امروز در تاریخ/ روزی که فریدون ابراهیمی در دفاع از ملت آذربایجان سربر دار شد

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز(محا)، فریدون ابراهیمی وزیر دادگستری حکومت ملی آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری 71 سال قبل در چنین روزی(1 خردادماه سال 1326) در تبریز اعدام شد.

فریدون ابراهیمی متولد سال 1297 و از شهرستان آستارا واقع در شرق آذربایجان می باشد.
وی عضو کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان و دادستان کل آذربایجان در دوران حکومت ملی آذربایجان بود.
فریدون ابراهیمی در سال 1322 پس از تاسیس روزنامه آژیر ، توسط سید جعفر پیشه وری ، شروع به همکاری با این روزنامه کرد و در همین سال به عضویت هیئت تحریریه درآمد.
وی در مقاله های خود به افشای اشغالگری ایرانی،امپریالیسم ایرانی و سرسپردگان داخلی آن و تاریخ ملی‌ ترکان آذربایجان می پرداخت.
فریدون ابراهیمی در خرداد ماه 1324 در رشته حقوق سیاسی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد وی علاوه بر زبان مادری ترکی آذربایجان، به زبانهای فارسی ، فرانسه و عربی تسلط کامل داشت.
در این زمان از طرف وزارت امور خارجه ایران  و روزنامه اطلاعات بارها به او پیشنهاد همکاری می شد اما وی به سرزمین زادگاهش آذربایجان برگشت و در 3 شهریور ماه 1324  در انتشار فراخوان 12 ماده ای فرقه دموکرات آذربایجان نقش چشمگیری ایفا کرد.
 فريدون ابراهيمی در 21 آذر 1324 به عنوان نماینده مجلس و دادستان کل کابینه حکومت ملی منصوب شد.
سرانجام وقتی ارتش اشغالگر پهلوی در 26 آذرماه 1325 بصورت وحشيانه به آذربایجان حمله و وارد تبریز شد فريدون ابراهيمی همراه با تعدادی رفقای خود، در داخل ساختمان کميته مرکزی سنگر گرفته و پس از دو روز نبرد مسلحانه دستگير شدند.
او در زندان محمدرضا شاه مدام یک جمله را تکیه کلام خود قرار داده بود:
“هرگز از دولت و شاه طلب عفو نکنيد. ما به عفو اين آقايان و شاه لعنت می فرستيم.”
فريدون ابراهيمی بعد از مدت شش ماه تحت سخترين شکنجه‌ها زندانی از طرف دادگاه فرمایشی پهلوی به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او در اول خردادماه سال 1326 در باغ گلستان تبریز اجرا و در قبرستان امامیه تبریز دفن گردید.
“ابراهیمی بنا به اذعان همراهان خود در زندان تبریز دو روز قبل از اعدام خواست که کت و شلوار مشکی را که هنگام عزیمت به پاریس به عنوان نماینده ملت ترک آذربایجان ، جهت شرکت در کنفرانس صلح پاریس تهیه کرده بود، برایش به زندان بفرستند. در تمام طول شب اعدام با رفقای خود صحبت کرد. او از وظیفه انسان‌ها نسبت به اجتماع و خلق و از شیرینی زندگی توأم با مبارزه سخن‌ها گفت. سحرگاه، پس از اصلاح صورت، کت و شلوار خود را با پیراهن سفیدی بر تن کرد و کراوات سرخ رنگش را بگردن زد. در این کار نهایت سلیقه را به خرج می داد.
او در مقابل تعجب بعضی از رفقا گفت:
ما تمام زندگی خود را با پاکی و ظرافت گذرانده ایم، چرا باید زیر چوبه دار با حالتی پریشان ظاهر شویم؟”
رفتن به نوارابزار