جعلیات کوروش از نظر مورخ بزرگ هلندی

خبرگزاری میکروفون نیوز (محابا توجه به اینکه تاریخ پیش اسلام ما مدیون مستشرقان و باستانشناسان غربی است، پس برای بیان نظراتی بر خلاف این اصل مسلمی که چندان قابل اعتماد نیست و نشان هایی از دم خروس آن هویدا گشته ناچاریم از اغیار نشان بیاوریم:

“جونا لندرینگ”، مورخ هلندی می‌گوید: «تمامی آنچه در تاریخ در مورد کوروش، پادشاه هخامنشیان نقل شده دروغی بیش نیست؛ یک دسیسه تاریخی  است.»

او عقیده دارد استفاده از نام و هویت کوروش کبیر تنها ابزار تبلیغاتی آخرین شاه پهلوی بود. محمدرضا شاه و دستگاه تبلیغاتی او از نام کوروش و استوانه برجای مانده از او تنها برای تثبیت حکومت پهلوی استفاده کرد.

لندرینگ درباره سخنان و نقل‌های تاریخی مطرح شده در رابطه با دوران حکومت کوروش کبیر در بین‌النهرین و رفتار متعادل و مسالمت‌آمیز وی در مواجهه با تمامی ادیان و اقوام در منطقه می‌گوید: «همه اینها تبلیغات است. تبلیغاتی که در دوران حکومت پهلوی و آغاز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله به اوج خود رسید. کسانی که این موضوع را قبول ندارند فعالان سیاسی هستند که به گونه‌ای درگیر بازی تبلیغاتی پهلوی محمدرضا شاه شده بودند. استوانه کوروش بیشترین نقش تبلیغاتی را در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله محمد رضاه ایفا کرد. یک نسخه از این استوانه به عنوان پیشکش به سازمان ملل متحد داده شده تا شاه از این طریق از کشورش، ایرانی سکولار با نمایی از آزادی مذهبی به نمایش بگذارد. کاری که استوانه کوروش به راستی برای او انجام داد.»

وی می‌افزاید: «تفسیری که از منشور شد و از آن به عنوان منشور حقوق بشر نام برده شد، تفسیری اشتباه بود که بسیاری از حقایق در آن نادیده گرفته شد. با این حال گویی همچنان بر روی این موضوع که منشور کوروش نقش بسزایی را در تاریخ حقوق بشر ایفا کرده، سماجت‌های زیادی می‌شود.»

سخنان لندرینگ بعد از اثبات، در دسامبر ۲۰۰۶ به شرح صفحه انگلیسی ویکی‌پدیای منشور کوروش اضافه شد.[۲]

پروفسور “ون در اسپک” نیز در مورد کوروش می‌گوید: «کوروش هیچ‌گونه طرح و یا سیاست نوینی را در مقابل مردمی که تنها مطیع او بودند اجرا نکرده است. به دستور او معابد تخریب شدند. هگمتانه غارت زده شد. کوروش پس از یکی از بزرگ‌ترین نبردهای خود (اوپیس)، چپاول و غارتگری کرد و شمار زیادی از مردم را به کام مرگ فرو برد.»[۳][۴]

پی نوشت:

[۱]. تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی پایه‌گذار اوهام تاریخی مقدس، ملیت و ناسیونالیسم در ایران، درآمدی بـر ناسیونالیسم در ایـران، پهلویسم؛ ایسمی پوشالی، بانیان تغییر در دوره‌ی رضاشاه[۲]. Sciolino, E. (2000). Persian Mirror. Touchstone[۳]. Root, M.C. (1979). The king and kingship in Achaemenid Art: Essays on the Creation of an Iconography of Empire. EJ Brill[۴]. تاریخ ایرانی

رفتن به نوارابزار