ایران روزی به آغوش جهان ترک بازخواهد گشت/ آیدا ایواز اووا

 همگرائی و تشکیل اتحادیه کشورهای جهان ترک همواره از دغدغه های اصلی روشنفکران و نویسندگان جهان ترک بوده است و برای نیل به این هدف در سال های اخیر رهبران سیاسی کشورهای ترک نشست های گوناگونی برگزار کرده اند. بدون شک نقش نهادهای رسمی کشورهای ترک و روشنفکران ملت ترک در ایجاد چنین وحدتی قابل انکار نیست و  همبستگی و یکپارچگی امروز از نقش و تلاش روشنفکران دیروز نشات می گیرد.

 در این راستا خبرنگار میکروفون نیوز مصاحبه اختصاصی با خانم آیدا ایوازاووا پژوهشگر ،روزنامه نگار و نویسنده ترک و آذربایجانی انجام داده است.  این مصاحبه پیش روی شما است:

  • شما پیشنهاد ایجاد زبان واحد برای جهان ترک را چگونه ارزیابی می کنید؟

 در اصل زبان جهان ترک تفاوت آنچنانی ندارد اما پراکندگی جغرافیایی و همچنین اعمال برخی سیاست های متفاوت از سوی بعضی از رهبران جهان ترک باعث شده تا لهجه های زبان ترکی هم تحت تاثیر این امر قرار بگیرند. خوشبختانه همگرایی در میان لهجه های زبان ترکی به سرعت در حال افزایش است و در این خصوص نهادهای رسمی و روشنفکران دست در دست هم در حال فعالیت هستند. در این میان حاکمیت کمونیست ها بر اکثر مناطق ترک نشین تاثیرمنفی بسیاری از خود بر جای نهاد. همانطور که می دانید تفکر ترک گرای، بیشتر از دیگر نقاط دیگر جهان ترک در آذربایحان رواج داشته است. برای همین جوزف استالین رهبر اتحاد شوروی با آگاهی از این اصل در سال 1937 اکثر روشنفکران آذربایجان را زندانی و در واقع قتل و عام کرد . مشابه همین قتل عام نیز در آذربایجان جنوبی و در سال 1946 از سوی حکومت پادشاهی پهلوی در ایارن روی داد و طی یک نسل کشی چند روزه و هولناک دهها هزار نفر کشته شدند. اگر آذربایجان در آن سال ها متحمل این اتفاقات خونین تاریخی توسط روسیه شوروی و ایران نمی شد امروز ما آذربایحان شمالی و حنوبی نداشتیم بلکه آذربایجان واحد داشتیم.  این ها همه از یک منبع فکری تغذیه می شدند و هدف واحد داشتند اینکه ترک گرایی نه در دو آذربایحان بلکه در سراسر ایران و روسیه محو شود. یادمان باشد در همان زمان هیتلر می گفت اگر 3 تا ترک باهم باشند حتما دولت تشکیل می دهند. به این ترتیب یک اتفاق جهانی بر علیه ترک ها شکل گرفته بود. برای عبور از این موانع در مرحله اول روشنفکران جهان ترک باید یک اتحادیه فرهنگی تشکیل بدهند و خروجی تفکرات خود را تقدیم رهبران سیاسی خود بکنند و در اینصورت است که شعار اسماعیل گاسپرالی یعنی اتحاد در کار، فکر و زبان، جامعه عمل خواهد پوشید.

  • در ایران فقط 30 میلیون نفر آذربایجانی وجود دارد. در کنار ترکهای آذربایجان، ترک های قشقایی،خراسان،ترکمن،خلج، بیچافچی و افشار با آمار میلیونی در ایران حضوری تاریخی دارند. اما علی رغم اینکه بالغ بر نصف جمعیت ایران را ترک ها تشکیل می دهند در عمل و در میدان سیاست و اقتصاد نقش مهمی ندارند. ارزیابی خودتان را در این باره برای مخاطبان ما بگویید.
 علت اصلی را باید در روحیه خان ها و پادشاهان ترک جستجو کرد. در گذشته برخی از آنها نه برای حفظ زبان و ملیت خود، بلکه برای حفظ تخت شاهی و مقام سیاسی خود تلاش کرده اند. اما اکنون زمان بیداری و همبستگی است. این همبستگی بر علیه هیچ قوم و ملتی نیست. هدف، وحدت فرهنگی میان ترکها است و این وحدت حق هر ملتی است که به صورت پراکنده در یک کشور و یا در کشورهای مختلف جهان حضور دارند.

