا و ناسیونالیست ایران مصادره می کردند. نظر شما در این باه چیست؟ وجه تمایز اعتراضات عربها و دیگر معترضان در این تظاهرات چه بوده؟
سعیده صادق: شعارهای نژادپرستانه و عربستیزانه مرکزنشینان از همان ابتدای شروع اعتراضات به گوش مردم عرب نیز رسید، تمام تردیدها و عدم اعتمادهای مردم آذربایجان نسبت به حرکتها و جنبش های مرکزی، در باور ما عربها نیز می باشد چرا که همچون ملت ترک تجربیات بدی از همراهی با این جنبش ها و مبارزات داریم. مردم عرب پس از جانفشانی ها در به ثمر رساندن انقلاب 57 اولین دستمزد خود را درچهارشنبه سیاه محمره ” [محمره نام اصلی و عربی خرمشهر کنونی می باشد] از نظام ولایت فقیه دریافت کردند، چهارشنبه سیاهی که در طی آن صدها زن و مرد و پیر و جوان عرب به خاک و خون کشیده شدند.
در رابطه با تجمعات اعتراضی اخیری که صورت گرفت همانطور که شما در توضیح سوالتون فرمودید که روال رایج در راسانه ها ی فارسی این حرکات رو به نفع حرکات و جنبش های مرکزگرا مصادره می کنند دقیقا واقعیت هم همین است ، طبق پوشش رسانه ای که صورت گرفت سرآغاز این اعتراضات از شهر مشهد بود که به دیگر شهرهای مرکزی و مناطق غیرفارس من جمله اقلیم عربستان اهواز نیز کشیده شد منتها در رابطه با همراهی مردم عرب در این اعتراضات واقعیتی که پوشش رسانه ی نشد رخداد هایی بود که قبل از شروع اعتراضات سراسری در کشور در عربستان ایران شروع شده و همچنان ادامه داشت. مردم عرب قبل از شروع اعتراضات سراسری با راه انداختن کمپین بزرگی با نامارض العرب للعرببه معنیسرزمین عرب برای عرب، تجمعات وسیعی را در اعتراض به سیاستهای مصادره زمین های مردم عرب و در دفاع از مردم روستایجلیزیکه توسط نیروهای انتظامی مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفته بودند برگزار کرده بودند، تجمعاتی اعتراضی که در پی آن دهها تن بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند که تابحال اکثرخانواده های آنان ازحال آنها بی خبرند.
همزمان و درحالی که نیروهای امنیتی نظام با یورش به محل کار و منازل دهها تن از فعالینی که در این تجمعاتی اعتراضی شرکت کرده بودند سعی در سرکوب جنبش اعتراضی مردم عرب داشت تجمعات اعتراضی بزرگی در مناطق مرکزی و بعضی مناطق غیرمرکزی صورت می گیرد. سرعت اوج گیری این تجمعات بقدری بود که بر روند تجمعات اعتراضی مردم عرب نیز تاثیر بسزایی داشت.
وجهه تمایز مبارزات مردم عرب با مناطق مرکزنشین در شعاردادن و مطالبات آنها نمایان بود، برای مردم عرب خیلی وقت است محرز شده که نظام به هیچ عنوان سیاستهای مبتنی بر ستم ملی بر آنها را کنار نخواهد گذاشت. لذا از همان ابتدا شعارالشعب یرید اسقاط النظام، به معنیملت خواستار براندازی نظام استرو سر دادند، شعاری که در بهار عربی، کشورهای عرب را متحول کرد و این خود نشان دهنده این است که پیوستگی اعتراضات عرب ها در ایران با مردم عرب کشورهای همسایه بود، نه با جنبش ها و افکار مرکزگرایانه ایران.

میکروفون نیوز: خانم سعیده صادق از اینکه امکان این مصاحبه را برای ما فراهم کردید متشکریم.

– مصاحبه فوق صرفا انعکاس مواضع نویسنده آن است و نشان دهنده دیدگاه خبرگزاری میکروفون نیوز نمی باشد.