تاریخچه احزاب کرد/ بهنام کیانی اجیرلی

پژاک و کمونالیسم اوجالان (سرکرده تروریستها) ، پژاک تقریبا سازمانی جدید التاسیس می باشد . این گروه از دل و ساختار درونی ، p k k بیرون آمده است ، و خود (گروه تروریستی)پ ک ک نیز در زیر مجموعه k c k یا اتحاد جوامع کردستان قرار دارد . شاید این عنوان جدید باعث سر درگمی خوانندگان شود ، لذا در سطور پایانی توضیحاتی را در این مورد خواهم داد ، پژاک در ۲۰۰۳ و در روز تولد عبدالله اوجلان ،موجودیت خود را اعلام کرد  و ریاست آن را فردی به نام عبدالرحمان حاجی احمدی به عهده دارد .

احمدی متولد شهرستان سولدوز یا نقده می باشد و از دانشگاه تبریز مدرک کارشناسی خود را گرفته است ، وی قبلاً عضو حزب دموکرات کردستان بود ، اما بعد از خارج شدن از ایران ، به پ ک ک نزدیک شد و تحت امر آنها قرار گرفت . حوزه عملیاتی پژاک در ایران ، آذربایجان غربی ، ایلام و اورمانات می باشد .

آنها در طی این مدت بیش از ده ها نفر از پرسنل ارتش و سپاه را به قتل رسانده اند. عملیات تروریستی آنها مطابق آنچه خود اعلام نموده اند ،ساقط کردن دولت جمهوری اسلامی و تشکیل دولت خودمختار در کوردستان می باشد . با توجه به حوزه عملیاتی پژاک ، ادعای ارضی انها بر آذربایجان غربی و ایلام در جنوب به مراتب قوی تر از دو سازمان قبلی است .

پژاک یکی دوبار نیز به توافق با دولت مرکزی به آتش بس روی آورده است یک بار در ۲۰۱۱ سپاه پاسداران با حمله به مقر آنها ، بسیاری از اعضای پژاک را کشت و آنها ناچارا یک طرفه اعلام آتش بس نمودند، و خواستار گفتگوی طرفین شدند ۱. اما در یک نوامبر ۲۰۱۳ ، آنها با حمله به قرارگاه سپاه پاسداران ، پنج تن از اعضای آن را به قتل رساندند، پژاک دلیل این حمله را اعدام یکی از اعضای سازمان در زندان اوین عنوان نمود۲. اما با توجه به وابستگی فکری و تشکیلاتی این سازمان به پ ک ک ، عملکرد این سازمان معطوف به سیاست انها می باشد۳.

اکنون به یک نقطه کلیدی در مورد پ ک ک اشاره خواهم کرد ، که علی الظاهر دارای ماهیت روشن‌فکرانه و حتی بسیار هومانیستی است.واژه هومانیستی را من به کار می برم زیرا آنچه را خواهم گفت ، به بخشی از تفکرات روشنفکران مارکسیست بعد از جنگ جهانی دوم در تفسیری واژگونه از این مکتب مربوط است. این رویکرد بدان دلیل اهمیت دارد که عبدالله اوجلان ، موسس سازمان تروریستی p.k.k ، بعد از دستگیری و بازداشت در زندان ایمرالی، به تفسیری از این نوع مارکسیسم لنینیسم روی آورد. و بر این اساس در سال 2007 دستور تشکیل k.c.k ،یا اتحاد جوامع کردستان را داد .

جنگ جهانی اول باعث پیروزی مارکسیست ها در روسیه شد، این مسئله برای مفسران مارکسیست نقطه عطفی بود به همین جهت وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد برخی مارکسیست همانند رمالان و خرافه پرستان ، پایان جنگ را پایان نظام سرمایه‌داری و امپریالیسم می دانستند. تروتسکی گفته بود اگر جنگ به انقلاب و پیروزی مارکسیسم نینجامد باید در مبانی اندیشه مارکس تجدید نظر اساسی صورت گیرد. وقتی اوجالان در ۱۹۷۴ تفکرات مارکسیستی لنینیستی خود را در قالب سازمان تروریستی می ریخت ، فردی به شدت آرمانی و ایده آل گرا بود.

