آيا نوع جديدي از “شهدا” در راهند؟/علي رضا اردبيلي

“شهداي قطعنامه” در تاريخ ايران، نام قربانيان سقوط قيمت ارزهاي خارجي و بي ارزش شدن کوپنهاي ارزاق در پايان جنگ ايران و عراق است. اين “شهدا” کساني بودند که همه توان و آينده مالي خود را بر سر ارزش دائما افزاينده ارزهاي خارجي و کوپن ارزاق عمومي سرمايه گذاري کرده بودند. با قبول قطعنامه 598 از سوي آيت الله خميني و پايان جنگ ايران و عراق، همه هستي اقتصادي اين طيف دود شده و هوا رفت و بخشي از آنها هم هولکي به ديار باقي شتافته و بنام “شهداي قطعنامه” ابدي شدند.

با خروج آيالات متحده آمريکا از برجام، بخش مهمي از هموطنان گرامي در ميان اوپوزيسيون نيز، همه استعداد، آرزوها، استراتژي و تاکتيک سياسي خود را بر سر احتمال تغيير رژيم ايران از سوي ترامپ، سرمايه گذاري کرده اند. براي اين جماعت خام خيال، بابا ترامپ چيزي است شبيه بابانوئل افسانه اي که برايشان همه چيز در توبره دارد!
چيزي که اصلا در محاسبات اين بزرگواران جاي ندارد، احتمال تعبير نشدن اين خواب خوش و امکان سازش طرفين اين دعواست. احتمال ماراتوني از مذاکرات مخفي يا علني که با يک “برجام ـ2” خاتمه يابد و تنها فرق آن با قبل، در امضاي طرف آمريکايي در زير سند باشد. (دونالد ترامپ بجاي باراک اوباما)

معلوم نيست که اگر کشتيبان ترامپ را سياسي ديگر آيد و از هوس رژيم چنج در ايران عدول کرده و مثل عشق با کيم ايل جونگ، با آيت الله خامنه اي نرد عشق ببازد، تعدادي از اين مأيوس شدگان از کمک بابا ترامپ به سرنوشت شهداي قطعنامه دچار نشوند.

طيف مهمي از دخيل بستگان به امامزاده ترامپ، از ميان طرفداران ناسيوناليسم آريايي هستند. مثل رهبران جمهوري اسلامي که طي عمر چهل ساله خود، بجز مردم خود، حاضر با مذاکره با هر شيطاني براي ماندن در قدرت هستند، ناسيوناليسم آريايي در ايران هم براي رسيدن به قدرت، حاضر به تن دان به هر رابطه اي با هر شيطاني هستند اما هوسي براي آشتي با مردم خود و همسايگان و تاريخ واقعي خود ندارند. دوست دارند مکتبي جعلي از تاريخ را جايگزين تاريخ واقعي بکنند و بجاي زندگي با همه فرهنگهاي موجود در جغرافياي ايران و همسايگي با همه همسايگان اين کشور، به مجيز گويي از غرب و تحقير ترک و عرب بپردازند. اين نيروها شايد يکي دو نسل ديگر از تباهي و فرصت سوزي احتياج دارند تا به اشتباه بودن صورت مسئله خود، پي ببرند. آيا ميتوان با ايدئولوژي نفرت از عرب و ترک در دريايي از ملتهاي ترک و عرب درايران و منطقه همراه با تاريخي سرتاسر عربي و ترکي در گذشته ايران، يک نظم کارآمد ساخت؟

اين نيروها، ايراد کار رژيم پهلوي را نه سياستهاي ترک ستيزانه و عرب ستيزانه آن رژيم (يعني سياست نفرت از مردم خود و از همسايگان و تاريخ خود) ، بلکه جدي نبودن نظام پهلوي در ستيز با عرب وترک ميدانند و معتقدند که اسلام ستيزي هم، بايستي به آن دو جهاد ديگر (بر ضد ترک وعرب) افزوده شود تا با يک جنگ سه جبهه اي اما عميقتر و جديتر از دوران پهلوي، ايران عنقريبا نه به “دروازه هاي تمدن بزرگ” بلکه به اندروني “تمدن بزرگ آريايي” برسد.

توضيح: بجز حمله نظامي و جنگ، با هرنوع فشار خارجي بر رژيم جمهوري اسلامي ايران براي پايان دادن به ترور عليه مردم در داخل کشور و صدور امواج ترور به کشورهاي منطقه، موافقم. رژيم جمهوري اسلامي ايران به دليل ترور در داخل، ترور مخالفين سياسي در خارج و نابودي انسانيت و همه آثار تمدني در سوريه و… و…. هيچگونه مشروعيتي ندارد.

Comments: 0

رفتن به نوار ابزار