دیگ سنگی صبر آذربایجان و تبریز کی می جوشد؟/ نیست٬ نابود٬ استبداد

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا)٬ در شرایطی که دهها شهر ایران و از جمله کلانشهرهای مهم این کشور موج برداشته اند و علیه حکومت ظلم٫ فساد٬ دسپوتیزم٬ شوونیزم و فاشیزم ولایت فقیه شعار می دهند آذربایجان و تبریز در سکوتی سهمگین فرو رفته است.
همه در سراسر ایران می پرسند که دیگ سنگی صبر تبریز (تبریزین داش قازانی) کی خواهد جوشید؟!
اگرچه جواب دادن به این سئوال کار سختی است٬ اما می توان گفت که ترکها در ایران و علی الخصوص ترکهای آذربایجان در خلال تاریخ معاصر از تجربیات بسیار تلخی در پهنه این کشور برخوردار بوده اند.
در واقع آذربایجان پس از انقراض تحمیلی قاجاریه٬ با روی کار آمدن خاندان پهلوی هدف نسل کشیهای فیزیکی و فرهنگی وحشتناکی قرار گرفت که این اوضاع پس از پیروزی انقلاب نیز با قتل عام مردم آذربایجان٬ حزب خلق مسلمان و حصر ایت الله شریعتمداری ادامه یافت که البته به انحای مختلف تا به امروز نیز تداوم داشته است.
حتی بارها نشریات رسمی و کانالهای صدا و سیما به ملت آذربایجان و ترکها بدترین اهانتها را روا داشته و در مقابل٬ دولت نیز به صورتی بی رحمانه اقدام به سرکوب معترضین کرده است.
ترکهای ایران و بالاخص ملت آذربایجان و اهالی تبریز حق دارند که احساس کنند یا آنها به ایران تعلقی ندارند و یا ایران در قبال آنها احساس مسولیت نمی کند.
خشک شدن دریاچه اورمیه و بی تفاوتی تهران به این موضوع و دهها مسئله حیاتی دیگر٬ آذربایجان را به شدت نگران کرده است.
در چنین شرایطی چه باید کرد؟!
سکوت آذربایجان در برابر اوضاع اسفناک کنونی که این خطه را نیز در گرداب بدبختیها فرو برده٬ صد البته که هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.
بدترین گزینه ممکن بی اعتنایی به حوادث موجود است.
اگر آذربایجان می خواهد تا خود را از مدار بسته و شوم کنونی خارج کند باید با قدرت و شدت تمام وارد میدان شود و بدون اینکه خود را در میان امواج تغییرات رها سازد٬ با تکیه بر کارنامه درخشان حریت خواهی٬ عدالت طلبی و هویت جویی تاریخی خود و همچنین با قرار گرفتن در زیر پرچم زرین فرهنگ٬ تاریخ٬ زبان و مطالباتش٬ تبدیل به مشت اکثریت جمعیت ایران یعنی ترکها شود و به همه بگوید که ملت ترک به رغم انکارها و اقتالهای صد ساله اخیر در ایران همچنان زنده و پویا است و این قدرت برتر٬ ضمن دفاع از حریت و عدالت و مساوات٬ خواستار نابودی ظلم در سراسر ایران و حاکمیت قانون٬ دمکراسی و عدالت در این کشور است و در عین حال به دنبال استیفای همزمان تمامی مطالباتش نیز می باشد.
وقت تنگ است و زمان مبارزه برای ترسیم نقشه راه یک قرن اینده در تبریز٬ آذربایجان٬ ایران و خاورمیانه فرا رسیده است.
این فقط ایران نیست که منتظر آذربایجان و تبریز است بلکه تمامی کشورهای همسایه و حتی خاورمیانه چشم انتظار قیام آذربایجان هستند. امیدی که دوستان دارند و بیمی که دشمنان را هراسناک کرده است.
یادمان نرود امروز روز ۳۱ دسامبر است. در سال ۱۹۸۹ در چنین روزی مردم ۴ میلیون نفری آذربایجان شمالی علیه شوروی٬ ابرقدرت وقت جهان قیام کردند و علائم مرزی میانه دو آذربایجان را سوزاندند. همین ملت٬ پیشتاز مبارزه با شوروی شدند و در سال ۱۹۹۱ پس از هفته ها زندگی در چادرها و مقاومت در برابر ارتش سرخ شوروی در میدان ازادی باکو٬ آزادی آذربایجان را جشن گرفتند.
اکنون نوبت آذربایجان جنوبی و تبریز برای قیام قاطع علیه ظلم و ستم در ایران و تعیین تکلیف و سرنوشت این کشور است.
آذربایجان باید دست در دست دیگر اقوام و آزادیخواهان سراسر این کشور قد علم کند.
همه باید بدانند که یک دست صدا ندارد. ایران بدون‌ آذربایجان و اذربایجان بدون ایران به تنهایی قادر به شکستن کمر استبداد نخواهند بود.
شعار همه ما این است:
نیست٬ نابود٬ استبداد.
آتش ظلم و ستم شعله ور است و این دیگ سنگی بزودی خواهد جوشید.

رفتن به نوار ابزار