ایده الیسم اوجلان ترکیبی متاثر از شخصیت خشن مادری،۴ و رهبران آزادیبخش حزب خلق ترکیه دنیز گزمیش و ماهیر چایان بود۵ . گزمیش مشهور به چه گوارای ترکیه بود و در زندان اعدام شد و چایان نیز در درگیری برای آزادی گزمیش توسط ارتش کشته شد۶.البته اعدام گزمیش و برخی دوستان وی توسط ملت تورکیه تقبیح شد و ارتش و دولت بعدها مجبور به عذرخواهی از مردم شدند. دیدگاه های گزمیش و چایان و در کل ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ، به لحاظ ماهیت خود ،خواهان نوعی حاکمیت سوسیالیستی در ترکیه بود و مسئله کوردها در نگرش سازمان شبیه آنچه در چپ گراهای فدائیان خلق ایران نمود داشت ، شبیه بود و با هر گونه تجزیه طلبی و تضعیف ترکیه منافات داشت . اما به هر روی تاثیر قاطع در تشکیل سازمانی کردی در اندیشه اوجالان داشت.

از ۱۹۸۴ که اوجالان پ ک ک را تاسیس کرد ، اندیشه استقلال و تجزیه ترکیه هسته اصلی اندیشه وی بود ، بسیار سخت است که به این باور اطمینان پیدا کرد، اندیشه مارکسیسم لنینیسم تا چه حدی شخصیت وی را تحت تاثیر قرار داده باشد. اما آنچه مسلم است ، ناسیونالیسم کردی ، با چپ گرایی شروع شده و هنوز نیز از این شعار به خاطر محرومیت و عقب ماندگی اقتصادی و عدم رشد طبقه متوسط ، به عنوان اهرمی برای جذب جوانان بهره می برد. وقتی اتحاد جماهیر شوروی در هشتم دسامبر ۱۹۹۱ فرو پاشید ، پ ک ک خلا ائیدولوژی را در درون سازمان کاملا احساس نمود، اما برای سازمانی که هویت انقلابی خود را با تئوری جنگ مسلحانه لنین و کیش شخصیت استالین بنا نهاده بود ، تغییر ایدئولوژی نه تنها به معنای فروپاشی سازمان بود ،بلکه رهبران آن را نزد پیروان خود به عنوان جنایتکار جلوه گر می کرد. در ۱۵ فوریه ۱۹۹۹ عبدالله اوجالان در نایروبی دستگیر و به زندان ایمرلی منتقل شد .

زندان برای فردی که رهبریت تشکیلاتی مسلحانه را سازماندهی می کرد، پایان دستورات آمرانه است . اما اوجالان هنوز می خواست پ ک ک زیر فرمان وی کار کند . از جهاتی این مسئله حیاتی نیز بود زیرا ریزش نیرو در بدنه سازمان با توجه به خلا وجودی وی، ان را تسریع می بخشید . اوجالان به طور متمادی و بی وقفه به مطالعه در حوزه‌های مختلف روی آورد . تقریبا در بین کردها اوجلان تنها فردی محسوب می شود که سعی وسیعی نمود تا به عنوان تئورسین سیاسی و ایدولوژیکی به ملت سازی کورد ها بپردازد و شیوه و تاکتیک دستیابی به چنین تئوری را عملی ساز . اما این درست در زمان و مکانی صورت می گرفت که شرایط محدود زندان هم اندیشیدن به گذشته را برای وی فراهم آورد و هم اینکه اوجالان تقریبا آن ذهنیتی را که از تئوری ملت سازی در فضای آزاد می توانست داشته باشد ، و در همان قالب خود ساخته می توانست بریزد ، نداشت .

ادعا واذعان وی بر این نقطه متمرکز است ، که دستگیری وی نوعی سلب حق حیاتی است که بر ملت کورد متصور است .به زعم ایشان ، کاپیتالیسم و حقوق انسانی آن یک موضوع انتزاعی است که شرایط زمان و مکان آن هسته اصلی آن را محو نابود کرده است ، این یک نوع مدافع حقوق ساختگی است که اتفاقا امالش ، ترجیحا قربانی کردن آن به زیر پای منافع سیاسی است .اما ابعاد دستگیری و زندانی شدن وی در این سطح نمی ماند ،برداشت کلی اوجلان این است که حتی دستگیری و شکل ظاهری محاکمه سناریویی دنیای کاپیتالیستی به محوریت آمریکا و اروپاست که نهایتا فرزند خود یعنی سوسیالیسم را به کام خود فرو برد .لذا حقوق اکراد و به تبع آن محکومیت وی ناشی از یک برداشت غلط و صلب شده پ ک ک از مارکسیسم است .

