خردستيزي و انحطاط ایدئولوژیک ثروتمندترین کشورها را به خاک سیاه می‌نشاند

روس‌ها باز هم در سیبری معادن الماس کشف کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود سهم فعلی ۲۵ درصدی خود از بازار جهانی الماس را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. آنها تنها در سال ۲۰۱۸ سی و هفت میلیون قیراط الماس ناخالص تولید کرده‌اند.

جالب است که بدانید گورباچف برای تامین مخارج سال‌های پایانی جنگ افغانستان ۲۰۰ تن طلا و الماس فروخت.

روسیه از لحاظ منابع زیرزمینی اعم از نفت، گاز و فلزات و سنگ‌های قیمتی مقام اول را در جهان داراست و تنها ایالات‌متحده تا حدودی با این کشور قابل مقایسه می‌باشد.

شوربختی بشریت آنجا بود که مرام ضد بشری کمونیسم تنها با پیروزی در کشوری مانند روسیه می توانست به یک ابرقدرت و بلوک جهانی تبدیل شود. کمونیسم این ثروت بی‌همتا و مافوق تصور را صرف جنگ افروزی و دسیسه‌چینی برای سلطه یافتن بر جهان کرد.

از کمونیست‌های کوبایی و ویتنامی و همتایان آنگولایی و یمنی‌شان تا عرفات و کارلوس و آلنده در چهارگوشه جهان از مسکو پول توجیبی ماهانه می‌گرفتند.

مردم شوروی اما سودی از این ثروت بی‌کران نبردند. در دهه بیست و سی میلادی میلیون‌ها نفر از مردم شوروی از گرسنگی هلاک شدند و در برخی نقاط کشور از جمله اکراین موارد متعددی از آدم‌خواری ناشی از گرسنگی ثبت شد. لنین حتی در شرایطی که در کرملین هم سوخت کافی برای گرم شدن وجود نداشت، سقف بالای سرشان چکه می کرد و در خیابان‌های اطراف جنازه‌های مردمی که از سرما یا گرسنگی مرده بودند، گوشه و کنار به چشم می‌خورد، کمک‌های مالی ماهانه به کمونیست‌های آلمانی، مجاری، فرانسوی و چینی را بدون وقفه کنار می‌گذاشت.

این ثروت زیرزمینی بی کران روسیه بود که اجازه داد دولت شوروی تا آغاز دهه هفتاد میلادی با اقتصادی تقریبا بسته و بدون نیاز جدی به تجارت با جهان خارج به حیات خود ادامه دهد.

دولت شوروی این ثروت را با بالاترین نسبت اتلاف و آلودگی محیط زیست در جهان مصرف می‌کرد. چاه و معدن بود که پشت سرهم خالی شده و متروک رها می‌شد. ولی باز ثروت در اعماق بیشتر زمین موجود بود. ولی هزینه و سطح فن‌آوری مورد نیاز برای استخراج بالاتر می‌رفت. در شهرک‌های استخراج الماس در سیبری برف سیاه می‌آمد و شهرهای نفتی را غباری سیاه پوشانده بود. ولی کوچکترین استاندارد و محدودیتی برای حفاظت از محیط زیست وجود نداشت.

دولت شوروی سخاوتمندانه این کشور زرخیز را در راه انقلاب جهانی و سوسیالیسم مصرف می کرد. پیشرفت علمی و صنعتی صورت می گرفت. اما همه در خدمت صنایع نظامی.

کمونیسم، روسیه را که پیش از انقلاب بلشویکی از مهمترین صادرکنندگان غلات در جهان بود، به بزرگترین واردکننده آن در دهه هفتاد میلادی تبدیل نمود. شاید این تصور پیش بیاید که مصرف به میزان چشمگیری افزایش یافته‌بود. اما به هیچ وجه چنین نبود. مردم شوروی در عسرت و تنگی زندگی می کردند. آمارها نشان می‌دهد که در دهه هشتاد میلادی شاخص امید به زندگی و نرخ مرگ و میر در شوروی به کشورهای فقیر آفریقایی نزدیک شده بود.

در عوض شوروی از لحاظ کمی بزرگترین نیروی نظامی در سراسر تاریخ بشر را ساخته و پرداخته بود. تجهیزات نظامی سبک و سنگین حتی در مقایسه با ایالات متحده در تیراژ و مقیاسی عظیم و حیرت‌آور ساخته می شدند. تفنگ خودکار کلاشنیکف روسی یک دهم همتای آمریکایی آن ام-۱۶ قیمت داشت.

چه در گذشته و چه امروز بیش از هشتاد یا نود درصد سلاح‌های مورد استفاده گروه های شبه‌نظامی یا تروریستی در سراسر جهان ساخت شوروی است.

همین امروز می‌توان هزاران گورستان رها شده که هر یک مملو از صدها تانک و هواپیمای جنگی است را در سرتاسر خاک روسیه، اوکراین یا دیگر جمهوری‌ها مشاهده کرد. تجهیزات نیرومند و گران‌قیمتی که نه مشتری برایشان پیدا شده و نه دولت‌های فعلی توان پرداخت هزینه سنگین نگهداری و به خدمت گرفتن آنها را دارند.
گورستان‌هایی که آینه تمام‌نمای ناعقلانیت و انحطاط یک ایدئولوژی‌اند.
t.me/EsfandiarKhodaee

رفتن به نوار ابزار