روزیکه آذربایجان”خودخداانگاری”شوروی راشکست

این پست نیز در دسترس است: faفارسی

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، در خلال 70 سال جبر٬ اشغال و استبداد نظام کمونیستی بر سراسر اتحاد جماهیر شوروی٬ همواره مسکو و قوم روس به عنوان “کعبه کمونیسم” و “برادر بزرگ” تمامی جماهیر و اقوام شوروی تبلیع می شدند تا در اعماق روح و حس ملل٬ اقوام٬ گروهها و انسانهای گرفتار در زندان شوروی٬ مقولاتی چون تابع بودن، تقلید از مسکو، روس گرائی، اطاعت بی چون و چرا٬  ملکه پندار و شیوه رفتار همگان و در همه مکانها شود.

جوی که “سانترالیزم ساختگی دموکراتیک مسکو ” در شوروی سابق حاکم کرده بود در اصل تمامی جمهوری را در حد مستعمره های جمهوری سوسیالیستی شوروی  تنزل داده بود.

یکی از جمهوریهای کوچک اما بسیار تاثیر گذار شوروی سابق جمهوری سوسیالیستی آذربایجان بود که در آن هنگام از جمعیتی نزدیک به ۴ میلیون نفر برخوردار بود. اما گویا این ۴ میلیون قصد داشتند تا در برابر ابهت غول شوروی و تمامی بلوک شرق کمر راست کنند که البته با جسارتی بیادماندنی و تحسین برانگیز اقدام به این کار کردند.

آذربایجان در ماه ها و سال های منتهی به 20 ژانویه سال 1990 دو حادثه مهم تاریخی و سرنوشت ساز را تجربه می کرد:

1-قره باغ از سوی ارمنستان و با حمایت”برادر بزرگ یعنی روس ها” هدف حملات خونین و تجاوز کارانه قرار گرفت. از  ﺳﺎﻝ1988 ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻩ ﺑﺎﻍ آغاز شده بود و ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯽ ﺳﺎﮐﻦ ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ از سوی ارامنه کشته و یا ﺍﺧﺮﺍﺝ شدند. به این ترتیب که ﺍﺭﺍﻣﻨﻪ ﺳﺎﮐﻦ ﺩﺭ ﻗﺮﻩ ﺑﺎﻍ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﺎﺭفجیع  ﻭ با ﺯﻭﺭ اسلحه ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺗﺮﮎ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ منطقه را ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﺮﮎ ﺩﯾﺎﺭ ﺁﺑﺎ ﻭ ﺍﺟﺪﺍﺩﯼ  خود می کردند.

2-از طرف دیگر 20 روز قبل از این حادثه یعنی در 31 دسامبر 1989 آذربایجانی ها برای برچیدن سیمهای خاردار مرزی بین دو آذربایجان شمالی و جنوبی به طرف مرز حرکت کرده و ابهت شوروی را به چالش کشیده بودند. بعبارتی با این عمل آذربایجانیان در واقع مرگ شوروی سابق را اعلام کرده و خواستار اتحاد دو آذربایجان شده بودند که این برای مسکو  و همچنین تهران قابل قبول نبود.

لذا هزاران تن از نیروهای ارتش سرخ٬ مجهز به سلاح های سنگین همچون تانک با اطلاع قبلی به حکومت تهران و  کسب حمایت دولت ایران٬ وارد شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان شدند.

آن روز میخائیل گورباچف رئیس جمهور وقت شوروی برخلاف رویه ملایمی که در جمهوریهای مسیحی نشین و اسلاو نژاد بالتیک اتخاذ کرده بود٬ تبدیل به یکی از وحشی ترین انسانهای جهان شد و دستور قتل عام انسانهای مسلمان و ترک کوچه و بازار را در سراسر آذربایجان صادر کرد.