به نظر می رسد اوجالان به یک بینش داهیانه از فلسفه سیاسی غرب دست یافته است ، که در نوع خود بی‌نظیر است . این بینش بعد از جنگ جهانی دوم و تجربه کشور شوراها ، محور اساسی تفکر مورای بوکچین ،فیلسوف چپ گرایی آمریکایی است که نظریه « اکولوژی اجتماعی » را در قالب و ترکیبی از تفکرات آنارشیستی ، لیبرتارینیستی مطرح نمود و اندیشه« کومنالیسم» را مطرح نمود .بوکچین فردی ضد سرمایه‌داری بود، او تا قبل از ده ۱۹۴۰ طرفدار استالین بود ،پایان جنگ جهانی دوم و فروکش نمودن تب انقلاب کارگری در ده پنجاه بوکچین را به این ایده رهنمون ساخت ، که طبقه کارگر نمی تواند نظام سرمایه‌داری را ساقط کند ، مهمترین تعارض این نظام نه با این طبقه رنجبر بلکه با محیط زیست است ۷. پیدایش شهرهای بزرگ و متروپولیتن ها ، طراز زندگی اکولوژی محیط زیست را بر هم زده است .چنین کلان شهرهای بریده از طبیعت ، زندگی انسان را در معرض خطر ، زیستی و معنوی قرار داده است . و چنین جامعه شهری با سرعت بخشیدن به تضاد طبقاتی ، جنسیتی ، روابط اجتماعی ، خود را در معرض محو طبیعت قرار داده ، و بدون حل و فصل مسائل اجتماعی ، این تضاد زیستی غیر قابل حل است .
بنابراین کنش های انقلاب طبقاتی به آزادی انسان منجر نخواهد شد . بوکچین تقریبا در دهه ۶۰ کاملا از مارکسیسم و لنینیسم بریده و به نظریه آنارشیست ها که به تمرکز گرایی معترض و دولت را بزرگترین شر جامعه حساب می کردند نزدیک شد ۸.

اما بینش بوکچین از آنارشیسم با لحاظ شرایطی متفاوت است ، برخی از آنارشیست ها با چسبیدن به فردیت ،دولت را عامل و مخرب آزادی بشر می دانستند ، ماکس اشتینر ،از آنارشیست های مشهور آلمانی ، «یگانه من انسانی» ، را مشروط به هیچ قاعده ای تحمیلی نمی کرد ، لذا وی و امثال آنها با مالکیت فردی در حدی که تعرض به مال دیگران نباشد موافق بودند۹ ،اما پرودون و باکونین با چنین تفکری بیگانه بودند .از دید پرودون مالکیت خصوصی و ارزش کالا عامل اصلی فقر و تضاد های اجتماعی است و به جای آن باید به « تولید تعاونی » روی آورد .به همین سیاق باید مالکیت خصوصی را طرد نمود ، پرودون مالکیت خصوصی را بزرگترین دزدی می دانست که با دیگران تعارض به وجود می آورد۱۰ .

آرای بوکچین بیشتر متاثر از کروپتکین بود که سعی داشت بین دیدگاه پرودون و کمونیسم آشتی برقرار سازد ، کروپتکین اهل روسیه و از دوستان نزدیک لنین بود دید وی به دولت همان چیزی بود که پرودون می گفت دولت یک شر تمام عیار است . اما در مورد مالکیت وی به مالکیت اشتراکی تمایل داشت. و کرسی بی صاحب دولت را از طریق تشکیلات مردمی و جوامع کوچک پر می کرد . کروپتکین چنین زندگی را مطابق قوانین طبیعت می دانست که در آن سایر حیوانات نیز از طریق تعاون و همکاری یکدیگر را زندگی را می چرخانند۱۱.

بدین ترتیب بوکچین با چنین پیش زمینه ای ، الترناتیو سرمایه‌داری را « جامعه اکولوژی» می دانست، که مردم در یک جامعه کوچک و غیر متمرکز زندگی می کنند و خورد و خوراک خود را خود تهیه می کنند ، مسائل آنها در مجالس محلی ،بومی مطرح و حل و فصل می شود . این جوامع از طریق همین مجالس ، با سایر جوامع بومی در ارتباط قرار گرفته ، و تشکیل کنفدراسیون های را می دهند. و این کنفدراسیون ها قدرت مقابله با دولت – ملت ها را خواهند داشت۱۲ .

