در خصوص اهميت آموزش به زبان مادری /سیامک میرزائی

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، مهندس سیامک میرزائی فعال ملی-مدنی آذربایجانی که هم اکنون به خاطر فعالیت در حوزه زبان مادری و لزوم تدریس آن در مدارس به 3 سال حبس تعزیری و 1  سال تبعید محکوم گشته و در زندان اوین تهران بسر می برد، در خصوص  اهمیت آموزش به زبان مادری مقاله ای به شرح زیر در زندان اوین نوشته است که هم اینک این مقاله در پیش روی شما قرار دارد:

همانگونه كه واقف هستيد زبان وسيله اي براي ارتباط؛تفاهم ؛درك، ،انتقال منظور انديشه ها و تفكرات و همچنين ابزاري براي ابراز عواطف و احساسات بشري ميباشد
انسانها دنيا و محيط پيرامون خويش را در چهار چوب زبان مادريشان درك ميكنند و تكامل جامعه و فرهنگ ،انديشه تنها در سايه پيدايي و تكامل زبان امكان پذير ميباشد
ساخت فكر و به تبع ان برداشت كلي ما از جهان خارج تابع ساخت زبان بومي ميباشد و به قول هايد گئر زبان خانه وجودي انسان است.
هر زباني حاصل تاريخ طولاني تلاش انسان براي كسب دانش از جهان ميباشد زبان بخشي مهم از فرهنگ ميباشد كه فولكلور ،اشعار ،قصه هاي عاميانه ضرب المثل ها ،اداب و رسوم و باورها،آئين ها و بازي هاي محلي نيز به عنوان بخشي هايي از هويت فرهنگي فرهنگها بعنوان گنجينه هاي معنوي انسان در طول تاريخ نمود پيدا كرده اند زبان مهمترين بعد هويت جمعي محسوب ميشود انسانها در ظرف زبان با نسل هاي پيشي و امروزي شان ارتباط برقرار نموده و با اين وجه مشترك داراي همبستگي اجتماعي ميگردند . آموزش به زبان مادري و لزوم حفظ. زبانها مورد تاكيد اكثر زبان شناسان ، روانشناسان و انسان شناسان قرار گرفته است و انها با استدلال عملي ثابت كرده اند كه آموزش به زبان مادري

تسهیل در یادگیری و رشد اموزشی و شخصیتی حاصل میشود،سازمان های جهانی مثل یونسکو اسنادو منشور ها و اعلامیه هایی همچون منشور زبان مادری،اعلامیه حقوق زبانی بارسلون به سال 1996،اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی ملی زبانی مذهبی و کنواسیون حقوق کودک در جهت حفظ وآموزش زبان های قومیتها تاکید ورزیده و در این راستا فعالیت مینماید.
در کشور ایران از دوره ساخت دولت

در كشور ايران از دوره ساخت دولت ،ملت كه تا به حال قريب صد سال زمان سپري شده است سيستم تك زباني و تك فرهنگي مورد توجه قرار گرفته و اجرا ميگردد و بر همين اساس زبان و فرهنگ فارسي يكه تاز عرضه چند زبانه و چند فرهنگي كشور گرديده است و ديگر زبانها و فرهنگها و هويت هابه حاشيه رانده شده و در معرض نابودي قرار گرفته اند اين سياستهاي فرهنگي مغاير با عقايد و منافع ديگر فرهنگهاي موجود در كشور ميباشد.و مصداق بارزي بر اتنو سايد (Ethno Side ) و يا قوم كشي هستن.
كه بر اثر آن فرهنگ يك قوم و يا چند قوم مورد هجوم قرار گرفته و از بين برده ميشود و فرهنگ يك قوم خاص جايگزين آن فرهنگ و يا هويت ميگردد تسلط و تحميل يك زبان بر زبانهاي ديگر تحت عنوان زبان كشي و يا لينگو سايد( Lingo Sides)يكي از اشكال مهم قوم كشي ميباشد كه در كشور ما صورت ميپذيرد بدين ترتيب قريب ٧٠٪‏از شهروندان ايران در اثر سياستهاي تك زباني تك فرهنگي ،ازحقوق زباني و فرهنگي شان محروم شده وبابحرانهاي هويتي مشكلات تحصيلي آموزشي ، مشكلات شخصيتي و روحي و ديگر معضلات اجتماعي مواجه گرديده اند . چرا كه به گفته جزف بارت يكي مسؤلان ارشد يونسكو : زبان تا زماني كه بخشي از برنامه هاي درسي نباشد در معرض خطر نابودي و انقراض قرار ميگيرد و زبان كشي با حذف زبانها از مدارس و اجتماع آموزشي از سرعت بيشتري برخوردار ميشود . همانگونه كه ميدانيد چهار مؤلفه در استاندارد سازي زبان وجود دارد كه دو بخش آن با گوش و دو بخش با چشم صورت ميگيرد صحبت كردن و گوش دادن جزءكار كرد گوش انسان و خواندن و نوشتن از كاركرد چشمي انسان در مسئله زبان ميباشد
ممنوعيت آموزش به زبان مادري بخش اصلي زبان يعني خواندن و نوشتن را دچار مشكل نموده است و آمرا حذف كرده است اما بخش صحبت كردن و گوش دادن زبان نيز تحت تاثير بمباران رسانه اي و فرهنگي مركز دچار اخلال گرديده است
در أصل ١٥قانون اساسي كشور بر تدريس آزادانه زبان ادبيات اقوام در سطح مدارس اشاره گرديده است . اما با وجود اهميت مسئله زبان و فرهنگ در ميان مجامع جهاني هنوز هيچ اقدامي مبني بر تدريس زبان و ادبيات اقوام در مدارس كشور در طول ٤٠سال صورت نپذيرفته است. علاوه بر آن حكومتيان فعاليت فعالين فرهنگي و اجتماعي اقوام را در سطح جامعه قوميشان را نيز برنتابيده و با ايجاد فضاي خفقان و امنيتي شديد و با سركوبهاي مكرر اكثر كساني را كه در صدد حفظ زبانها و فرهنگها و دفاع از هويت جمعيشان قدمي بر ميدارند بعنوان متهمين بر هم زننده امنيت كشور بازداشت نموده و روانه زندانها مينمايد اعمال محدوديت ها فشارها و بازداشت هاي غير قانوني امكان فعاليت را و سر بر آوردن نهادهاي فرهنگي اقوام را سلب نموده فضا وعرصه را براي فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي فعالان قومي تنگ مينمايد
بانيان متوليان، مروجان، سياست گذاران فارسيزاسيون در كشور كه زبان و فرهنگ فارسي را بر اقوام ديگر ايران و جمعيت هاي چند زباني تحميل كرده و حقوق زباني ، فرهنگي اقوام را ضايل ميكنند هرگز مجرم و يا پان فارس قلمداد نميگردند اما كساني كه در برابر اين سيل ويرانگر فرهنگي كه ماهيت اجتماعي شان را نشانه گرفته ودر صدد حدف و نابودي زبان و فرهنگي قوميشان هستند مقاومت نموده و قد علم مينمايند و از حقوق و آزادي هاي قومي شان دفاع مينمايند پان ترك پان عرب پان كرد و يا …. قلمداد ميشوند
نهضت هاي قومي موجود در فضاي سياسي

