آذربایجان٬ مستعمره روانشناسی شکست است!

به گزارش خبرگزاری میکروفون نیوز (محا)٬ آذربایجان و ایران بخشی از توران است و یک ترک آذربایجانی هر موقع صرفا تحت نام نجات آذربایجان و ضمن بریدن از تبار تورانی و ترکانه خود به پاخاسته بعد از کسب پیروزی اولیه٬ کوتاه زمانی بعد شکست خورده است. اما همین ترک و آذربایجانی هر زمان که تحت عنوان نامهای تاریخی ترک و ترکستان و توران قد علم کرده و از انرژی هزاران ساله قاره ترکان (جهان ترک) در راه رسیده به آزادی و استقلال بهره برده٬ برای دهها سال و یا حتی صدها سال مستقل شده و  سرنوشت و حاکمیت ملی خود را در دست گرفه است.

بخش اول:
خرمدینان – بابک – با مرگش آذربایجان اشغال شد.
انقلاب مشروطیت – ستارخان – با مرگش انقلاب مشروطیت توسط حکومت پهلوی انحراف و آرمانش محو شد.
آزادیستان در سال 1918 – شیخ محمد خیابانی – 6 ماه بعد آذربایجان اشغال شد.
تاسیس جمهوری آذربایجان در سال 1918- محمد امین رسولزاده – 2 سال بعد آذربایجان اشغال شد.
فرقه دموکرات آذربایجان در سال 1945 امیر پیشه وری – یک سال و 5 روز بعد آذربایجان اشغال شد.
استقلال جمهوری آذربایجان در سال 1991 – ابوالفضل ائلچی بی – 11 ماه رئیس جمهور کشور تازه استقلال یافته آذربایجان بود و می رفت که استقلال جمهوری آذربایجان سرنوشتی همچون تاتارستان و چچنستان پیدا کند با درایت شخص مرحوم ائلچی بی اداره امور به مرحوم حیدر علی اوف سپرده شد.
بخش دوم:
گیردمان – جوانشیر – بیش از200 سال استقلال
غزنویان – سبکتکین – 223 سال استقلال
سلجوقیان – ارطغرول – 150 سال استقلال
خوارزمشاهیان – انوش تکین – 134 سال استقلال
ایلخانان – هلاکوخان – 97 سال استقلال
تیموریان – امیر تیمور -131 سال استقلال
قارا قویونلو – قارایوسف – 59 سال استقلال
آق قویونلو – اوزون حسن -32 سال استقلال
صفویه – شاه اسماعیل -234 سال استقلال
افشاریه – نادرشاه – 40 استقلال
قاجاریه – آقامحمدخان – 120 سال استقلال
جمهوری آذربایجان – حیدر علی اوف – کشور تازه استقلال یافته سیستم مشخص برای اداره نداشت هرج و مرج کشور را فرا گرفته بود استقلال آذربایجان با چالش جدی مواجه بود مرحوم حیدر علی اوف با دعوت مرحوم ابوالفضل ائلچی بی به باکو آمد و در مرحله اول سیستم دولت گرای قوی برای آذربایجان تعریف و نهادینه کرد و این استقلال برای آذربایجان انشالله ابدی خواهد بود.

پ.ن(1): در ترکیه می گویند”بیر اؤلکه ایکی بوزقورد”(یک مملکت با 2 گرگ خاکستری) و این اصطلاح به انور پاشا و مصطفی کمال آتاتورک اشاره دارد و هردو برای ترکیه مبارزه کردند منتهی انورپاشا در نبرد “ساری قمیش” شکست خورد اما مصطفی کمال در نبرد چناق قالا و جنگ های رهایی بخش ترکیه 7 دولت جهان را یکی پس از دیگری شکست داد و مردم ترکیه امروز ضمن احترام به انورپاشا مدام از آتاتورک، سلطان محمد فاتح و ارطغرول برای فرزندان خود قصه می گویند و خودشان را مدام با روحیه غلبه آتاتورک مسلح روحی و روانی می کنند و در سایه این روانشناسی پیروزی است اگر حیثیت این ملت زیر سوال رود مطمئنا برای کره زمین سرنوشت دیگر تعریف می کنند.
پ.ن(2)،در حرکت ملی آذربایجان برای ما شخصیت های بخش اول مدام تعریف می شود که سرنوشتان معلوم است و برای ما گفته اند آن سلسله های درخشان بخش دوم نامشان ترک بوده است و از ترکی حمایت نکرده اند حال آنکه با 100 اخیر پهلوی و جمهوری اسلامی یعنی بیش از 1000 سال است زمین و زمان بر علیه ماست اما ما زنده مانده ایم؟
در اصل اگر امروز توانسته ایم از زیر چرخ ماشین آسیمیلاسیون فارس ها نجات یابیم بخاطر میراث های معنوی سلسله های ترک می باشد و برای اینکه قبل از مبارزه شکست بخوریم روانشناسی شکست را برای ما تدریس و تحمیل کرده اند برای همین است با جمعیت 30 میلیون ترک در ایران اگر 2 واحد ترکی را در فلان دانشگاه بگذارند پیروزی تلقی می کنیم و برای گردنه حیران امضا جمع می کنیم. و یا بعد از تخریب همدیگر مدام خوشحالی می کنیم چون بالاتر از این چیزی نداریم و هر کس به داشته اش افتخار می کند.
پ.ن(3): فارس ها از دوره “کتاب و کتابت” تاریخ دولت گرائی ندارند برای همین از اعماق تاریخ برای خود “کوروش کبیر” تعریف کرده و تا حدودی برابر با اپوزوسیون در پوزوسیون هم مافیا دارند و برای همه تلقین کرده اند که:”گویا 2500 سال قبل امپراطوری داشته اند” و البته هر ترک در ایران اگرچه تمام آثار تاریخی در ایران که به ثبت ملی و جهانی رسیده است مربوط به معماری ترک هاست و هیچ موقع برای قرایوسف قاراقویونلو که با تخلص جهانشاه دیوان شعر ترکی هم دارد افتخار نمی کنند و نمی شناسند بلکه همچنان بر کوروش می نازد.
پ.ن(4):
بس هانی؟ یورد داش لار آتاسی اؤلکم
بیز گوموش دنیزلر ساحیلی دیک
سوزوموز واریدی اؤتکم نن اؤتکم
بیز قیزیل تخت – تاج صاحبی دیک
بیز نییه بوگونه دوشدوک آی دده؟(ممد آراز)

رفتن به نوار ابزار