وی چنین برنامه ای را« بلدیه گری لیبرتاری» نامید .چنین بلدیه ای خواهان به دست گرفتن قدرت نیست ، تنها تلاش وی دموکراتیزه کردن ،ساختارها و مبارزه با فساد جوامع عمومی دیگر است که غرق در قدرت حکومت ها و دولت هاست . بوکچین می داند که چنین کنفدراسیون های الزاما به رویاروی دولت ها با آنها بر خواهد خاست ،اما حل تعارض و کشمکش ها از طریق پذیرش مردم در قالب جنبش های اجتماعی میسر خواهد بود. . کمونالیسم بوکچین ، اقتصاد سرمایه‌داری را باعث آلودگی محی زیست می داند .اقتصاد بازار آزاد و پول باید از چرخه جامعه حذف و در خدمت منافع عمومی جمع قرار گیرد۱۳ .تفکرات بوکچین ، در زندان مورد توجه اوجالان قرار گرفت و بازسازی ایدولوژیکی پ ک ک از طریق همین تفکرات مورد هدف اصلی قرار گرفت .

اوجالان در کتاب مانیفیست تمدن دموکراتیک ، در همان مقدمه کتاب اوجالان سیمای کلی دیدگاه خود به کاپیتالیسم و مارکسیسم را به نمایش می گذارد و خواننده را در جریان آنچه در کتاب خود مد نظر قرار داده است را قرار می دهد. این مقدمه بیش از آنکه دیدگاه جامع وی را بیان کند ،انگیزه ها و عصیانهای اوجالان علیه نظامی است که هردو به طریقی متفاوت تقدیر تاریخی کردان را با منافع و مطامع منطقه ای رقم زده است. از دید وی قدرت کاپیتالیسم نه در سلاح و نه در اقتصاد آن نهفته است بلکه آنچه این نظام را سراپا نگهداشته است قدرت سحرامیز آن در لجن کشیدن و اختناق اتوپیای انسانی است و مارکسیسم نیز بخشی از بازتولید اختناق اتوپیا در زیر لوای شعارهای محسور کننده است۱۴. با این حال اوجالان متوجه این موضوع هست که چنین برداشتی، مبارزات مسلحانه پ ک ک در گذشته و حال را به تمام معنی گرفتار استراتژی یا دوری باطلی می سازد لذا ، بر این امرصحه می گذارد که این سازمان بزرگترین دستاوردش در این بوده است که جامعه کردی را با سیاست آشنا ساخته ،و گزینه آزادی را برای آنها قابل درک نموده است ۱۵.

اوجالان در مصاحبه که با یالچین کوجوک داشت ،مطلبی را عنوان می کند که من ان را در رمان ۱۹۸۴ جرج اورول از زبان شخصیت داستان خوانده ام ؛ جنگ همان صلح است. وی در خصوص انتخاب دوست با سوظن به اطرافیان خود، هیچکدام را قابل اعتماد نمی داند و معیار دوست را از خود گذشتگی تمام به حزب وی بر می شمارد و جنگ را خصوصیتی صیقل دهنده جهت انتخاب زیبایی و پلیدی می داند و می گوید« من با جنگ انسان را اصلاح می کنم و به خاطر زیبایی جنگ می کنم » ۱۶.

وی در مانیفیست خود با رجوع به تاریخ پیدایش دولت و ملت را به شیوه و متد مارکسیستی ، و عقاید کنفدراسیونی خود را با مفهومی کمونالیستی در جهت رد کاپیتالیسم و مارکسیسم دولتی تبیین میکند . وی در باره تشکیل دولت ،نقبی به تاریخ تمدن سومری می زند و تفکر شکل گیری مفهوم خدا و دولت را اینگونه بیان می کند: در هیچ جامعه ای به اندازه جامعه سومری یکسانی خدا و حکمران تجلی داده نشده است .اینکه چه کسی نقاب دیگری است چندان سوال مهمی نیست . به اندازه که خدا به دولت متحول شده ،از طریق طبقه حکمران ، که در حکم نیروهای آفریننده است ، مدیر و ناظر متعالی جامعه معنا می یابد ۱۷.

