تنها پادشاه دموکرات تاریخ ایران/ مسعود بهنود

روز ۲۱ ژانویه روز تولد احمد شاه قاجار و یا بطور رسمی السلطان احمدشاه قاجار شاهنشاه ایران است.

به همین مناسبت خبرگزاری میکروفون نیوز اقدام به بازنشر نوشته مسعود بهنود روزنامه نگار با سابقه ایران در مورد خاندان قاجاریه و احمدشاه قاجار می کنیم:

 

«ایل قاجار از دورانی که صفویه محو شد مدعی قدرت در کشور بود اما ناگزیر شد سال ها برای آن بجنگد و سران خود را کشته دهد تا سرانجام در سال ۱۷۹۴میلادی آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد.

آقامحمد خان که جز در چادر نخفت اما تهران را به پایتختی برگزید و با انتخاب برادر زاده خود فتحعلی میرزا به ولیعهدی، امکان داد که در تهران قصر ها و ابنیه مناسب ساخته شود. او خود در حالی که مرزهای کشور را از سوی شمال گسترش داده و به زادگاه ایل قاجار در شمال دریای خزر رسانده بود هنگامی که قصد داشت مرزها را به آب های آزاد دریای سیاه برساند در قلعه شوشی ترور شد.

فتحعلی شاه دومین پادشاه قاجار در دو دوره جنگ با روسیه، سرزمین هائی را که آقامحمد خان در قفقاز و ماوراء قفقاز به دست آورده بود از کف داد و علاوه بر آن بخش عمده ای از جواهرات و اندوخته های شاهان پیشین [به ویژه نادرشاه افشار] را که آقامحمد خان از افشاریه و زندیه بازگرفته بود، غرامت پرداخت.

آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد.
عباس میرزا ولیعهد، مشهور به نایب السلطنه، فرزند بزرگ فتحعلیشاه، که جنگ های با افغان ها و روسیه تزاری را با دلاوری پیش برد و محصلانی برای آموختن به اروپا فرستاد و مستشارانی از فرنگ استخدام کرد، در عین حال شخصیت با فرهنگی مانند میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را به صدارت برگزیده بود، پیش از پدر درگذشت و فرزندش بی کفایتش محمد میرزا برتخت نشست، وزیر با تدبیر پدر را علیرغم قولی که داده بود کشت و بی آن که یادگار مهمی از خود به روزگار به جا بگذارد، در تهران پایتخت درگذشت و سلطنت برای ناصرالدین شاه فرزند خود گذاشت.

ناصرالدین شاه قاجار بزرگ ترین پادشاه قاجار بود که در تاریخ معاصر به شاه شهید شهرت داشت، وی نزدیک به پنجاه سال از ۱۸۴۸ تا ۱۸۹۶ بر اریکه سلطنت بود، نیمه دوم قرن نوزدهم مبدا تحولات بزرگ جهانی بود. این پادشاه که توانست به بسیاری از دستاوردهای علمی جهان میدان دهد. ارتش منظم، پست، پلیس، راه آهن، تاسیس هیات وزیران، بانک، اسکناس، مدرسه، مطبوعات و بسیاری از مظاهر تمدن تازه در دوران وی در ایران راه یافت.

ناصرالدین شاه که تاریخ نویسان وی را آخرین امپراتور ایران خوانده اند در سه سفر خود به روسیه و اروپا با سلاطین و فرمانروایان زمان خود دیدار کرد، به فرمان وی راه ها کشیده شد و کاخ های سلطنتی در شهرهای بزرگ کشور ساخته آمد، برای تهران نقشه جامعی کشید و محروسه ای ساخت و برای نخست بار برای اداره کشور آئین نامه ای تنظیم کرد، بودجه نویسی و تهیه خزانه کشور که بعد ها جواهرات سلطنتی پشتوانه اسکناس خوانده شد به دوران وی شکل گرفت.

این شاه تا زمانی که به دست یک اسلامگرای تندرو کشته شد، پنجاه سال حساس را در قدرت گذراند و هم در زمان وی روابط دیپلوماتیک ایران با جهان برقرار شد. وی علاقه ای وافر به مدرنیزم داشت و در سال های آخر عمر مدام درگیر کشمکشی با سنت گرایان و روحانیون بود که بسیاری از تدابیر وی را مانع شدند. از اثر این کشمکش ها و ارتباطی که بین ایران و همسایگانش پدید آمد، جهشی در اندیشه و مطالبات اجتماعی مردم حادث شد که موجب گردید هشت سال بعد از ترور وی جنبش مشروطه خواهی به راه افتاد و در سال ۱۹۰۶ مصادف با ۱۲۷۵ خورشیدی به پیروزی رسید و به فرمان مظفرالدین شاه پنجمین شاه قاجار ایران در زمره کشورهای صاحب قانون اساسی درآمد.

احمد شاه قاجار نوه مظفرالدین شاه که هفتین پادشاه این سلسله بود با تعهد به قانون اساسی تنها پادشاه دموکرات تاریخ ایران باقی ماند و در دوران سلطنت وی انتخابات آزاد، احزاب سیاسی، روزنامه های آزاد شکل گرفت و او خود هرگز به مقابله با آن برنخاست. برپائی جنگ جهانی اول، تغییر نقشه سیاسی جهان، انقراض تنها امپراتوری مسلمان [غثمانی]، تاسیس اولین کشور سوسیالیستی، از ترکیب ملیت ها و اقوام مختلف در شمال ایران و تاسیس اولین پالایشگاه نفت منطقه در جنوب ایران، نیاز به وجود حکومت های قدرتمند ضد کمویستی را در حاشیه جماهیر شوروی ایجاد کرد. از این تحولات کودتائی شکل گرفت که شش سال بعد به انقراض پادشاهی قاجار، صعود رضاشاه، تاسیس سلسله پهلوی و تبعید احمد شاه و خانواده قاجار انجامید.»