  • ترک های ایران در وضیعت فعلی چکار می توانند بکنند؟

ترک های آذربایجان جنوبی و سراسر ایران بسیار جسور و فهمیده بوده و مصمم به احقاق حقوق خود هستند. باید زبان مادری آنان به طورکامل در مدارس تدریس شود. از طریق تدریس زبان و الفبای ترکی زمینه برای بروز تحولات عمیق فرهنگی آماده خواهد شد. چراکه ترکها با یادگیری تاریخ خود قادر به مقایسه جایگاه گذشته و کنونی خود خواهند گردید و به این ترتیب آینده ای درخشان را هم برای خود و هم برای دیگر اقوام و ملل معظم ایران رقم خواهند زد.

  • حکومتهای فلات ایران و بخش بزرگی از خاورمیانه تا هزار سال بعد از دو صده نخست اسلام در دست ترک ها بوده است. آیا بنظر شما ترک ها می توانند مجددا فرهنگ و سیاست و مدیریت خود را در ایران برپا کنند؟

در اصل بخش مهمی از تجلیات فرهنگی در ایران امروز، منشاء ترکانه دارد. از ادبیات کلاسیک فارسی بگیرد تا ادبیات امروزین موجود در این زبان. تازه این غیر از آفرینشهای ادبی خود ترکان به زبان ترکی است و اقوام دیگر ایران نیز همه و همه تحت تاثیر فرهنگ و سنتهای ملت ترک بوده اند. بگونه ای که بسیاری از ایرانیان غیر ترک، بدون اینکه آموزش دیده باشند زبان ترکی را یاد گرفته اند. این هم به دلیل عشق، علاقه و نیاز آنان به زبان ترکی و ملت ترک بوده است. بی تردید ایران با حکومت مبتنی بر فرهنگ ترک ها می تواند نگاه نوین و امیدوار کننده ای برای آینده به همراه داشته باشد. ایران اکنون در بن بستی جدی بسر می برد. فرهنگ سیاست زده حاکم کنونی فرهنگ حقیقی و واقعی اقوام و ملل والای فلات ایران نیست. من فکر می کنم خوشبختی ملت ایران هم از این منظر قابل بررسی است و اگر اتحادیه ترک ها میان کشورهای جهان ترک بصورت جدی تشکیل یابد حتما ایران هم خواه ناخواه به عضویت آن در آن خواهد آمد. یعنی سرنوشت محتوم ایران این است که مجددا به آغوش جهان ترک بازگردد و این یعنی بازگشت عدالت، انسانگرایی، تجدد، تسامح، هنر و دمکراسی به تار و پود این کشور.

  • و سوال آخر اینکه در ایران از سوی برخی از افراد مناقشه ای تحت عنوان ترک و آذری وجود دارد. به این ترتیب که از زمان حکومت پهلوی سیاسیون و سیاستزدگان می کوشند تا ترک را آذری معرفی کنند. طبعا مردم خود را ترک می دانند. شما چه فکر می کنید؟

آنها با آذری نامیدن آذربایجانیها حتی اگر مخالفتی یا غرضی با ترک بودن آنها نداشته باشند در صدد کوچک کردن تاریخ، فرهنگ و شعاع حضور جغرافیایی ملت آذربایجان هستند. همین کار را در روسیه شوروی هم کردند. اما تاریخ و حققیت و دانش سرانجام پیروز شد و کلمه ترک مجددا به جایگاه سابق خود بازگشت.