روشن است که برداشت اوجالان از جامعه ابتدایی و سنتی ،همان تکرار دیدگاه های دورکیم است . البته صحبت ما بر سر مفاهیم دینی و فلسفی ، خدا نیست ، بلکه آنچه گفته شد ، در واقع نحوه پیدایش دولت است که از دید رهبر پ ک ک ناهمسازی و پیدایش قدرت برتر و به تبع آن پیدایش تضادها و تصادم ها نیز نتیجه غائی و طبیعی این روند بوده است ، اوجالان در همان حال نیز مسئله دیاکلتیک تاریخی را در بطن تحلیل قرار می دهد و مشخصا از نیروهای نام می برد که علیه این تفکرات برخاسته و خواهان بازگشت به کومنالیسم هستند. شهرهای سومری در صورت بندی کلی مارکسیستی تفسیر می شود اما تضاد کلی بین آنها ریشه اکولوژیکی اجتماعی دارند ، اوجالان در تفسیر جایگاه زیگورات ها به عنوان مرکز دینی و دولتی طبقه انسانی را لحاظ می کند و می گوید : سه کارویژه مداخل در زیگورات ها برای درک تمامی جامعی سومری نقش کلیدی دارد ،در پایین ترین طبقه کارگران تحت مالکیت زیگورات که در مزارع کار می کردند جای می گرفتند .سازندگان ابزار آلات نیز در این طبقه جای می گرفتند .دومین کار ویژه که از طرف کاهنان ساکنان دوم انجام به جای آورده می شد ،وظیفه مدیریت بود کاهن ناچار بود برای کارهای رو به رشد تولیدی محاسباتی انجام دهد .و برای به کار واداشتن دسته جمعی طبقه کارگر ، به مشروعیت آفرینی بپردازد …سومین نقش ویژه از طرف موجودات خدایی ، که در سومین طبقه بودند ، به جای آورده می شد ۱۸ .

برداشت اوجالان از جامعه سنتی تکرار سخنان مارکسیسم و لنینیست ها است . با توجه به اینکه آثار مارکس بیشتر معطوف اقتصاد بود و توجه لنین به دولت و ملت ، وی سعی دارد تئوری ساخت دولت را از منظر لنین و مائو تبیین کند، اما در سطور بعدی وقتی به رابطه خدایان و قدرت طلبی آنها که در واقع جنگ بر سر پدر سالاری و مادر سالاری است ، اوجالان به سراغ اندیشه بوکچین می رود و ماهیت جنگ را نه مبارزه طبقاتی بلکه تضاد فکری طبیعت زندگی با آنچه که شاکله دولت را می سازد ،عیان می کند . کشمکش بین خدای انکی که نماینده دولت شهر ، و اینانا به عنوان نماد دوره نئولتیک جامعه کوچک روستایی که اجازه استعمار و استثمار را نمی دهد شروع می شود و حمایت کاهن زیگورات ، سبب استیلای انکی یا جامعه غیر سالم شهری بر عصر نئولتیک می شود۱۹ .

تفاسیر بعدی اوجالان از رویارویی و مبارزه این دو عنصر اساسی تمدن در نهایت در دولت شهر اوروک به نبردی تعیین کننده می رسد و در نهایت با پیروزی انکی ، در دوره بابلی الهه زن و عنصر زنانه به پست ترین مقام ارزشی تنزل می یابد و خود را در نقش فاحشه و روسپیگری نشان می دهد ۲۰ .

موردی که اشاره کردم از ان نظر حائز اهمیت است که اوجالان یکی از ضعف های مارکسیسم را متمرکز شدن بر دوره نظام کاپیتالیستی و چشم پوشی از دوره های عصر گذر از نئولتیک به دوره دولت سالاری می داند خصوصا اینکه مارکسیسم تمامی هم وغم خود را به تحولات اروپا به عنوان کانون مرکزی متمرکز ساخته است . اوجالان حتی از این جایگاه نیز فراتر می رود و در صفحاتی بعدی با رد نظریه جنگ طبقاتی مارکسیسم ، تمدن را از حیث ایدولوژی، سیاست و اقتصاد دارای روابط و سازو کارهای ویژه بر میشمارد .به عبارتی وی تقلیل قدرت به نبرد طبقاتی را برای رسیدن به جامعه مطلوب مارکسیسم را ناقص و تفسیری غلط بر می شمارد . حتی وی به گفته ای از باکنونین آنارشیست معروف اشاره می کند که دموکراترین فرد در یک جامعه دموکراتیک صاحب قدرت شود در عرض بیست و چهار فاسد می شود ۲۱.

با یک چنین زمینه ذهنی اوجلان در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ شرایط ذهنی جدید خود را برای تغییر و باز سازی پ ک ک فراهم نمود . در سال ۲۰۰۴ نظریه کمونالیسم بوکچین در کتاب مانیفیست تمدن دموکراتیک وی منعکس شد و به عنوان استراتژی جدید پا به میدان گذاشت .در این استراتژی خبری از دولت و یا حتی فدرالیسم مطرح نیست ، مناطق و نواحی هستند که به صورت خود خواسته منطبق بر همکاری مشترک کار می کنند . تقریبا یک نظام نیمه روستایی و نیمه شورای . اوجلان بر این مسئله اصرار می ورزد که جامعه کردی دارای نظامی اورگانیک است …ادامه دارد .
بهنام کیانی اجیرلی @ejirli

Comments: 0

رفتن به نوار ابزار