گزارش هولناک آن روزی که شهوت خون و جنون سربازان روس را در خود فرو برده به شرح ذیل است:

“ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪﻫﺎﯼ ﺷﺐ 19 ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ﻭ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩ 20 ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ 1990 ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺭﻫﺒﺮ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺟﻤﺎﻫﯿﺮ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻣﺨﺎﺋﯿﻞ ﮔﻮﺭﺑﺎﭼﻒ ﺩﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﮐﻪ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺗﺎﻧﮏ، ﻧﯿﺮﻭﻫای ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻭ ﺁﺭﺍﯾﺸﯽ ﮐﺎﻣﻼ ﺟﻨﮕﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺎﮐﻮ ﺷﺪ . ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ از ﻫﺠﻮﻡ ﺗﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻨﺪ .ﺍﻣﺎ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﺴﻠﺢ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯽ ﺩﻓﺎﻉ ﻭ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺁﺗﺶ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻤﻠﻪ ﺍﺯ ﺳﻼﺡﻫﺎ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺟﻨﮕﯽ – ﺗﺎﻧﮏ، ﻣﺴﻠﺴﻞ، ﺳﻼﺣﻬﺎﯼ ﺍﺗﻮﻣﺎﺗﯿﮏ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ ﺑﯽ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺯﻥ، ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ، ﻣﻨﺎﺯﻝ ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ . ﺍﺭﺗﺶ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﯼ ﺑﯽﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ 70 ﺳﺎﻝ ﺗﺒﻌﻪﺍﺵ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺁﻣﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯﮐﺸﺘﻪﺷﺪﻩﮔﺎﻥ ﺑﺼﻮﺭﺗﯽ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯽﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺻﺎﺑﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 20 ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﻘﺘﻮﻟﯿﻦ ﺍﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﻟﺨﻮﺭﺩﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﺢ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﻨﺎﺯﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺧﻮﻧﯿﻦ 20ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ، 147 ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﺢ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ، 841 ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻏﯿﺮﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ، ﻭ 744 ﻧﻔﺮ ﻣﺠﺮﻭﺡ شدند.”

روس ها با جاری ساختن جوی خون در خیابان ها و کوچه های باکو در صدد نشان دادن این بودند که  گسستن از مسکو دارای پیامدهای وحشتناک و خونباری خواهد داشت.  ولی بر خلاف پیش بینی های کرملین نتیجه‌ای کاملا بر عکس داد. این فاجعه خونبار شکاف بین نخبگان و مردم عادی آذربایجان را پر کرد.

این روز در تقویم آذربایجان به ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ﺳﯿﺎﻩ معروف شد. البته مقاومت ملی سیاهی آن روز را به به روشنائی تغییر داد و ﻧﻘﻄﻪ عطفی در آغاز ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ طلبی در ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥشمالی گردید.

ژانویه سیاه یک ویژگی برجسته دیگر هم دارد و آن اینکه نخبگان سیاسی و روشنفکران آذربایجان پیشاپیش ملت در صحنه مبارزه حضور یافتند.

-حیدر علی اوف رهبر برجسته و فقید آذربایجان، بعد از 20 ژانویه جو خفقان، بایکوت و سانسور حاکم بر مطبوعات شوروی را شکست و بدون اینکه دلهره و تعللی داشته باشد از فردای 20 ژانویه با حضور در رسانه ها و انجام مصاحبه های متعدد مستقیما”گورباچف” را عامل کشتار مردم آذربایجان اعلام کرد و برای اولین بار به مانند ملت آذربایجان که با حرکت تاریخی خود در 31 دسامبر ابهت شوروی را شکسته بودند اینبار حیدر علی اوف با محکوم کردن رهبران شوروی ابهت ساختگی آنان را به زیر سوال برد. ذکر این نکته ضروری است که علی اوف بعد از این حادثه که رئیس مجلس جمهوری خودمختار نخجوان بود حتی قبل از اعلام استقلال جمهوری آذربایجان،پرچم آذربایجان را در نخجوان به اهتزاز در آورده بود.

– مرحوم ابوالفضل ائلچی بی رهبر افسانه ای آذربایجان نیز با حضور در تظاهرات و در میان مردم  توسط قشون مسلح روس زخمی شد.

– بختیار واهابزاده شاعر ملی آذربایجان با حضور در میدان آزادی باکو مستقیم سینه خود را سپر کرده و خطاب به جلادان روس اعلام کرد:”خون من همانند خون مردمم می باشد و حاضر به دادن آن در راه استقلال آذربایجان هستم.”

-خلیل رضا اولو ترک دیگر شاعر ملی آذربایجان بخاطر مصاحبه هایی که در افشاگری جنایات روسیه با مطبوعات جهان انجام داده بود دستگیر و محکوم به زندان شد.

این پست نیز در دسترس است: faفارسی