اجتماعی ایران در پاسخ به سیاست های ظالمانه و مغایر با منفعت های قومی و جمعیتی و هویتی اقوام ایرانی شکل گرفته و در کنار دیگر جنبش های اجتماعی مثل جنبش زنان و فعالیت کارگری و حقوق بشری و…..
بخش مهمی از سپهر سیاسی اجتماعی کشور را شامل میشود .این نهضت های قومی برای حفظ و دفاع از موجودیت های فرهنگی و زبانی و احقاق حقوق جمعی شان پا به عرصه گذارند
نهضت ملی اذربایجان یکی از این نهضت های قومی کشور میباشد.همانطور که مستحضرید یکی از بزرگترین جمعیت زبانی کشور تورکها هستند که با داشتن جمعیتی بالغ بر ۳۰میلیون اعم از تورکهای قشقائی ؛ تورکهای خلج؛ تورکهای اصفهان ؛ کرمان تورکهای خراسان و تورکهای مرکزی ؛ تورکهای شمال کشور و تورکمن ها و بالاخص تورکهای اذربایجان میباشد.اما با این اوصاف تورکها در ایران از حق آموزش به زبان مادری محروم میباشند و هیچ مدرسه و آموزشکده ای به زبان تورکی دایر نمیباشد. لازم به ذکر است که بخش اول اصل ۱۵ قانون اساسی کشور که حق انحصاری زبان را در اختیار زبان فارسی قرار داده است در اصل نقض کننده و محروم کننده زبان های دیگر اقوام کشور میباشد چرا که این اصل زبان دولتی و آموزش رسمی مشترک کشور رابدون در نظر گرفتن جمعیت زبانی در دایره حقوقی و سیاسی زبان فارسی در نظر گرفته است. واینحق و امتیاز انحصاری یک زبان باعث حذف دیگر زبانها گشته است. بایستی توجه داشت که هر اصل و ماده ء قانونی که حقوق و منافع عقاید و دغدغه ها و حساسیت ها گروههای اجتماعی و اقلیت های قومی و مذهبیرا تامین ننمایدو آنها را مد نظر قرار ندهد از اعتبار و وجه واقعی حقوقی برخوردار نمیباشد.
اصل ۱۵قانون اساسی کشور بایستی دوباره مورد توجه حقوق دانان ؛ فعالان و سیاستمداران قرار گرفته و مورد بازبینی قرار گیرد و اصلاح گردد تا اعلام وصول مواد دیگر قانونی با توجه به وجود ظرفیت ها ی اقوام کشور بایستی ایجاد گردیده و به مرحله اجرا گذارده شود .سیاست های تک فرهنگی سانترالیزم شدید هرگز منجر به یک پارچه گی کشور نمیشود بلکه به دور شدن و احساس نا برابری و تبعیض اقوام به خاطر عدم رعایت تساوی حقوق فرهنگی ؛ زبانی؛ اقتصادی و سیاسی می انجامد .تاکید بر نسبیت فرهنگی به رسمیت شناختن اقوام و احترام گذاشتن به آنهاو احقاق حقوق آنها توجه و رعایت تنوع و کسرت زبانی و ایجادسطوح امکاناتی برابر امکان همزیستی و یک پارچه گی را فراهم مینماید.ممنوعیت ها محدودیت ها؛ بازداشت ها و تفاسیر غیر واقع؛ تحریف ؛ مغالطه و بازیهای زبانی در مورد حق آموزش به زبان مادری و دیگر حقوق اقوام سیر مطالبات و خواسته های حقوقی آنها را حتی برای لحظه ای متوقف نخواهد کرد و نسل جدید با علم و آگاهی و بیداری اتنیکی بیش از پیش در تحقق مطالبات و دیگر خواسته ها اقدامات عملی انجام خواهند داد.