امروز در تاریخ/ دوم خرداد ۱۳۰۴ روز تولد روانشاد دکتر جواد هیئت

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، حسن راشدی در مطلبی تحت عنوان «دوم خرداد ۱۳۰۴ روز تولد روانشاد دکتر جواد هیئت می باشد » مطلبی در مورد این مرد بزرگ علم و عمل نوشته است:
به همین مناسبت چند پاراگراف از متن کتاب «خاطرات من و پدرم» دکتر هیئت جراح ، ادیب و اندیشمند بزرگ آذربایجان که اداره ارشاد با حذف آن پاراگرافها مجوّز چاپ کتاب خاطرات ایشان را داد در اینجا می آوریم:
ص ۲۷۲ : «در ماده ۱۵ قانون اساسی ضمن تصریح رسمیت زبان فارسی گفته شده است که در مناطقی که زبان محلی غیر از فارسی است، مردم می‌توانند زبان و ادبیّات خود را هم در مدارس و در کنار زبان فارسی تدریس نمایند!
تدریس در مدارس، یعنی آموزش و پرورش وظیفه‌ی دولتی است نه خصوصی‌. مگر زبانهای غیرفارسی مانند انگلیسی، فرانسه و آلمانی، روسی و حتی اَرمنی و زبانهای مردم قدیم را مردم به‌طور خصوصی در مدارس تدریس می‌کنند!؟
با وجود این بعد از گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب به‌علت وجود عدّ‌ه‌ای پان ایرانیست و نفوذ آنهادر دستگاه هنوز این ماده قانون اساسی هم پیاده نشده و کسی جرئت پیاده کردن آن را نداشته است‌. زیرا هر کس بخواهد برای تدریس زبان تُرکی در مدارس آذربایجان اقدام کند به‌عنوان پان‌تُرکیست و یا عامل و جاسوس ترکیه مورد تعقیب قرار می‌گیرد‌. ….»
ص ۲۸۶: « …متأسفانه هنوز هم آثارِ شومِ فرهنگیِ ترک‌ستیزی و ‌عرب‌ستیزی زمان پهلوی باقی مانده است‌. هنوز هم تعداد زیادی از تحصیل کرده‌ها تبلیغ می‌کنند که زبان ترکی و عربی زبان تحمیلی است و ترکی را مغول‌ها به‌مردم آذربایجان تحمیل کرده‌اند! این‌ها آنچه را که در کودکی در زمان پهلوی‌ها آموخته‌اند، به‌شکل ایدئولوژی حاکم از آن دفاع می‌کنند‌. کسی از خود سوال نمی‌کند که:« اگر به‌قول آنها مغول‌‌های وحشی و بی‌سواد با وسایل ارتباط جمعی هفتصد سال پیش توانستند زبان ملتی را عوض کنند، چرا با این معجزه زبان مغولی را به‌ما[ترکها] نیاموختند؟!»…
ص ۳۴۸: «… اما در مورد استادی، بعد از چهار سال قرار بود، بعد از تصویب در هیأت تخصصی، در شورای عالی مطرح و تصویب شود‌. ولی وقتی که در شورا مطرح شد، معاون کل دانشگاه (معاون دکتر جاسبی) یعنی دکتر حسین صادقی که همشهری من هم بود و با هم سابقه آشنایی هم داشتیم گفته بود: «ایشان سردسته پان ترکیست‌هاست و مصلحت نیست!»

من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد، آن آشنا کرد

این شخص که به‌قول خودش در ایام تحصیل پزشکی در دانشگاه تبریز، از کتاب من جرّاحی را یاد گرفته و امتحان داده بود و حالا با گذاشتن ریش و تظاهر به‌مسلمانی، معاون دانشگاه آزاد شده بود؛ به‌عنوان قدردانی از من و شیرین و محکم کردن جای خود، این تهمت واهی را به‌من زده بود‌. در حالی‌که او هم به‌مانند دیگرانی‌ست که این شعار خیال‌پرستانه را مثل نقل و نبات نُشخوار و نثار هرآذربایجانی که به‌زبان مادری‌اش علاقمند است، می‌کنند.‌[وی] معنی واقعی پان ترکیست را نمی‌دانست‌ چون اینگونه تهمت‌زدن‌ها، مانند بیماری اپیدمی، همه‌گیر شده است…»

رفتن به نوار ابزار